05/27/2026
مدارا، بیان حقیقت، خشونت، و قانون
اصولی در خصوص چگونگی ارتباط مسیحیان با سایر عقاید و باورها
قسمت اول
پس از رویداد یازده سپتامبر، که در سال ۲۰۰۱ به وقوع پیوست، همواره ضرورت این پرسش مطرح بوده است که رابطۀ مسیحیان و مسلمانان چگونه باید باشد. در زمانهای که پذیرش عقاید مختلف و بها دادن به آن بر جهان مستولی میباشد، مسیحیان به چگونه رفتاری خوانده شدهاند؟ به طور خاص، در جامعهای مثل آمریکا که آزادی مذهب در آن وجود دارد و پذیرش عقاید مختلف در آن امری پذیرفتهشده است و این پذیرش از مشخصههای آرمانی و مطلوبِ یک جامعۀ مردمسالار به حساب میآید، ما مسیحیان طرز فکر و عملکردمان چگونه باید باشد؟ در دنیایی که فرهنگها و مذاهب پرقدرت دوستدار آزادی نیستند و به آرمانهای مردمسالاری بها نمیدهند، ما به چه شکلی باید شهادت دهیم که مسیح برترین است؟
در ۲۶ اوتِ سال ۲۰۰۲، رهبران کلیسای تعمیدی بیتلحم، بر مبنای کتابمقدس و با امین ماندن به آن، خطمشی و معیاری را برای مسیحیان مشخص نمودند و آن را در قالب بیست اصل ارائه دادند. ما این اصول را اعلام نمودیم تا اول از همه راهنمایی باشد برای کلیسایی که سرپرستیاش را بر عهده داریم و دوم اینکه در سطح وسیعتری مورد استفادۀ جامعۀ مسیحیان قرار گیرد تا به شکلی جدی در موردش بیندیشند، آن را بررسی کنند و از آن بهرهمند شوند. سوم اینکه، به منظور درک متقابل در اختیار جامعۀ غیر مسیحی نیز قرار گیرد. اما هدف اصلی ما این است که مسیحیان را یاری نماییم تا برتری و بیهمتاییِ عیسی مسیح را با فروتنی و شهامت اعلام کنند تا دیگران نیز به او ایمان آوردند، او را حرمت نهند و از حیات جاویدان برخوردار گردند.
۱. خواه دیگران تأیید کنند خواه انکار کنند، ما باید با شکرگزاری و با شادی، بنا بر تعلیم صحیح کتابمقدس، به آنچه دربارۀ خدا درک نمودهایم و به راه نجاتی که فراهم آورده است و زندگی پاک و صالح و سرشار از محبتی که مسیح برای ما الگو قرار داده و آن را تعلیم داده است محکم و استوار بچسبیم (اول قرنتیان ۱۵:۲؛ عبرانیان ۳:۶؛ ۴:۱۴؛ ۶:۱۸؛ ۱۰:۲۳؛ مکاشفه ۲:۱۳، ۲۵؛ ۳:۱۱).
۲. ما باید هم در کلیسا و هم در دنیا، به صراحت و روشنی، این نکته را شفاف سازیم که کل رأی و تدبیر خدا در کلام الهامشدهاش، کتابمقدس، مکشوف گشته است، چه آن بخشهایی که غیر مسیحیان آنها را تأیید میکنند چه بخشهایی که مورد تأییدشان نیست. ما نباید از ترس اینکه مبادا مورد انتقاد قرار گیریم یا با ما مخالفت شود جنبههایی از ایمانمان را مخفی داریم (متی ۱۰:۲۷-۲۸؛ افسسیان ۶:۱۹-۲۰؛ دوم قرنتیان ۴:۲؛ غلاطیان ۱:۱۰).
۳. این نشانۀ محبت است که به عقاید و باورهایی که مسیح را قبول ندارد اشتباه و آسیبِ ناشی از این قبول نکردن را خاطرنشان سازیم، چرا که ضرر و زیان پشت کردن به حقیقت مسیح نه فقط در کوتاهمدت تأثیر خود را بروز میدهد، بلکه به طور خاص رنج و عذاب ابدی را در پی دارد. آنانی که اعتمادشان را بر مسیح قرار نمیدهند در خطر ناشی از عواقبِ این بیاعتمادی قرار دارند و ما باید در عین حال که آرزومند سعادت و نیکبختی ایشان هستیم، با جدیت، به آنها هشدار دهیم (لوقا ۶:۳۱-۳۲؛ رومیان ۱۳:۱۰؛ اول تیموتائوس ۴:۸؛ دوم تسالونیکیان ۱:۸-۹؛ دوم قرنتیان ۵:۲۰).
۴. ما مسیحیان باید گناه خود را تصدیق نماییم و اعتراف کنیم که به شدت نیازمند نجات هستیم، نجاتی که آن منجی با مصلوب شدن و برخاستنش از مردگان فراهم نمود. چنین نگرشی باعث میشود طرز برخوردمان به گونهای نباشد که گویی ما لایق این نجات بوده یا از هوش برتر یا حکمت و نیکویی برخوردار بودهایم. ما گدایانی هستیم که به فیض خدا نان حیاتبخشِ حقیقت، بخشش، و شادی را یافتهایم و مشتاقیم آن را به همه تقدیم کنیم تا آنها نیز به ما بپیوندند و تا ابد عظمت مسیح را بستایند و از آن لذت برند (اول قرنتیان ۱:۲۶-۳۰؛ ۴:۷؛ اول پطرس ۵:۶؛ یعقوب ۴:۸-۱۰؛ لوقا ۱۸:۱۳-۱۴؛ متی ۱۰:۸).
۵. ما نباید مسیح را به گونهای معرفی کنیم که گویی یکی از کسانی است که بین همۀ بحثها و استدلالهای میان مذاهب برگ برنده را در دست دارد، بلکه باید او را قابل اعتمادترین، زیباترین، مهمترین، و ارزشمندترین شخص در تاریخ به دیگران معرفی کنیم. ما باید مسیح را در مقام جانشینی که به شدت به او نیازمندیم و او را دوست میداریم، به دو معنا، معرفی کنیم: ۱) او با رنج و مرگش غضب خدا را به جای ما متحمل شد؛ ۲) با زندگی عاری از گناهش، در حضور خدای قدوس مطلق عدالت ما گشت. پس، آن هنگام که به عیسی آوردیم، عدالت و بیگناهیاش به حساب ما گذاشته شد (اول قرنتیان ۲:۱-۲؛ دوم قرنتیان ۴:۴؛ اول پطرس ۲:۶-۷؛ رومیان ۳:۲۴-۲۶؛ ۵:۱۸-۱۹؛ غلاطیان ۳:۱۳؛ دوم قرنتیان ۵:۲۱).