هرکدام از ما زمانی برای بیرون آمدن از انزوا تلاشهایی را انجام داد تا همراهان خود را بیابد و درد و شادیهایش را تقسیم کند. تا باور کند که استثناء و غیر «عادی» نیست.
ما مقالات به اصطلاح علمی، گزارشهای آنچنانی و تفاسیر مطبوعات و رسانههای ایرانی را بهکرات دیدهایم که در آنها از همجنسگرایان و ترنسجندرها با تحقیر و یا به عنوان بیماران نام میبرند و در عمل آنها را به حاشیه میرانند.
ما شاهد جرمان
گاری عشق به همجنس در جامعهمان بودهایم و عواقب آن را که تباهی زندگی بسیاری از همجنسگرایان و ترنسجندرهاست را هم دیدهایم. آنهایی که بهاجبار تن به ازدواج میدهند، خودکشی میکنند و یا با عمل تغییر جنسیت در جستوجوی هویتی «مشروع» جان و روانشان را بهتیغ جراحی میسپارند.
امروز اما بسیاری از ما با آگاهی از طبیعی بودن گرایش جنسی و هویت جنسیتی مان و با باور حق طبیعی مان برای عشق ورزیدن به همجنسمان در تلاش هستیم تا با همیاری یکدیگر دریچهای را بهسوی آیندهای فارغ از این پیشداوریها و ارزشها و ضد ارزشهای موجود بگشاییم. دریچهای رو به جهانی که در آن خواهران و دختران ما (و اصولا تمام انسانها) ترسی از ابراز گرایش جنسی و هویت جنسیتی شان نداشته باشند.
ششرنگ، شبکهی لزبینها و ترنسجندرهای ایرانی، با هدف افزایش آگاهی دربارهی حقوق جنسی، مبارزه با هموفوبیا (همجنسگراستیزی) و ترنسفوبیا در سال ۱۳۸۹ تشکیل شده است.