Persepolis

Persepolis Contactgegevens, kaart en routebeschrijving, contactformulier, openingstijden, diensten, beoordelingen, foto's, video's en aankondigingen van Persepolis, Non-profitorganisatie, Amsterdam.

از مهندسیِ سلطه تا چرخه مهر … از کشاندن مردم به میدان تا خودگردانی مردمبیانیه‌ای برای خودگردانی ایران و بازپس‌گیری قدرت ...
25/01/2026

از مهندسیِ سلطه تا چرخه مهر … از کشاندن مردم به میدان تا خودگردانی مردم
بیانیه‌ای برای خودگردانی ایران و بازپس‌گیری قدرت به دست مردم
ایران در یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین بزنگاه‌های تاریخی خود ایستاده است؛ بزنگاهی که در آن خطر فروپاشی اجتماعی، جنگ داخلی، مداخلهٔ خارجی و تداوم سلطهٔ ساختارهای وابسته، هم‌زمان و به‌طور موازی جامعه را تهدید می‌کند. در چنین لحظه‌ای، بزرگ‌ترین خطر نه صرفاً قدرت حاکم، بلکه تفرقه، بی‌سازمانی و سپردن سرنوشت مردم به مهندسی‌های بیرونی است. تجربهٔ بیش از یک قرن گذشته نشان داده است که هرگاه مردم ایران بدون تشکل، بدون نمایندگی واقعی و بدون ساختارهای خودگردان به میدان کشیده شده‌اند، نتیجه نه آزادی پایدار، بلکه بازتولید سلطه در شکلی تازه بوده است. از دولت‌سازی وابسته تا انقلاب‌های مهندسی‌شده، از آلترناتیوهای جعلی تا جنگ‌های نیابتی، همواره «کشاندن مردم» جایگزین «قدرت‌یافتن مردم» شده است. این چرخه، چرخهٔ سلطه است.
این بیانیه از دل همین تجربهٔ تاریخی سخن می‌گوید؛ نه برای تشدید کینه، نه برای فراخوان به خشونت، و نه برای صف‌بندی‌های ویرانگر، بلکه برای مهندسی صلح: صلحی که از آگاهی می‌آید، از سازمان‌یابی می‌گذرد و به خودگردانی می‌رسد. صلحی که بر پایهٔ همبستگی میهنی، کرامت انسانی و مسئولیت جمعی بنا می‌شود؛ نه بر اساس حذف، انتقام یا فرماندهی از بالا. در دوران گذار تاریخی، جامعه بیش از هر چیز به چارچوب مشترک نیاز دارد؛ چارچوبی که بتواند نیروهای میهن‌دوست را—با هر پیشینه، باور یا تجربه‌ای—گرد هم آورد، بدون آنکه به دام آلترناتیوهای وابسته، ایدئولوژی‌های وارداتی یا رهبران تحمیلی بیفتد. این بیانیه تلاشی است برای ترسیم چنین چارچوبی؛ چارچوبی که تفرقه را مهار کند، همبستگی را تقویت نماید و مسیر گذار را از دست مهندسان سلطه خارج سازد.
این متن با یک فلش‌بک ضروری آغاز می‌شود، زیرا فهم وضعیت امروز ایران بدون شناخت مسیر دولت‌سازی در اروپا و انتقال الگوهای آن به سرزمین‌های مستعمره ممکن نیست. انقلاب‌های صنعتی در اروپا ساختار قدرت، شیوهٔ گردانندگی کشور و نسبت اقتصاد، سیاست و مذهب را دگرگون کردند. مذهب که تا پیش از آن ستون اصلی نظم سیاسی و اجتماعی بود، به مانعی در برابر رشد اقتصاد بدل شد؛ اما این مانع نه با حذف کامل، بلکه با سازگار‌سازی و جابه‌جایی حل شد. سرمایه‌داران اروپایی جای کلیسا و اقتصاد را از هم تفکیک کردند؛ با حفظ منافع کلیسا، پرداخت حقوق و همزیستی حساب‌شده، مذهب را از عرصهٔ آشکار سیاست به لایه‌های پنهان راندند. این فرایند در برخی کشورها دهه‌ها و در برخی دیگر سده‌ها طول کشید. کلیسا از جامعه طرد نشد، بلکه از فرماندهی مستقیم کنار گذاشته شد و به حوزهٔ فرهنگ و آیین منتقل گردید؛ حوزه‌ای که تغییر آن به‌مراتب کندتر از اقتصاد و سیاست است.
این دگرگونی فقط در بخشی از اروپا رخ داد. رشد اقتصاد و سیاست از انگلستان و آلمان آغاز شد و به‌تدریج به فرانسه، اسپانیا و ایتالیا رسید. هم‌زمان، همان کلیسایی که در اروپا تضعیف می‌شد، نقش کنترل آیینی و فرهنگی خود را در مستعمرات حفظ کرد؛ به‌ویژه در آمریکای لاتین که اقتصاد و سیاست بومی مجال رشد نیافته بود. در این بستر، دولت‌های امپریالیستی پس از آزمودن الگوهای حکمرانی در داخل، آن‌ها را برای حفظ منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود به مستعمرات صادر کردند. سازمان‌ها و شبکه‌هایی شکل گرفتند که مأمور این انتقال بودند. در این میان، انگلستان و روسیهٔ تزاری در ایران نقش‌هایی متفاوت داشتند: انگلستان با اقتصاد رو‌به‌رشد و تجربهٔ جدایی نسبی اقتصاد از سیاست؛ و روسیهٔ تزاری با اقتصادی عقب‌مانده و پیوند سخت سیاست و مذهب تا انقلاب ۱۹۱۷.
پس از تضعیف روسیه، انگلستان از دورهٔ رضاشاه برنامه‌ریزی ساخت دولت ایران را بر عهده گرفت. نوع حکومت، شکل دولت متمرکز و الگوی ملت‌سازی بر اساس تجربهٔ هند و دیگر مستعمرات آفریقایی پیاده شد. ناسیونالیسم دولتی باید رشد می‌کرد تا حکومت‌های محلی از میان برداشته شوند و «نیشن» ساخته شود؛ نه مردمی خودگردان، بلکه ملتی تعریف‌شده از بالا که همهٔ اختیاراتش در دولت متمرکز گردد. ارگان‌های مستقل باید حذف می‌شدند و همه‌چیز زیر چتر دولت و ملتِ ساخته‌شده قرار می‌گرفت. این مهندسی پیش‌تر در غرب آزموده شده بود و به همین دلیل دولت‌های غربی همواره چند گام جلوتر از دولت‌های ساختهٔ خود حرکت می‌کردند. دولت در ایران به اداره‌ای بدل شد برای انجام امور تعریف‌شده در طرح‌های انگلیسی.
این الگو در دورهٔ پهلوی دوم ادامه یافت. با همکاری انگلستان و آمریکا، دستگاه امنیتی، ارتش و ساختار اداری بازآرایی شد. دانشگاه‌ها، مدارس، نهادهای دینی و فرهنگی در چارچوب همین مهندسی شکل گرفتند و تا دههٔ ۱۳۴۰ این طرح به‌طور ساختاری تکمیل شد. انقلاب سفید، پرکردن خلأهای همان الگوی وابسته بود. در سطح جهانی، آمریکا پس از جنگ جهانی دوم به‌عنوان ابرقدرت و وام‌دهندهٔ اصلی وارد شد؛ در حالی که شوروی، با اقتصاد دولتی و نبود رقابت سرمایه‌داری، توان رقابت هژمونیک را از دست می‌داد. این تضاد جهانی در ایران نیز بازتاب یافت.
در حوزهٔ فرهنگ و دین، ایران کلیسا نداشت؛ اسلام ابزار مهندسی شد. مذهب هم برای مقابله با نفوذ روسیه و هم برای یکپارچه‌سازی داخلی به‌کار رفت. از دورهٔ رضاشاه به بعد، دولت وابسته موظف شد منافع امپراتوری را در همه‌چیز—از دارایی‌ها و خزانه تا راه‌ها و رودخانه‌ها—حفظ کند. هم‌زمان، سرکوب نیروهای محلی، به‌ویژه بختیاری‌ها و دیگر قدرت‌های بومی، راه ملت‌سازی از بالا را هموار کرد. آنچه به نام «جنبش ملی» شناخته شد، در این چارچوب جعلی بود؛ زیرا مردمی نبود. نزاع‌ها بر سر شکل ملت بود، نه اصل دولتِ ساخته‌شده. اختلاف‌ها در جزئیات بود، نه در کلیات الگوی وارداتی.
با ورود آمریکا، همین اختلاف‌های جزئی نیز حل شد و دستگاه امنیتی نوین شکل گرفت. تضادها مهندسی می‌شدند تا در زمان مناسب، با فشار از بالا و تحریک مصنوعی از پایین، به سود طرح اصلی حل شوند. برای سنجش جامعه، داده‌ها از منبر، حسینیه، دانشگاه، آموزش‌وپرورش و دستگاه امنیتی جمع‌آوری می‌شد. روشنفکران وابسته از بنیادهای دولتی ارتزاق می‌کردند؛ نقد می‌نوشتند و هم‌زمان با سیستم همخوانی داشتند. هدف، همگون‌سازی جامعه و حذف مقاومت‌های ریشه‌دار فرهنگ ایرانی بود. پروژهٔ زبان‌ستیزی، فرهنگ‌ستیزی و آیین‌ستیزی از دوره‌های عباسی تا پهلوی ادامه یافت.
در این بستر ژئوپولیتیک، انقلاب ۱۳۵۷ رخ داد؛ انقلابی از بالا با ابزار مذهب سیاسی. مردم به خیابان کشیده شدند؛ جنبش‌های خودبخودی با جنبش‌های هدایت‌شده جایگزین شدند. جمهوری اسلامی نتیجهٔ تمرکز فرهنگ اسلامی در تضاد با اقتصاد و رشد کشور بود؛ ابزاری برای کنترل منطقه، جنگ‌های نیابتی و مهار خودکفایی. از این پس، «کشاندن مردم به خیابان از بالا» از «جنبش خودبخودی از پایین» جدا شد. این الگو در زمانهٔ ما با نام‌گذاری‌های جدید تکرار شد؛ تغییر مسیر جنبش‌های خودبخودی با برچسب‌گذاری از بالا و انتقال شعارهای سرنگونی به مطالبات محدودکننده.
دخالت‌های مستقیم و غیرمستقیم خارجی—از عملیات‌های اطلاعاتی تا تحرکات نظامی—آزموده شد و با عدم همراهی مردم ناکام ماند. مردم نشان دادند که سلطهٔ خارجی را جایگزین سلطهٔ داخلی نمی‌خواهند. اما پیامد این نپذیرفتن، تشدید سرکوب بود؛ سرکوبی که هدفش القای ناتوانی و آماده‌سازی صحنه برای دولت گذار وابسته است. اگر انتقال از داخل هموار نشود، گزینهٔ فشار بیرونی فعال می‌شود. این چرخه تنها یک راه گسست دارد: سازمان‌یابی مستقل مردم.
اکنون در لحظه‌ای ایستاده‌ایم که تشکیل هسته‌ها با ساختار نوع هخامنشی و با همکاری ایرانبان‌ها یک ضرورت فوری است؛ برای به‌دست‌گرفتن قدرت به دست مردم، نه به دست آلترناتیو جعلی؛ برای دگرگونی بنیادین، استقلال واقعی و خودگردانی کشور. دنباله‌روی از آلترناتیوهای جعلی تفرقه می‌آفریند و جنبش مردمی را می‌فرساید. انتخاب روشن است: یا فرماندهی از بالا، یا سازمان‌یابی از پایین. راه دوم با ایرانبان‌ها، هسته‌ها و انجمن‌ها ممکن می‌شود. چرخهٔ مهر چارچوب این گذار است. انجمن‌های فروردین تا اسفند، پیوندخورده با آیین ایرانی و عناصر چهارگانه، با خویشکاری‌های روشن ساخته می‌شوند. هسته‌ها درون انجمن‌ها شکل می‌گیرند و پاتَسته‌ها حلقه‌های پیونددهندهٔ میان هسته‌ها هستند که هماهنگی، ایمنی و گردش تجربه را بدون تمرکز قدرت تضمین می‌کنند. انجمن بهمن نقش هماهنگی کل را بر عهده دارد و سنگ‌بنای چرخهٔ مهر است. این شبکه نه حزب است و نه دولت؛ ساختاری مردمی برای راهبرد، هماهنگی و حفاظت از جنبش.
زمان دگرگونی را مردم تعیین می‌کنند، نه دولت‌های بیگانه و نه آلترناتیوهای جعلی. شتاب‌زدگی جایز نیست؛ زمان انقلابی ساخته می‌شود، وقتی که انجمن‌ها در سراسر کشور شکل گرفته باشند و مردم توان ادارهٔ امور را در دست گرفته باشند. تنها با این مسیر است که خطر تجزیه، جنگ داخلی و تداوم وابستگی دفع می‌شود و ایران می‌تواند به خودگردانی واقعی برسد.
هستهٔ سروش — انجمن بهمن — چرخهٔ مهر
نام ایرانبان: آریو الاسوند
ایران — دوران گذار تاریخی

25/01/2026

https://www.facebook.com/Nowhakhamaneshian

انجمن نوهخامنشیان بر پایه آیین راستی برای یک ایران آزاد بدون دسته بندیهای
سیاسی مبارزه میکند

21/05/2025
21/05/2025

Adres

Amsterdam

Meldingen

Wees de eerste die het weet en laat ons u een e-mail sturen wanneer Persepolis nieuws en promoties plaatst. Uw e-mailadres wordt niet voor andere doeleinden gebruikt en u kunt zich op elk gewenst moment afmelden.

Contact De Organisatie

Stuur een bericht naar Persepolis:

Delen