Afghanistan Public Affairs Council

Afghanistan Public Affairs Council Afghanistan Public Affairs Council Corporation is a non-profit 501 (C) (3) organization
Based in Washington, DC
IRS.

شورای روابط عامه افغانستان، یک شورای بیطرف غیر سیاسی و غیر منفعتی که در ایالات متحده امريکا ثبت و جواز فعالیت اخذ نموده است ، این شورا در سراسر ایالات متحده آمریکا و در سطح بین المللی در راستای حل معظل مردم افغانستان فعالیت خواهند نمود، Tax number 99-1261715

ABOUT US
The Afghanistan Public Affairs Council (APAC) is an independent, bipartisan, nonprofit organization developing a pragmatic firm t

hat is conscientious in forming a peaceful and inclusive government. A crucial part of our mission is to encourage establishing an inclusive, Afghan-led, and owned peace process that is pivotal for Afghanistan's long-term stability and development. PAC engages policymakers, experts, and the public with innovative, fact-based ideas and analysis to shape and elevate Afghanistan's future. APAC's research and analysis have a significant impact, shaping and elevating Afghanistan's peace and an inclusive government in the U.S. foreign policy debate in Washington and beyond. We have a track record of attracting the brightest Afghan scholars, young community leaders, board members, and founders to lead our programs. As a result, we benefit from a strong network of supporters in all corners of the Afghan communities. At APAC, we are unwavering in our commitment to creating a diverse and inclusive working team. We stand against any form of discrimination based on race, color, religion, or gender, Aligning with our mission and values. APAC is in Washington, DC, and was established in 2022 by co-founders Dr. Sayed Aziz Sadat and John H Dickson. APAC is a 501(c)3 tax-exempt nonprofit organization. As a Peace and policy institution committed to the highest standard, we maintain strict independence, editorial direction, and control over its ideas, projects, events, and other activities. APAC does not engage in lobbying and fully complies with all applicable federal, state, and local laws.

01/30/2026

Afghanistan is living through a crisis that goes far beyond food, shelter, or aid. It is a crisis of legitimacy — a crisis created by exclusion. And exclusion is not just a political problem; it becomes a security problem, a humanitarian problem, and a regional instability problem.
Humanitarian assistance is necessary, but it cannot replace a political pathway. If the world manages only the emergency, the emergency will become permanent. Afghanistan needs a national process that unifies its people and restores a legitimate foundation for governance.
That is why we are calling for an Afghan-led National Dialogue — a structured, outcome-based process that brings together Afghanistan’s diverse communities, including scholars, elders, civil society, youth, women, minorities, displaced families, and the diaspora. This is not about symbolic meetings. It is about clear outputs: a Dialogue Charter, a roadmap for inclusive governance, and a practical monitoring mechanism with measurable benchmarks — especially on rights and education.
Inclusive governance is not a slogan. It is the minimum condition for stability. When a system excludes, it breeds resentment, fragmentation, and long-term instability. When it includes, it creates a path toward national unity and peaceful dispute resolution.
Our message is simple: Afghanistan cannot be stabilized through exclusion. The international community — including the United States — should support an Afghan-led National Dialogue, uphold inclusion standards, and align engagement with measurable progress. The goal is not endless crisis management. The goal is a unified Afghanistan advancing through a national political process.

01/30/2026

هم‌وطنان عزیز،

امروز افغانستان تنها با یک بحران انسانی روبه‌رو نیست؛ افغانستان با بحران مشروعیت و بحران حذف روبه‌رو است. وقتی یک نظام سیاسی نتواند همهٔ اقوام، جریان‌ها و شهروندان کشور را در تصمیم‌گیری و ادارهٔ امور شریک بسازد، نتیجه‌اش فقط فقر و مهاجرت نیست — نتیجه‌اش بی‌ثباتی، ناامنی، بی‌اعتمادی ملی و تداوم بحران است.

کمک‌های بشردوستانه برای زنده‌ماندن مردم ضروری است؛ اما حقیقت این است که کمک بشری نمی‌تواند جای یک راه‌حل سیاسی را بگیرد. اگر جامعهٔ جهانی فقط بحران را مدیریت کند، این بحران به یک وضعیت دائمی تبدیل می‌شود. افغانستان نیازمند یک مسیر روشن و ملی است؛ مسیری که ملت را متحد بسازد و بنیاد یک حاکمیت مشروع را ایجاد کند.

به همین دلیل، ما خواستار آغاز یک گفت‌وگوی ملیِ افغانستان‌شمول هستیم؛ یک روند منظم و نتیجه‌محور که در آن همهٔ افغان‌ها سهم داشته باشند: علما، بزرگان قومی، جامعهٔ مدنی، جوانان، زنان، اقلیت‌ها، خانواده‌های بی‌جا شده و همچنین افغان‌های مقیم بیرون از کشور. این گفت‌وگو نباید یک نشست نمادین باشد؛ بلکه باید به دستاوردهای روشن برسد.

سه نتیجهٔ مشخص باید از این روند بیرون شود:
اول، منشور گفت‌وگوی ملی که اصول شمولیت و چارچوب کار را تعیین کند؛
دوم، نقشهٔ راه برای حکومتداری فراگیر که نمایندگی عادلانه، حقوق شهروندی و دسترسی به آموزش را تضمین کند؛
و سوم، یک میکانیزم عملی تطبیق و نظارت با معیارهای قابل سنجش.

حکومتداری فراگیر یک شعار نیست — یک ضرورت است. افغانستان با حذف و انحصار آرام نمی‌شود؛ افغانستان با شمولیت، مشارکت و یک توافق ملی به ثبات می‌رسد.

پیام ما روشن است: جامعهٔ جهانی، سازمان ملل، کشورهای منطقه و به‌ویژه ایالات متحده باید از یک گفت‌وگوی ملیِ افغانستان‌شمول حمایت کنند، معیارهای شمولیت را جدی بگیرند، و تعاملات خود را با پیشرفت واقعی در حقوق و آموزش و مشارکت ملی پیوند دهند.

هدف ما مدیریت همیشگی بحران نیست؛ هدف ما یک افغانستان متحد، با یک مسیر سیاسی ملی و یک آیندهٔ با ثبات است.

تشکر.

12/05/2025

این رویداد غم‌انگیز که جان ۱۴ کارگر افغان را در معادن تاجیکستان گرفت، یک «حادثهٔ ناگهانی» نبود، بلکه نتیجهٔ مستقیم یک نظام ظالمانه و فساد گسترده است. کارگران افغان از مرحلهٔ استخدام تا انتقال و سپس در محیط کار، قربانی سوء‌استفاده، بی‌قانونی و رفتار غیرانسانی گردیده‌اند. قوانین کار تاجیکستان بارها نقض شده، نظارت دولتی وجود نداشته و حقوق اساسی این کارگران به‌صورت سیستماتیک پایمال شده است.

دولت تاجیکستان مسؤولیت کامل دارد تا حقیقت را روشن سازد، شبکه‌های فاسد را متوقف کند، و خانواده‌های قربانیان را طبق قانون با پرداخت خسارهٔ کامل و ارایهٔ عذرخواهی رسمی جبران نماید. بدون تحقیقات شفاف و پاسخ‌گویی دولت، این چرخهٔ ظلم و استثمار همچنان ادامه خواهد یافت، و کارگران افغان از عدالت و کرامت انسانی محروم خواهند ماند.

11/13/2025

در روزگار ما، افغانستان تنها یک کشور محصور در خشکی نیست؛
این سرزمین به میدان نبرد خاموش دستگاه‌های استخباراتی جهان بدل شده است.

ایالات متحده، چین، روسیه، ایران، پاکستان، هند و ترکیه—هر کدام با اهداف متفاوت و ابزارهای پنهان—در تار و پود وضعیت افغانستان تنیده‌اند. در این میان، پاکستان حضوری عمیق‌تر و ریشه‌دارتر از دیگران دارد؛ کشوری که با حفظ شبکه‌های تندرو و ساختارهای پنهان جنگ نیابتی، برای قدرت‌های بزرگ کانال‌های دسترسی و نفوذ بر گروه‌های مختلف افغان ایجاد می‌کند.

در این بازی چندلایه، آشوب و بی‌ثباتی به سرمایهٔ سیاسی پاکستان تبدیل شده است—سرمایه‌ای که با آن چانه می‌زند، معامله می‌کند، و نقش خود را در معادلات منطقه‌ای حفظ می‌نماید.

افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری آینهٔ رقابت جهانی است؛
جایی که هر قدرتی می‌کوشد آینده را نه بر اساس ارادهٔ مردم افغانستان،
بلکه بر اساس منافع خود ترسیم کند

11/10/2025

بازی خاموش پیرامون افغانستان: نبرد تازه بر سر مهار قلب آسیا
بازی بزرگ» تازه‌ای که در آسیای میانه در جریان است، بار دیگر می‌خواهد افغانستان را خاموش سازد — نه با بمب، بلکه با نقشه‌هایی که در پایتخت‌های دوردست طراحی می‌شوند
هم‌زمان با گسترش روابط واشنگتن با کشورهای آسیای میانه برای مهار چین، روسیه و ایران، افغانستان دوباره در مرکز این حلقه قرار گرفته است؛ سرزمینی که هم گذرگاه است و هم دیوار در یک طرح بزرگ مهار. نفوذ پاکستان بر طالبان رو به کاهش است، در حالی که ترکیه و تاجیکستان به عنوان میانجی‌های تازه در حال ظهور اند. با این همه، در پشت این تحرکات سیاسی، میلیون‌ها افغان در سکوت رنج می‌برند — میان گرسنگی، محدودیت، و جاه‌طلبی‌های جهانی
تراژیدی افغانستان در این است که همیشه در چارچوب طرح دیگران تعریف می‌شود — نه به عنوان یک کشور، بلکه به عنوان مرز قدرت‌ها. من خواهان چشم‌اندازی نوین و افغان‌محور بر بنیاد بی‌طرفی و همکاری منطقه‌ای استم تا این سرزمین از «خط شکست امپراتوری‌ها» به پلی برای صلح میان شرق و غرب تبدیل شود
صلح در قلب آسیا نه از مسیر مهار، بلکه از مسیر شمول، عدالت، و مالکیت واقعی افغان‌ها بر سرنوشت‌شان به‌دست می‌آید

11/01/2025

زمانی که ترمپ نقش شهباز شریف را در برابر شی جین‌پینگ بازی می‌کند
نوشتۀ عزیز سادات
دونالد ترمپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، که زمانی به‌خاطر سخنان تندش علیه چین مشهور بود، اکنون از شی جین‌پینگ به‌عنوان «رئیس‌جمهور بسیار ممتاز و محترم چین» ستایش می‌کند. لحن او یادآور شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان است که برای جلب حمایت اقتصادی و سیاسی چین، همواره از رهبران بیجینگ با تحسین و فروتنی یاد می‌کند
این تغییر در گفتار ترمپ بازتابی از دگرگونی عمیق در توازن قدرت جهانی است. ایالات متحده، که زمانی رهبر بی‌چون‌و‌چرای جهان بود، اکنون مانند کشورهایی سخن می‌گوید که به پشتیبانی چین وابسته‌اند. هنگامی‌که ترمپ از شی جین‌پینگ تمجید می‌کند، در حقیقت اعتراف می‌کند که قدرت اقتصادی چین و وابستگی فزایندهٔ امریکا به بازارها و منابع چین، واقعیتی انکارناپذیر شده است
زمانی در جنوب آسیا رهبران پاکستان برای گرفتن وام به چین چاپلوسی می‌کردند؛ امروز در واشنگتن، این لحن از زبان یک رئیس‌جمهور امریکایی شنیده می‌شود. اگر امریکا در دیپلماسی خود به تقلید از کشورهای ضعیف‌تر بپردازد، اعتبار رهبری جهانی خود را از دست خواهد داد. چاپلوسی سیاست نیست، بلکه نشانهٔ نیاز است
وقتی ترمپ مانند شهباز شریف سخن می‌گوید، جهان می‌فهمد که چین صحنه را رهبری می‌کند و امریکا در حال یادگیری نقش جدیدی است—نقشی که پیش‌تر مخصوص کشورهای وابسته بود

10/31/2025

بحران افغانستان بدون اقدام واقعی قابل حل نیست
افغانستان امروز در میانهٔ طوفانی از بحران‌ها گرفتار است—بحران‌های سیاسی، انسانی، اقتصادی و امنیتی که درهم آمیخته و به یک فاجعهٔ بزرگ ملی تبدیل شده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد این واقعیت را به رسمیت شناخته، اما فلج مانده و قادر نیست سخن را به عمل تبدیل کند
در آخرین نشست شورا، قدرت‌های بزرگ همان چیزی را تأیید کردند که مردم افغانستان سال‌هاست می‌دانند: افغانستان در وضعیت «طوفان کامل» قرار دارد. میلیون‌ها نفر از گرسنگی، فقر و فروپاشی نظام‌های صحی رنج می‌برند. نیمی از جمعیت—زنان و دختران—از زندگی عمومی حذف شده‌اند. تهدیدات تروریستی همچنان فعال و مهارناپذیر باقی مانده است. ارزیابی شورا دقیق بود، اما پاسخ آن ناکارآمد. بازهم آیندهٔ افغانستان مورد بحث قرار گرفت، بدون آنکه هیچ طرح عملی ارائه شود

10/21/2025

بیش از یک قرن است که افغانستان تلاش کرده تا یک دولت مدرن بسازد، اما همواره به دلیل اختلافات قبیله‌ای، سیاست‌های قومی و نهادهای ضعیف ناکام مانده است. تاریخ این سرزمین چرخه‌ای از تلاش برای اصلاحات و سپس بازگشت به خشونت و عقب‌گرد بوده است. اکنون، پس از سقوط جمهوری اسلامی و بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان در برابر یک تصمیم سرنوشت‌ساز قرار دارد. این انتخاب فوری و حیاتی است: یا باید آگاهانه یک دولت ملی مدرن و فراگیر بر پایه شهروندی برابر و نهادهای نیرومند ایجاد کنیم، یا ادامه درگیری‌های داخلی، فقر شدید و وابستگی به کمک‌های خارجی را بپذیریم. این استدلال می‌کند که تنها راه واقع‌بینانه برای پیشرفت، تعهد قاطع به حکومت فراگیر است؛ مدلی که می‌تواند در برابر قبیله‌گرایی ایستادگی کرده و ملت را متحد سازد.

10/21/2025

For over a century, Afghanistan has aimed to build a modern state but has repeatedly failed due to tribal divisions, ethnic politics, and weak institutions. Its history is a cycle of striving for reform followed by violent setbacks. Now, after the fall of the Islamic Republic and the Taliban's return to power, Afghanistan faces a critical decision. The choice is urgent: we must intentionally create a modern, inclusive national state based on equal citizenship and strong institutions, or accept ongoing internal conflicts, severe poverty, and reliance on foreign aid. This paper argues that the only viable way forward is through a firm commitment to inclusive governance, which can counter tribalism and unite the nation

10/21/2025

تاریخ افغانستان همواره با تلاش‌های مکرر برای ساختن یک دولت بر پایه‌های ناپایدار مانند قبیله‌گرایی، شخصیت‌پرستی یا ایدئولوژی انحصارگرایانه همراه بوده است. این تلاش‌ها همیشه با شکست مواجه شده‌اند. تنها راه بقا و شکوفایی افغانستان ایجاد دولتی است که بر رضایت و سرنوشت مشترک تمام مردم استوار باشد. ساختن یک دولت ملی فراگیر و مدرن، تأثیر غربی نیست؛ بلکه برای بقای افغانستان حیاتی است. در غیر این صورت، کشور ما دوباره در چرخه‌های بی‌پایان و ویرانگر قبیله‌گرایی فرو خواهد رفت. انتخاب با ماست.

08/20/2025

«گفتگو» پاکستان – راهبردی برای بی‌ثبات‌سازی افغانستان
در اواخر همین ماه، پاکستان میزبان یک نشست دو روزه در اسلام‌آباد با شماری از چهره‌های مخالف طالبان خواهد بود. این نشست تحت عنوان امیدوارکنندۀ «به سوی اتحاد و اعتماد» و به ابتکار «انستیتیوت ثبات استراتیژیک جنوب آسیا» (SASSI) برگزار می‌شود. گرچه این نشست به نام گفتگوی صلح معرفی شده، اما حقیقت روشن است: این تلاش دیگر پاکستان برای ایجاد شکاف میان افغان‌ها، فشار بر طالبان، و بازیابی نفوذی است که از دست داده—نفوذی که حالا به ضد خودش برگشته است
گفتگویی برای حذف
این نشست فراگیر نیست. درهای آن بسته است و حکومت طالبان—که اکنون کنترول افغانستان را در دست دارد—از گفتگو کنار گذاشته شده است. پاکستان با برجسته‌ساختن چهره‌های مخالف در انزوا، وحدت نمی‌سازد بلکه یک طبقۀ سیاسی مطیع را پرورش می‌دهد تا علیه کابل از آن استفاده کند. به جای کمک به صلح، این سیاست شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌سازد و منطقه‌ای شکننده را به سوی بی‌ثباتی بیشتر سوق می‌دهد
بازی قدیمی مداخلات نیابتی
برای درک این اقدام باید آن را در متن تاریخ طولانی مداخلات پاکستان در امور افغانستان دید
در دوران اشغال شوروی در دهۀ ۱۹۸۰، سازمان استخبارات نظامی پاکستان (آی‌اِس‌آی) مجرای اصلی کمک‌های غربی به مجاهدین بود. همزمان شبکه‌های مدارس مذهبی را گسترش داد و نسل‌هایی از جنگجویان را تربیه کرد که بعداً ستون فقرات طالبان شدند
حتی پس از سال ۲۰۰۱، پاکستان به گفتۀ بسیاری تحلیل‌گران، «بازی دوگانه» را ادامه داد. یک گزارش مستند از مکتب اقتصاد لندن نشان داد که عناصر آی‌اِس‌آی به طالبان منابع مالی، پناهگاه امن و مشوره‌های استراتیژیک فراهم می‌کردند—در حالی‌که پاکستان به ظاهر متحد ایالات متحده در جنگ علیه تروریزم بود
هدف اصلی در پس این سیاست روشن بود: استفاده از افغانستان به‌عنوان «عمق استراتیژیک» علیه هند. موضوع اصلاً مربوط به حاکمیت افغانستان نبود، بلکه ریشه در رقابت اسلام‌آباد با دهلی‌نو داشت
نتیجه معکوس
امروز پاکستان با پیامدهای همین سیاست خود روبه‌رو است. طالبان، که زمانی به حمایت پاکستان وابسته بودند، دیگر حاضر نیستند به‌عنوان دست‌نشاندۀ اسلام‌آباد عمل کنند. آنها حاضر به رسمیت شناختن خط دیورند نیستند و درخواست پاکستان برای تحویل‌دهی رهبران تحریک طالبان پاکستان (TTP) را رد کرده‌اند.
این برگشت، مرگبار بوده است. تحریک طالبان پاکستان که از دل همان شبکه‌های افراطی پرورش‌یافته توسط پاکستان بیرون آمده، اکنون حملات ویرانگری را در داخل خاک پاکستان انجام می‌دهد—اکثراً از پناهگاه‌هایی در افغانستان
در پاسخ، پاکستان حملات هوایی در داخل افغانستان انجام داده است که منجر به کشته شدن غیرنظامیان—از جمله زنان و کودکان—گردید. این حملات خشم گسترده برانگیخت و طالبان با عملیات تلافی‌جویانه منجر به کشته‌شدن سربازان پاکستانی شدند.
این چرخه خشونت نه تنها هر دو کشور را بی‌ثبات ساخته بلکه کل منطقه را به سوی ناامنی بیشتر می‌کشاند
سوء‌استفادۀ ابزاری از حقوق زنان
شاید بدبینانه‌ترین بخش نشست اسلام‌آباد، استفاده از گروه‌های زنان برای اعطای مشروعیت به آن باشد. هیچ تردیدی نیست که زنان افغان تحت سخت‌ترین محدودیت‌های تاریخ معاصر قرار دارند—از آموزش، کار و مشارکت اجتماعی محروم شده‌اند. اما برای پاکستان—که در ایجاد شرایطی که طالبان را به چنین قدرتی رساند نقش جدی داشت—اینکه خود را مدافع حقوق زنان افغان نشان دهد، صادقانه نیست
این ژست، یک بحران واقعی انسانی را به ابزار سیاسی مبدل می‌سازد، بی‌آنکه در عمل چیزی برای بهبود زندگی زنان افغان انجام دهد
نشست اسلام‌آباد راهی به سوی صلح نیست—ادامۀ یک سیاست ناکام است. این نشست برای ایجاد شکاف میان افغان‌ها طراحی شده، نه برای اتحاد. صدای مردم عادی افغانستان—که همواره مداخلات خارجی را رد کرده‌اند—نادیده گرفته می‌شود. و خطر آن است که جنگ و بحران حقوق بشری را طولانی‌تر و عمیق‌تر سازد
اگر پاکستان واقعاً ثبات می‌خواهد، باید سیاست نیابتی و دستکاری را کنار بگذارد. یگانه راه پایدار این است که با افغانستان مستقیم و محترمانه تعامل کند—شامل حکومت کنونی طالبان—و همزمان چالش‌های امنیتی داخلی خود را حل نماید. هر چیزی کمتر از این، چرخه بی‌اعتمادی و خشونت را ادامه خواهد داد؛ چرخه‌ای که دهه‌هاست هر دو ملت را آزار داده است
صلح از گفت‌وگوهای مهندسی‌شده در پایتخت‌های خارجی به‌وجود نخواهد آمد. صلح تنها زمانی ممکن است که افغان‌ها خودشان متحد شوند و آیندۀ خویش را بدون مداخلۀ بیرونی شکل دهند. پاکستان باید این حقیقت را بپذیرد—وگرنه پیامدهای سیاست‌های ناکام خود را بیشتر خواهد چشید

08/15/2025

چرا روند دوحه ناکام است و چه باید کرد
نویسنده: عزیز سادات
دورهای اخیر گفتگوهای تسهیل‌شده توسط سازمان ملل در دوحه بار دیگر یک حقیقت نگران‌کننده را آشکار ساخت: این روند افغانستان را به سوی آینده‌ای فراگیر و باثبات هدایت نمی‌کند. مایکل سمپل، یکی از چهره‌های برجسته در امور افغانستان، صریحاً گفت: «هیچ امیدی برای بهبود وضعیت یا تغییر سیاست‌های طالبان از طریق روند دوحه وجود ندارد. این چیزی بیش از اتلاف وقت نیست و همه طرف‌های دخیل از این موضوع آگاه‌اند
ارزیابی او حقیقتی تلخ را بازگو می‌کند که بسیاری از سیاستگذاران در سکوت پذیرفته‌اند، اما کمتر کسی آن را به زبان آورده است—نشست‌های دوحه برای حل بحران اساسی سیاسی در افغانستان طراحی نشده‌اند
دیپلماسی بدون افغان‌ها
در ماهیت خود، روند دوحه گفت‌وگویی است میان دیپلمات‌های پایتخت‌های مختلف، نه میان خود افغان‌ها. ذی‌نفعان واقعی—مردم افغانستان که دهه‌ها رنج جنگ را تحمل کرده‌اند—در این میز مذاکره حضور ندارند. هرچند دولت‌های شرکت‌کننده نارضایتی خود را از سیاست‌های سرکوب‌گرانه طالبان، به‌ویژه در زمینه حقوق زنان، آزادی‌های مدنی و آموزش ابراز می‌کنند، اما از وارد آوردن فشار واقعی خودداری می‌کنند
بر اساس تجربه مستقیم من با جوامع افغان در ایالات متحده، کانادا، اروپا، خاورمیانه و داخل افغانستان، مشاهده کرده‌ام که این کنار گذاشتن، ناامیدی عمومی را عمیق‌تر می‌کند. افغان‌ها بر این باورند که تصمیم‌ها در مورد آنان، بدون حضور و مشارکت‌شان گرفته می‌شود—الگویی که در تاریخ ما بارها شکست خورده است
خلأ فشار
طالبان همچنان از فشار داخلی و خارجی مصون مانده‌اند. در داخل افغانستان، هیچ اپوزیسیون سیاسی متحد و قدرتمندی شکل نگرفته که بتواند حاکمیت آنان را به چالش بکشد. در خارج، قدرت‌های بزرگ عمدتاً افغانستان را به حاشیه اولویت‌های سیاست خارجی خود رانده‌اند. بدون اهرم فشار واقعی، طالبان دلیلی برای تغییر مسیر سیاسی خود نمی‌بینند
سمپل به درستی هشدار می‌دهد که «این صرفاً یک مأموریت محول‌شده است که اجرا می‌شود، نه یک مسیر واقعی به سوی پیشرفت.» من که در گفتگو با نمایندگان طالبان در ترکیه، دوبی و قطر حضور داشته‌ام، از نزدیک دیده‌ام که نبود فشار سیاسی و اقتصادی پایدار، این گفتگوها را به حرکتی نمادین و نه راهبردی تبدیل کرده است
محدودیت‌های مشارکت تحت رهبری سازمان ملل
حمایت مداوم سازمان ملل از روند دوحه، افغانستان را در صحنه بین‌المللی حفظ کرده است. با این حال، در ساختار کنونی، این روند در خطر آن است که به یک تشریفات پرهزینه دیپلماتیک تبدیل شود—پر از نمادگرایی، اما خالی از محتوای واقعی. شرکت‌کنندگان اصلی از این کاستی‌ها آگاه‌اند، اما از روی تعهدات تشریفاتی به آن ادامه می‌دهند
افغانستان نمی‌تواند یک دهه دیگر «روند بدون پیشرفت» را تحمل کند
مسیر پیش‌رو: راه‌حل‌های تحت رهبری افغان‌ها و مالکیت افغان‌ها
شکستن بن‌بست بیش از برگزاری نشست‌ها و صدور بیانیه‌ها نیاز دارد. این کار مستلزم حرکت به سوی ابتکاراتی است که تحت رهبری و مالکیت افغان‌ها باشد و با مشارکت گسترده پشتیبانی شود. این یعنی
1. بسیج مردمی – ایجاد شبکه‌هایی در سراسر افغانستان که جوامع، نهادهای مدنی و رهبران محلی را برای مطالبه شمولیت سیاسی و حقوق اساسی به هم پیوند دهد
2. حمایت بین‌المللی از صداهای اپوزیسیون – فراهم‌کردن بسترهای امن و کمک هدفمند برای گروه‌های سیاسی معتبر افغان که بتوانند سلطه انحصاری طالبان را به چالش بکشند
3. بهره‌گیری از دیاسپورای افغان – جامعه جهانی افغان یک منبع مهم و استفاده‌نشده است. سازماندهی و مشارکت مؤثر دیاسپورا می‌تواند نفوذ سیاسی را تقویت کرده و افغانستان را در کانون توجه بین‌المللی حفظ کند
4. اهرم اقتصادی – مشروط‌کردن هرگونه حمایت مالی آینده یا کمک‌های بشردوستانه به تغییرات مشخص در سیاست طالبان، به‌ویژه در حوزه آموزش، مشارکت زنان و حقوق بشر
از بن‌بست مدیریت‌شده تا گشایش سیاسی
رویکرد کنونی—تمرکز بر مدیریت بحران افغانستان به جای حل آن—تنها بی‌ثباتی را طولانی‌تر می‌کند. بدون تغییر عمدی در راهبرد، روند دوحه همان خواهد ماند که سمپل هشدار داده است: یک جایگزین موقت بدون امید واقعی به پیشرفت.
آینده افغانستان صرفاً در پشت درهای بسته میان دیپلمات‌های خارجی و طالبان تعیین نخواهد شد. این به آن بستگی دارد که آیا خود افغان‌ها، با پشتیبانی متحدان بین‌المللی اصول‌گرا، می‌توانند مسیر به سوی حکومت فراگیر، آشتی ملی و بازگرداندن حقوق اساسی را ترسیم کنند یا خیر
فراخوان مستقیم به جامعه جهانی
ایالات متحده، اتحادیه اروپا، بریتانیا و بازیگران منطقه‌ای مانند قطر، ترکیه و پاکستان باید از حرکات نمادین فراتر روند و یک راهبرد نتیجه‌محور را در پیش گیرند. این شامل مطالبه نمایندگی افغان‌ها در تمامی گفتگوهای آینده، تعیین اهداف سیاسی مشخص برای مذاکرات با طالبان، و هماهنگ‌کردن تلاش‌های دیپلماتیک، اقتصادی و بشردوستانه برای حفظ فشار پایدار است
بی‌عملی، وضعیت موجود را بی‌سروصدا تداوم می‌بخشد—وضعیتی که با حذف نیمی از جمعیت، فرسایش آزادی‌های مدنی و افزایش خطر بی‌ثباتی دوباره شناخته می‌شود؛ خطری که محدود به مرزهای افغانستان نخواهد ماند
انتخاب پیش‌روی جامعه جهانی روشن است: یا بحران افغانستان را به‌عنوان یک مسئله فوری جهانی مورد رسیدگی قرار دهید یا پیامدهای بی‌توجهی را بپذیرید. تاریخ با کسانی که سکوت را بر اقدام ترجیح دهند، مهربان نخواهد بود

Address

Washington D.C., DC

Telephone

+12193319044

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Afghanistan Public Affairs Council posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Organization

Send a message to Afghanistan Public Affairs Council:

Featured

Share