Radio Chakavak

Radio Chakavak Persian Radio, discussing political issues in Iran and around the world.صدای چکاوک، صدای متفاوت شماست در هنگامه انعکاس صداهای مشابه

26/05/2026

گفتگو با آقای رضا فلاحی از زندانیان سیاسی دهه شصت
کار زار نه به اعدام 20260526

20/05/2026

گفتگو ی روز موضوع:مهمترین رویداد های هفته،از اخبار و تحولات مهم
مهمان برنامه:آقای بهرام رحمانی نویسنده،پژوهشگر وتحلیلگر سیاسی
20250520

19/05/2026

گفتگو با آقای رضا فلاحی از زندانیان سیاسی دهه شصت
20260519 کار زار نه به اعدام

20260516
17/05/2026

20260516

گفت‌وگو با مسعود نوروزی شمیرانی، جامعه‌شناسشما هم می‌توانید با این راه‌های حمایتی به عصرانه کمک مالی کنید.***همیاری***راه‌های حمایت از این کانال و برنامه‌های...

تسلیحات آمریکایی برای ایران؛ پروژه‌ای که در اربیل متوقف شدhttps://www.radiozamaneh.com/888449/بایز افروزی، فعال سیاسی کر...
14/05/2026

تسلیحات آمریکایی برای ایران؛ پروژه‌ای که در اربیل متوقف شد
https://www.radiozamaneh.com/888449/

بایز افروزی، فعال سیاسی کرد، در گفت‌وگو با رادیو زمانه فاش کرده است که تسلیحات آمریکایی ارسال‌شده برای احزاب کرد ایرانی، برخلاف ادعاهای اولیه دونالد ترامپ، هرگز به دست این گروه‌ها نرسیده و همچنان در انبارهای وزارت داخله اقلیم کردستان عراق در اربیل نگهداری می‌شود.

به گفته افروزی، پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، واشینگتن مقادیر قابل توجهی سلاح سبک و نیمه‌سنگین را با هدف تجهیز احزاب کرد ایرانی ارسال کرد تا در صورت تشدید بحران، بتوانند کنترل مناطق کردنشین را در دست بگیرند. او می‌گوید چند حزب کرد ایرانی، از جمله حدکا، پژاک، پاک و خبات، برای مشارکت در این پروژه اعلام آمادگی کرده بودند و حتی خواستار ایجاد منطقه پرواز ممنوع از سوی آمریکا شده بودند؛ درخواستی که پذیرفته نشد.

افروزی تأکید می‌کند که نگرانی اقلیم کردستان عراق از واکنش جمهوری اسلامی، حملات احتمالی حشدالشعبی و فشارهای ترکیه، باعث شد مقام‌های اقلیم از تحویل این تسلیحات به احزاب کرد خودداری کنند. به گفته او، روابط نزدیک اتحادیه میهنی کردستان با تهران نیز در افشای موضوع و توقف پروژه نقش داشت.

او همچنین می‌گوید سازمان کردستان حزب کمونیست ایران (کومله) با این طرح مخالفت کرده و آن را پروژه‌ای برای تبدیل کردها به «پیاده‌نظام آمریکا و اسرائیل» توصیف کرده بود؛ موضعی که به گفته افروزی، بر افکار عمومی و بخشی از تشکل‌های مدنی و کارگری کردستان تأثیر گذاشت.

این فعال سیاسی در نهایت نتیجه می‌گیرد که پروژه تسلیح احزاب کرد ایرانی عملاً به بن‌بست رسیده و سلاح‌های ارسالی همچنان در زرادخانه‌های اقلیم کردستان باقی مانده‌اند؛ موضوعی که به گفته او، نشان‌دهنده پیچیدگی موازنه‌های منطقه‌ای و شکاف در رویکرد نیروهای کرد ایرانی است.

پاسخ زندانی سیاسی امیرحسین مرادی به  قضاییه‌ جلادان برای عفو باقیماندهٔ محکومیت او در زندانپاسخ زندانی سیاسی امیرحسین مر...
14/05/2026

پاسخ زندانی سیاسی امیرحسین مرادی به قضاییه‌ جلادان برای عفو باقیماندهٔ محکومیت او در زندان
پاسخ زندانی سیاسی امیرحسین مرادی به قضاییه‌ جلادان برای عفو باقیماندهٔ محکومیت او در زندان

پاسخ زندانی سیاسی امیرحسین مرادی به قضاییه‌ جلادان برای عفو باقیماندهٔ محکومیت او در زندان
بر گرفته از ایران افشاگر

اردیبهشت ۲۴, ۱۴۰۵در اسناد مقاومت, برگزیده ها
عفو ننگین شما را نخواسته و نمی‌خواهم من نیز تا زمان رهایی مردم ایران از شر شما حتی فکر رهایی خود از بند را نخواهم کرد‌ و آن را از شما گدایی نمی‌کنم
زندانی سیاسی امیرحسین مرادی دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف که به اتهام هواداری از مجاهدین به ۱۶ سال زندان محکوم شده در پاسخ به نامه قضائیه جلادان مبنی بر عفو باقی مانده دوران زندان طی نامه ای از زندان اوین خطاب به قضائیه اعدام و قتل عام نوشته است:
چهره‌ خندان عزیزترین دوستانم (وحید و پویا و بابک و محمد و شاهرخ و ابوالحسن) در زمان جدایی و انتقال‌شان از اوین به قتل‌گاه قزلحصار که تا آخرین دم از عمرشان نیز تن به ذلت تسلیم در برابر حکومت پست‌تان ندادند، در جلوی چشمانم است و مادران و پداران‌شان را تصور می‌کنم.

همانطور که در شهریور ۱۴۰۳ نیز به صراحت گفتم، اکنون نیز تکرار می‌کنم عفو ننگین شما را نخواسته و نمی‌خواهم و در پاسخ به کشتار خونین دی ماه و اعدام های جنایتکارانه اخیر، قطعا و یقینا ما مردم تحت ستم ایران هستیم که در موضع بخشیدن شما هستیم اما یقین بدانید که ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.
‏من نیز تا زمان رهایی مردم ایران از شر شما، حتی فکر رهایی خود از بند را نخواهم کرد‌ و آن را از شما گدایی نمی‌کنم.
‏امیرحسین مرادی ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

پاسخ امیرحسین مرادی به عفو قضاییه جلادان
در این رابطه بخوانید:

چرا برافراشتن نشان ساواک در اروپا یک عمل مجرمانه است؟برگرفته از سایت سازمان مجاهدین خلقسیاسی1405/02/23نماد ساواک شاه و ص...
14/05/2026

چرا برافراشتن نشان ساواک در اروپا یک عمل مجرمانه است؟
برگرفته از سایت سازمان مجاهدین خلق
سیاسی1405/02/23
نماد ساواک شاه و صلیب شکسته هیتلر
نماد ساواک شاه و صلیب شکسته هیتلر
رخداد حیرت‌آور و قابل تأمل در شهر رگنزبورگ ایالت بایرن آلمان، یعنی برافراشتن آرم سازمان مخوف ساواک توسط دار و دسته «بچه شاه»، فراتر از یک ناهنجاری رفتاری، یک «بیانیه سیاسی» برای بازگشت به دوران سیاه شکنجه و خفقان است. این کنش وقیحانه، در حقیقت آزمونی برای وجدان بیدار ایرانیان و هم‌چنین پرنسیب‌های حقوقی کشورهای دموکراتیک است. برافراشتن پرچم نهادی که نماد رسمی شکنجه در تاریخ معاصر ایران بوده است، «تحریک به جنایت» و «تطهیر جنایت علیه بشریت» محسوب می‌شود.
اروپا و سنت مبارزه با نمادهای فاشیسم
قاره اروپا، پس از عبور از دوزخ جنگ جهانی دوم، به این درک بنیادین رسید که دموکراسی نباید ابزاری برای بازگشت فاشیسم فراهم کند. مبنای حقوقی این ممنوعیت قانون اساسی آلمان است که در آن دموکراسی حق دارد از خود در برابر دشمنانش دفاع کند. بر اساس ماده ۸۶-آ قانون مجازات [۱]، استفاده از نمادهای سازمانهای غیرقانونی و ضد قانون اساسی، به‌ویژه پرچم‌ها و نشان‌های حزب نازی، سلام نازی، و شعارهای آن. ، اکیداً ممنوع و جرم تلقی می‌شود. این قانون تنها به «صلیب شکسته» محدود نیست، بلکه هر نمادی را که تداعی‌گر ایدئولوژی‌های انسان‌ستیز و برتری‌طلب باشد نیز شامل می‌گردد، هم‌چنین طبق بند ۱۳۰ قانون کیفری، انکار یا کوچک‌نمایی هلوکاست و نیز انکار اتاق‌های گاز و توجیه جنایات نازی‌ها جرم محسوب شده و مجازاتی تا ۵سال زندان را به‌دنبال دارد. طبق این قانون وزارت کشور آلمان می‌تواند گروه‌های نئونازی یا فاشیستی را ممنوع کند.
اروپا و به‌ویژه آلمان که طعم تلخ گشتاپو و اس‌اس را چشیده، نمی‌تواند نسبت به باز تولید همان الگوها در پوشش‌های دیگر بی‌تفاوت بماند. ساواک شاه، در ساختار و عملکرد، برادرخوانده نهادهای سرکوبگر فاشیستی است. وقتی عفو بین‌الملل در سال ۱۹۷۵ میلادی (۱۳۵۴ خورشیدی) گزارش داد که «هیچ کشوری در جهان رکورددار شکنجه و اعدام به اندازه ایران (تحت حاکمیت شاه) نیست»، در واقع بر ماهیت فاشیستی آن ساختار صحه گذاشت. لذا، اقدام فاشیستی این دار و دسته در آلمان، نقض آشکار روح قوانین ضدفاشیستی اروپا و توهین به میلیون‌ها قربانی استبداد است.
مصادیق تاریخی فاشیسم و شباهت‌های ساختاری با ساواک
برای درک عمق فاجعه در رگنزبورگ، باید به تاریخ نگاه کرد. فاشیسم تنها در «دیکتاتوری» خلاصه نمی‌شود، بلکه ترکیبی از «کیش شخصیت»، «ناسیونالیسم افراطی» و «دستگاه امنیتی خودکامه» است.
پلیس مخفی گشتاپو در آلمان و ساواک در ایران، هر دو نهاد وظیفه داشتند هر گونه صدای مخالفی را پیش از شنیده شدن خفه کنند. روش‌های ساواک از جمله «آپولو»، «شوک الکتریکی» و «قفس داغ»، کپی‌برداری و مدرنیزه شده از ابزارهای تفتیش عقاید و شکنجه‌گاههای فاشیسم قرن بیستم بود.
به رگبار بستن ۹ زندانی سیاسی (از جمله بیژن جزنی و یارانش) در تپه‌های اوین با دستها و چشمان بسته، دقیقاً مشابه متدولوژی «اعدام‌های صحرایی» جوخه‌های مرگ نازی بود که برای حذف فیزیکی مخالفان بدون محاکمه به کار گرفته می‌شد.
تأکید مفرط بر نژادپرستی و باستان‌گرایی افراطی که در دوران پهلوی ترویج می‌شد، شباهت تکان‌دهنده‌ای به تئوریهای نژادی فاشیسم اروپایی دارد که هدفش تحقیر سایرین و ایجاد یک هیمنه دروغین برای توجیه استبداد فردی است.
وقاحت نمادین و مسئولیت ایرانیان آزاده
چگونه می‌توان در خیابانهای آلمان، کشوری که هولوکاست را به‌عنوان لکه‌ٔ سیاه تاریخ خود پذیرفته و برایش جبران خسارت کرده، نشان نهادی را حمل کرد که دستش به خون نخبگان فکری ایران آلوده است؟ اقدام «بچه شاه» در سازماندهی این نمایش رذیلانه، نشان داد که اپوزیسیون نماهای شاه پرست نه تنها از گذشته درس نگرفته‌اند، بلکه در آرزوی احیای همان دستگاه سرکوب برای فردای ایران هستند.
شناسایی این مزدوران که با افتخار آرم ساواک را بر سینه می‌زنند، یک ضرورت حقوقی و میهنی است. معرفی آنها به پلیس آلمان و مراجع قضایی بین‌المللی، وظیفه هر ایرانی است که به «آزادی» و «حقوق بشر» باور دارد. سکوت در برابر این ننگ، به‌مثابه پذیرش لکه‌ٔ ننگی است که می‌خواهد چهره مبارزات دموکراتیک مردم ایران را در خارج از کشور مخدوش کند.
پرونده پرویز ثابتی؛ پایان مصونیت برای دژخیمان
حضور پرویز ثابتی، مدیر کل اداره سوم ساواک، در تجمعات اخیر و تلاش برای «عادی‌سازی» چهره او، نقطه اوج این وقاحت است. ثابتی که مستقیم بر شکنجه هزاران انسان نظارت داشته، اکنون در آمریکا با محاکمه‌ٔ حقوقی مواجه است. تلاش برای احیای نام او در آلمان، در واقع تلاشی برای «مشروعیت‌بخشی به جنایت» است. ولی جنایت علیه بشریت مشمول مرور زمان نمی‌شود. همان‌طور که نازی‌ها در ۹۰ سالگی به میز محاکمه کشانده می‌شوند، شکنجه‌گران ساواک و همدستان امروز آنها نیز باید بدانند که گریزی از عدالت نیست.
کپی‌برداری فاشیسم دینی و سلطنتی از روی دست هم
اقدامات هیستریک بقایای سلطنت، دقیقاً «آن روی سکه» رفتار فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران است. هر دو جریان در نفی حقوق شهروندی، سرکوب آزادی‌های اساسی و استفاده از ابزار وحشت مشترک‌اند. اگر حزب‌اللهی‌های خمینی در خیابانهای تهران با قمه و گلوله به جان جوانان می‌افتند، فاشیست‌های سلطنت‌طلب در اروپا با آرم ساواک و تهدید به بازگشت شلاق و کابل، همان پیام را صادر می‌کنند. این دو جریان، در یک همزیستی مسالمت‌آمیز، یکدیگر را تقویت می‌کنند تا مانع از استقرار یک جایگزین دموکراتیک و مردمی شوند.
ایران آزاد و قضاییه‌ٔ مستقل
نهادهای بین‌المللی و دولتهای اروپایی، به‌ویژه آلمان، باید بدانند که اجازه دادن به نمایش نمادهای ساواک، توهین به مقاومت عادلانه مردم ایران است.
در ایران آزاد فردا، با یک قضاییه‌ٔ مستقل و بر اساس استانداردهای حقوق بشری، تمام آمران و عاملان جنایات ساواک، و هم‌چنین مدافعان و بازسازی‌کنندگان این فرهنگ منحوس، در پیشگاه ملت پاسخگو خواهند بود. صیانت از شرافت ایرانی، مستلزم طرد کامل فاشیسم در هر لباسی است؛ چه لباس دیانت و چه قبای سلطنت. مبارزه با شبح ساواک در رگنزبورگ، بخشی از مبارزه بزرگتر برای رهایی نهایی از زنجیرهای استبداد در تهران است.
پانوشت:

[۱] Strafgesetzbuch

تکیه بر ساواک، تنها نقطه‌ٔ معلوم در به‌اصطلاح پلتفرم «بچه شاه»برگرفته از سایت سازمان مجاهدین خلقسیاسی1405/02/24نفرت سراس...
14/05/2026

تکیه بر ساواک، تنها نقطه‌ٔ معلوم در به‌اصطلاح پلتفرم «بچه شاه»
برگرفته از سایت سازمان مجاهدین خلق
سیاسی1405/02/24
نفرت سراسری از نماد شکنجه و ساواک
نفرت سراسری از نماد شکنجه و ساواک
امروز در شرایطی که جامعه ایران در آستانه یک تحول بنیادین قرار دارد، شاهد نبش‌قبر ساواک و تطهیر این نهاد فاشیستی از جانب عوامل و پادوهای «نئو فاشیسم سلطنتی» هستیم. این جریان، در هماهنگی نانوشته با «فاشیسم دینی» حاکم، سعی دارد با بازسازی چهره‌های مخوف امنیتی گذشته، افق آینده را تیره و تار کند. اگر پلتفرم مورد ادعای بچه‌ٔ شاه برای آینده ایران در هاله‌ای از کلی‌گویی، ابهام، تناقض و پشت هم‌اندازی قرار دارد، رونمایی از پرویز ثابتی و تطهیر ساواک، و به‌تازگی راه‌پیمایی با آرم ساواک در شهر رگنزبورگ ایالت بایرن آلمان، تنها «نقطه معلوم» و شفاف این برنامه‌ٔ سیاسی است
بازخوانی تجربه «نوفل‌لوشاتو»؛ از وحدت کلمه تا انحصار قدرت
برای درک استراتژی فعلی بقایای سلطنت، باید به الگوی رفتاری خمینی در سال ۵۷ رجوع کرد. خمینی در پاریس، با تکیه بر درخت سیب، از پاسخ به پرسش‌های بنیادی درباره ماهیت حکومت آینده طفره می‌رفت. او با کلیدواژه «وحدت کلمه»، هر گونه نقد و پرسشگری را «تفرقه‌افکنی» می‌نامید. اما در پس این ابهام، او در حال زد و بند با قدرتهای جهانی در کنفرانس گوادلوپ بود تا انتقال قدرت به شکلی «کنترل‌شده» صورت گیرد و رهبری انقلاب از دست نیروهای رادیکال و انقلابی خارج شود.
بچه‌ٔ شاه با کپی‌برداری مضحک از همان متدولوژی، امروز از طرح جزئیات پلتفرم خود طفره می‌رود. او نیز هر گونه پرسش درباره ساختار قدرت آینده را زائد می‌داند، اما در عین‌حال، با برافراشتن پرچم ساواک، ماهیت واقعی قدرت مدنظر خود را افشا کرده است. او درس دجالیت را از سلف خود، خمینی، خوب آموخته است: «ابهام در شعار، شفافیت در سرکوب».
ساواک؛ پل ارتباطی میان دو فاشیسم
حمل آرم تنفرانگیز ساواک در تجمعات شاه‌پرستان، تصادفی نیست. این یک پیام روشن به کانون‌های قدرت بین‌المللی است که نشان می‌دهد جریان سلطنت‌طلب هم‌چنان بهترین ابزار برای مهار نیروهای برانداز و انقلابی است. ساواک نهادی بود که برای سرکوب جنبش‌های پیشرو و میهن‌پرست بنیان نهاده شد و بعدها تجربیات آن به «ساواما» و «واواک» در نظام ولایت فقیه و البته با حضور و همکاری فعال همان ساواکیها، منتقل گشت.
قرار دادن عکس پرویز ثابتی در کنار رضا پهلوی، در واقع اعلام وفاداری به همان ماشین سرکوبی است که مجاهدین و فدایی‌ها را در تپه‌های اوین به رگبار بست. این «نقطه معلوم»، تمام دعاوی دموکراسی‌خواهی این جریان را باطل می‌کند؛ چرا که دموکراسی با ستایش از شکنجه‌گر، پارادوکسی حل‌ناشدنی است.
از سرکوب فرهنگ تا ابداع برچسب‌های سیاسی
بررسی کتاب خاطرات پرویز ثابتی (دامگه حادثه)، ماهیت فکری جریانی را افشا می‌کند که بچه‌ٔ شاه امروز به آن تکیه کرده است. ثابتی در این خاطرات، با وقاحتی کم‌نظیر، از مخالفت خود با تجلیل از چهره‌های فرهنگی مانند «صمد بهرنگی» سخن می‌گوید. او حتی به فرح پهلوی نهیب می‌زند که اجازه دادن به ترویج افکار نویسندگان مردمی، خیانت به قانون ضدکمونیستی سال ۱۳۱۰ است.
نکته تکان‌دهنده دیگر، ابداع برچسب‌های سیاسی توسط ساواک برای ایزوله کردن نیروهای انقلابی است. ثابتی اعتراف می‌کند که برچسب «مارکسیست اسلامی» ابداع او بوده تا چهره سازمان مجاهدین خلق را مخدوش کند؛ برچسبی که بعدها خمینی و خامنه‌ای با واژه «منافق» آن را تکمیل کرده و به بهانه آن، خون هزاران جوان را بر زمین ریختند. این تلاقی فکری نشان می‌دهد که اتاق فکرهای فاشیسم دینی و نئوفاشیسم سلطنتی از یک منطق واحد پیروی می‌کنند.
شیطان‌سازی؛ ابزار مشترک شاه و شیخ
امروز ادامه‌ٔ استمرار شیطان‌سازی از مجاهدین یا هتاکی چماقداران سلطنتی به هواداران مقاومت در خارج از کشور، استمرار همان خطی است که ثابتی و لاجوردی ترسیم کرده بودند. رضا پهلوی با شیطان‌سازی از اصلی‌ترین نیروی برانداز، به نظام حاکم و طرف‌های استعماری اطمینان می‌دهد که او نیز مانند سلف خود، دشمن اصلی را نه استبداد، بلکه نیروهای آزادیخواه می‌داند.
این «شیطان‌سازی» هزینه‌ای است که او برای جلب حمایت محافل ارتجاعی می‌پردازد. او می‌خواهد به قدرتهای جهانی ثابت کند که در صورت انتقال قدرت، همان دستگاه امنیتی (ساواک) را برای ثبات مدنظر آنها بازسازی خواهد کرد.
عبور از چرخه‌ٔ استبداد و فاشیسم
مردم ایران و نیروهای پیشتاز مقاومت، با مرزبندی قاطع علیه هر دو شکل فاشیسم (دینی و سلطنتی)، نشان داده‌اند که دیگر اجازه نخواهند داد چرخه‌ٔ شوم «شاه به شیخ» و «شیخ به شاه» تکرار شود.
موضع‌گیری قاطعانه علیه عرض اندام ساواک و پیوند آن با پلتفرم نانوشته پهلوی، گامی بلند در مسیر آگاهی ملی است. فاشیسم، چه با تاج و چه با دستار، محکوم به زوال است و ایران فردا، نه در شکنجه‌گاههای ساواک و اوین، بلکه در صندوق‌های رأی و حاکمیت مطلق مردم بنا خواهد شد. پای فشردن بر «نه شاه، نه شیخ»، تنها راه خروج از بن‌بست تاریخی و نیل به آزادی پایدار است.

13/05/2026

متنی که حیدر در فیسبوک رادیو چکاوک گذاشته بنظرم کمی روش باید تعمق کرد به بخاطر نکات که آورده شده بلکه جدا نکردن دروازه از هم گفتگو و بحث
امیدوارم دوستان به تفاوت این دو واژه نگاهی بیندازند

در باره خود متن و نظر خودم

متنی گذاشته شده در فیسبوک رادیو چکاوک، در سطح «اخلاق گفتگو» متن قابل دفاعی است. یعنی دارد سعی می‌کند شرایطی را تعریف کند که اختلاف سیاسی فوراً به دشمنی شخصی تبدیل نشود. این خودش در فضای امروز،چه در شبکه‌های اجتماعی، چه در جمع‌های واقعی...چیز کمی نیست.
اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، این متن چند لایه دارد:
اول اینکه بر نوعی ایده‌آل لیبرالِ گفتگو تکیه می‌کند؛ یعنی این فرض که انسان‌ها اگر آرام، منطقی و محترمانه حرف بزنند، می‌توانند به فهم متقابل برسند. این نگاه ریشه‌هایی در سنت روشنگری و نظریهٔ «کنش ارتباطی» هابرماس دارد؛ جایی که گفتگو قرار است جای خشونت و حذف را بگیرد.
ولی در عمل، سیاست همیشه فقط «اختلاف نظر عقلانی» نیست. خیلی وقت‌ها سیاست با هویت، ترس، خشم، حافظهٔ جمعی، طبقه، منافع و حتی زخم‌های تاریخی گره خورده است. برای همین بعضی متفکران مثل کارل اشمیت می‌گفتند سیاست ذاتاً حول تمایز «دوست/دشمن» شکل می‌گیرد، نه صرفاً تفاهم عقلانی. از این زاویه، متن شاید کمی خوش‌بینانه به نظر برسد.
یک نکتهٔ مهم دیگر هم هست: این توصیه‌ها بیشتر وقتی جواب می‌دهد که دو طرف حداقلی از «اعتماد مشترک به واقعیت» داشته باشند. اگر یکی از طرفین اساساً هیچ رسانه، داده یا منبعی را قبول نداشته باشد، یا گفتگو را فقط ابزار تحقیر و قدرت بداند، قواعد اخلاقی گفتگو به‌تنهایی کافی نیستند.
با این حال، بخش ارزشمند متن اینجاست که بین «نقد عقیده» و «تحقیر انسان» فاصله می‌گذارد. این تفکیک خیلی مهم است. چون در فضای قطبی‌شدهٔ امروز، آدم‌ها اغلب خودِ هویتشان را با عقیدهٔ سیاسی‌شان یکی می‌کنند؛ در نتیجه مخالفت با نظرشان را حمله به وجود خودشان می‌بینند.
این جملهٔ آخر متن هم به نظرم مهم‌ترین بخشش است:
«یک گفتگوی سیاسی خوب گفتگویی نیست که در آن کسی برنده شود؛ بلکه گفتگویی است که در آن احترام متقابل حفظ شود.»
این جمله دارد سیاست را از «میدان حذف» به «میدان همزیستی» منتقل می‌کند. شاید همیشه عملی نباشد، ولی اگر این اصل کاملاً از بین برود، گفتگو خیلی سریع تبدیل به جنگ نمادین می‌شود؛ چیزی که امروز در بسیاری از شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم.
در عین حال، می‌شود یک نقد هم به متن وارد کرد: گاهی تأکید بیش‌ازحد بر «آرامش» و «مودب بودن» می‌تواند رنج واقعی یا خشم سیاسی مشروع را بی‌اثر کند. یعنی بعضی وقت‌ها آدم‌ها عصبانی‌اند چون واقعاً احساس بی‌عدالتی می‌کنند، نه چون «فرهنگ گفتگو» بلد نیستند. بنابراین هر خشمی لزوماً نشانهٔ بی‌منطقی نیست.
به‌نظرم متن بیشتر دربارهٔ «چگونه با هم حرف بزنیم» است، نه «چه کسی حقیقت را می‌گوید». و این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.

Adress

PKP Förening Skagafjordsgatan 14
Kista
16455

Aviseringar

Var den första att veta och låt oss skicka ett mail när Radio Chakavak postar nyheter och kampanjer. Din e-postadress kommer inte att användas för något annat ändamål, och du kan när som helst avbryta prenumerationen.

Kontakta Organisationen

Skicka ett meddelande till Radio Chakavak:

Dela