Network for Cooperation and Empowerment of Afghans in Canada

Network for Cooperation and Empowerment of Afghans in Canada شبکهٔ همکاری و توانمندسازی
افغانستانی‌های مقیم کانادا🇦🇫🤝🇨🇦
پیوند دل‌ها در سرزمین امید
همراهی برای رشد، همدلی و پیشرفت
گامی مشترک برای ساختن آینده‌ای روشن

برچی تسلیت سالهاست که دشمنان علم وصلح خون جوانان ومردم را میگیرد
08/17/2026

برچی تسلیت
سالهاست که دشمنان علم وصلح خون جوانان ومردم را میگیرد

08/17/2026

افغانستان؛ کشورِ فروپاشی‌ها
افغانستان یکی از معدود کشورهای جهان است که در بیش از یک قرن گذشته، بارها شاهد فروپاشی نظام‌های سیاسی بوده است؛ اما با وجود تغییر حکومت‌ها، ایدئولوژی‌ها، رهبران و زمامداران، یک مشکل اساسی همچنان پابرجا مانده است؛ حکومت‌ها تغییر کرده‌اند، اما ساختار بحران‌آفرین کشور همچنان باقی مانده است.
در طول بیش از صد سال گذشته، افغانستان نظام‌های گوناگونی را تجربه کرده است؛ از ساختارهای سنتی و قبیله‌ای گرفته تا سلطنت و جمهوریت، نظام کمونیستی، حکومت مجاهدین، جمهوری اسلامی و امارت طالبانی. هر نظام با شعار، ایدئولوژی و وعده‌های متفاوت آمده است، اما بسیاری از آنها در نهایت با بحران مشروعیت، انحصار قدرت، خشونت، مداخله خارجی، فساد گسترده، شکاف‌های اجتماعی و ناتوانی در ایجاد یک نظام سیاسی مورد قبول اکثریت مردم روبه‌رو شده و پس از مدتی با فروپاشی مواجه گردیده‌اند.
اگر تاریخ معاصر افغانستان را مرور کنیم، یک واقعیت تلخ آشکار می‌شود و آن این‌که تغییر نظام سیاسی الزاماً به معنای تغییر بنیادهای سیاسی کشور نبوده است.
در سال ۱۳۵۲، با کودتای ۲۶ سرطان به رهبری محمد داوود خان، سلطنت پایان یافت و جمهوری برقرار شد. در سال ۱۳۵۷، با کودتای ۷ ثور، نظام جمهوری سقوط کرد و حزب دموکراتیک خلق افغانستان قدرت را به دست گرفت. کودتای ثور، جنگ داخلی و سپس مداخله نظامی شوروی، جامعه افغانستان را وارد مرحله‌ای از خشونت گسترده کرد. پس از خروج نیروهای شوروی در سال ۱۳۶۷، حکومت کمونیستی برای چند سال به حیات خود ادامه داد، اما سرانجام در سال ۱۳۷۱ سقوط کرد؛ در ۲۶ حمل ۱۳۷۱، حکومت داکتر نجیب‌الله عملاً فروپاشید و با ورود مجاهدین به کابل در ۸ ثور ۱۳۷۱، قدرت به نیروهای مجاهدین منتقل شد. اما اختلافات داخلی، انحصارطلبی حاکمیت جدید، نابرابری و سرانجام جنگ‌های داخلی، زمینه ظهور طالبان را فراهم کرد.
طالبان در دهه ۱۹۹۰ میلادی با شعار پایان دادن به جنگ و ایجاد امنیت وارد میدان شدند و بخش بزرگی از افغانستان را تحت کنترل گرفتند. اما حکومت آنان نیز به دلیل انحصارگرایی، قرائت سخت‌گیرانه و متحجرانه دینی و مذهبی، حذف بخش بزرگی از جامعه از قدرت و عدم پذیرش تنوع اجتماعی و سیاسی افغانستان، نتوانست به یک نظام پایدار و فراگیر و قابل قبول، تبدیل شود.
پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱، جمهوریت جدید یا نظام جمهوری اسلامی با حمایت گسترده جامعه جهانی شکل گرفت. قانون اساسی، انتخابات، پارلمان، رسانه‌های آزاد، جامعه مدنی و حضور گسترده زنان در عرصه‌های گوناگون، از دستاوردهای مهم آن دوره بود. با این حال، بی‌عدالتی، فساد گسترده، ضعف نهادهای دولتی، وابستگی شدید به کمک‌های خارجی، اختلافات سیاسی، تمرکز بیش از حد قدرت و ادامه جنگ، و در کنار این عوامل، قطع همکاری قدرت‌های خارجی و خروج نیروهای ناتو به رهبری آمریکا، پایه‌های نظام جمهوریت را به تدریج تضعیف و سرانجام در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ خورشیدی برابر با ۱۵ آگست ۲۰۲۱ میلادی، با سقوط مواجه کرد.
اکنون پنج سال از آن روز سیاه گذشته است. اما پرسش مهم این است که آیا افغانستان به امنیت و ثبات رسیده است؟ طالبان مدعی‌اند که امنیت را در افغانستان تأمین کرده‌اند، اما امنیت تنها به معنای نبود جنگ و درگیری مسلحانه نیست. وقتی شهروندان به دلیل قومیت، مذهب، جنسیت، وابستگی یا اتهام حضور در نظام سابق، فعالیت رسانه‌ای، بیان دیدگاه مخالف، حتی نوع لباس و ظاهر، شنیدن یا پخش موسیقی و حتی داشتن تفکری متفاوت با حاکمیت، با تهدید، بازداشت، شکنجه، مجازات و مرگ مواجه باشند، نمی‌توان از امنیت واقعی و پایدار سخن گفت. گزارش‌های متعدد از کشتار، نقض حقوق بشر، غصب زمین‌های مردم، کوچ‌های اجباری، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و سرکوب مخالفان نشان می‌دهد که افغانستان هنوز با امنیت همه‌جانبه و ثبات پایدار فاصله زیادی دارد.
وضعیت زنان و دختران، بخش دیگری از بحران فعلی است. محرومیت گسترده زنان و دختران از آموزش، تحصیل و کار، محدودیت شدید آزادی‌های اجتماعی و گزارش‌های مربوط به ازدواج‌های اجباری و زودهنگام، خشونت علیه زنان، بازداشت، تجاوز و بدرفتاری با آنان، از نگرانی‌های جدی در افغانستان تحت حاکمیتِ طالبان است. در چنین شرایطی، نمی‌توان صرفاً با استناد به کاهش جنگ‌های گسترده که خود عاملِ آن بودند، افغانستان را کشوری باثبات و امن دانست؛ زیرا صلح بدون آزادی، امنیت بدون عدالت و ثبات بدون مشارکت مردم، نمی‌تواند تحقق یابد و پایدار بماند.
از سوی دیگر، پافشاری طالبان بر انحصار قدرت و ایجاد یک نظام تک‌گروهی، حذف دیگر اقوام بویژه هزاره‌ها از ساختار قدرت و عرصه تصمیم‌گیری، به حاشیه راندن جریان‌های سیاسی، تبعیض در برخورداری از فرصت‌ها و امتیازات دولتی، سلب حقوق و آزادی‌های اساسی زنان و محدود ساختن آزادی‌های مذهبی شیعیان و دیگر اقلیت‌های مذهبی، از جمله اسماعیلیان و سیک‌ها، آنان را از ساختن یک نظام همه‌شمول و متناسب با واقعیت‌های متنوع جامعه افغانستان دور ساخته است. این سیاست‌ها نه‌تنها شکاف میان حاکمیت فعلی و بخش‌های بزرگی از جامعه را عمیق‌تر می‌کند، بلکه پایه‌های مشروعیت، مقبولیت و دوام نظام طالبان را هر روز ضعیف‌تر می‌سازد.
تجربه افغانستان نشان داده است که هیچ نظامی نمی‌تواند با حذف مردم، انحصار قدرت و نادیده گرفتن تنوع اجتماعی و سیاسی، برای همیشه دوام بیاورد. طالبان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. اگر این سیاست‌ها ادامه یابد و حاکمیت موجود حاضر به پذیرش واقعیت‌های جامعه افغانستان و ایجاد یک نظام سیاسی فراگیر نشود، فاصله میان حکومت و مردم بیشتر شده، زمینه‌های نارضایتی و گسترش مقاومت‌های مردمی فراهم خواهد شد و در نهایت می‌تواند به سقوط و فروپاشی طالبان منجر گردد.
ثبات واقعی تنها زمانی شکل می‌گیرد که امنیت با عدالت، آزادی، مشارکت سیاسی، توسعه اقتصادی و حقوق شهروندی همراه باشد.
به باور من، بحران اصلی افغانستان نه فقدان حکومت، بلکه نداشتن دولت ملی، فراگیر و قابل قبول برای همه شهروندان، است. ما در افغانستان بارها حکومت داشته‌ایم، اما کمتر توانسته‌ایم یک نظام سیاسی بسازیم که شهروندان، صرف‌نظر از قوم، مذهب، زبان، منطقه، جنسیت و گرایش سیاسی، خود را در آن شریک بدانند. هرگاه یک گروه تصور کرده است که افغانستان متعلق به اوست و دیگران باید فقط تابع باشند، بحران آغاز شده است. این همان مشکلی است که از گذشته تا امروز تکرار شده است.
افغانستان جامعه‌ای متنوع است. پشتون، تاجیک، هزاره، ازبیک، ترکمن، بلوچ، نورستانی، قزلباش و دیگر گروه‌های قومی در این سرزمین زندگی می‌کنند. شیعه و سنی، اسماعیلیه، سیک‌ها، مذهبی و غیرمذهبی، موافق و مخالف، روستایی و شهری و نسل‌های مختلف اجتماعی، زنان و مردان، همه بخشی از واقعیت‌های افغانستان هستند. هر نظامی که بخواهد این واقعیت‌ها را حذف کند یا نادیده بگیرد، نمی‌تواند برای همیشه افغانستان را اداره کند. این درس تاریخ افغانستان است.
با توجه به مسائل مطرح‌شده و واقعیت‌های تاریخی افغانستان، بنابراین دیگر جایی برای این پرسش باقی نمی‌ماند که آیا طالبان سقوط خواهند کرد یا نه؛ بلکه پرسش اساسی این است که چه حکومتی، با کدام رویکرد و با حمایت چه جریان‌ها، افراد و یا کشورهایی، پس از طالبان زمام امور را به دست خواهد گرفت؟ اگر نظام آینده نیز بر انحصار قومی، حذف سیاسی، تمرکز قدرت، انتقام‌جویی، وابستگی خارجی و حذف بخشی از جامعه بنا شود، افغانستان دوباره همان مسیر را طی خواهد کرد.
بنابراین، وظیفه‌ی جمعی است که نباید منتظر باشیم تا یک حکومت سقوط کند و سپس درباره آینده افغانستان فکر کنیم. باید از امروز درباره افغانستانِ پس از طالبان فکر شود. افغانستانِ آینده باید بر پایه‌ی یک توافق سیاسی گسترده میان اقشار تاثیرگذار و مردم افغانستان ساخته شود؛ توافقی که در آن هیچ قوم، مذهب، منطقه یا گروه سیاسی صاحبِ انحصاری کشور نباشد. دولت آینده باید پاسخگو باشد، نه مالکِ کشور. قدرت باید از طریق قانون محدود شود، نه از طریق اراده یک فرد یا یک گروه خاص. در نظام آینده، زنان باید حق تحصیل، کار و مشارکت سیاسی داشته باشند و از تمام حقوق انسانی خود بهره‌مند باشند. همچنان اقوام و مذاهب مختلف باید در ساختار دولت و تصمیم‌گیری سیاسی سهم واقعی داشته باشند، نه حضور سمبلیک، تشریفاتی و دیکوری. و مهم‌تر از همه، افغانستان باید از فرهنگ غلبه بر دیگری، به فرهنگ زندگی مشترک با دیگری عبور کند.
با توجه به آنچه اشاره شد، عنوان «افغانستان؛ کشورِ فروپاشی‌ها» در نگاه اول شاید ناامیدکننده به نظر برسد، اما هدف از آن ناامیدی نیست؛ هدف، شناخت یک واقعیت تاریخی است، هرچند شنیدن و پذیرفتن آن واقعیت تلخ باشد. افغانستان تنها زمانی از چرخه فروپاشی بیرون خواهد آمد که بفهمیم مشکل فقط این حکومت یا آن حکومت نیست. مشکل، ساختار سیاسی‌ای است که در آن گروهی خود را مالک افغانستان می‌داند و دیگران را مهمان یا تابع خود تلقی می‌کند. مشکل، سیاستی است که به جای توافق، بر غلبه استوار است؛ به جای قانون، بر اراده‌ی یک و یا چندین فرد؛ به جای مشارکت، بر انحصار؛ و به جای پذیرش تفاوت‌ها، بر حذف آنها تکیه می‌کند.
پنج سال حکومت طالبان نشان داده است که صرفاً پایان جنگ نمی‌تواند آینده افغانستان را تضمین کند. حتی اگر جنگ‌های گسترده وجود نداشته باشد، بدون تامین عدالت، مشارکت سیاسی، حقوق شهروندی، تحصیل، اقتصاد پایدار و پذیرش تنوع اجتماعی، ثبات و امنیت، همچنان شکننده و ناپایدار خواهد بود.
بنابراین، اگر برای نوع نظام آینده و حکومتِ پسا‌طالبان امروز فکر نشود، راه‌حل درست و اساسی برای پایان یافتن بحران افغانستان پیدا نشود، بر نظامی خدمت‌گزار، مسئول و پاسخگو برای همه تأکید نشود و بر ایجاد نظامی عادلانه و مبتنی بر اراده تمامی بخش‌ها و تنوعات افغانستان توافقی صورت نگیرد، نباید انتظار داشته باشیم چرخه‌ی فروپاشی در افغانستان پایان یابد و بحران، خاتمه پیدا کند. در آن صورت، بار دیگر تاریخ تکرار خواهد شد؛ یک حکومت می‌آید، یک حکومت می‌رود، یک پرچم جای پرچم دیگری را می‌گیرد، یک حاکم جای رهبر و زعیم دیگری می‌نشیند، اما افغانستان همچنان در چرخه‌ی فروپاشی باقی می‌ماند. افغانستان زمانی از «کشورِ فروپاشی‌ها» به کشوری باثبات تبدیل خواهد شد که «مردم» آن، نه یک گروه خاص، خود را صاحب و مالکِ واقعی این سرزمین بدانند و هیچ گروهی نتواند افغانستان را ملک شخصی، قومی یا ایدئولوژیک خود تصور کند.
به امید روزی که افغانستان از چرخه فروپاشی‌ها، خشونت‌ها و انحصار قدرت عبور کند و به کشوری آباد، باثبات و برخوردار از صلح پایدار تبدیل شود؛ کشوری که در آن عدالت و برابری برای همه شهروندان تأمین باشد و سرنوشت کشور، نه با زور و انحصار، بلکه در سایه یک نظام منتخب مردمی، پاسخگو، فراگیر و دلسوز برای مردم و منافع ملی رقم بخورد.
نوشته از: ع ـ فصیحی

یقین دارم طالبان به زودی نابود خواهد شد دشمن ، علم وتحصیل وکار
08/16/2026

یقین دارم طالبان به زودی نابود خواهد شد
دشمن ، علم وتحصیل وکار

A Dark Day in Afghanistan’s HistoryAugust 15 is not just another date on the calendar. It is a day that left a deep woun...
08/15/2026

A Dark Day in Afghanistan’s History

August 15 is not just another date on the calendar. It is a day that left a deep wound in the hearts and minds of millions of Afghans—a wound that has not healed.

For years, I have reflected on Afghanistan’s history, and one question has never left my mind: Why has our country so often fallen into the hands of people who traded away the future of an entire generation? Why did guns become more valuable than education? Why did ethnic division, favoritism, and loyalty to powerful individuals replace merit, justice, and equal opportunity? Why has everyone blamed others for our tragedies while so few have accepted responsibility?

I will never forget August 15, 2021. When I walked out of the Pakistani Embassy that day, all I could see was fear. People were running with hope and panic at the same time. Families had no idea what tomorrow would bring. It felt as though the future of our country was collapsing before our eyes.

The moment I saw the Taliban, one thought came to my mind: this was a group that stood against education, freedom, human dignity, and the future of our people. Tears filled my eyes, and I prayed that somehow God would protect Afghanistan, because I feared the damage they would cause to an entire generation could take decades to repair.

Today, five years later, it is painfully clear that those fears were not unfounded. Millions of girls have been denied their right to education. Young people have lost hope in their future. Thousands of families have been forced to flee their homes. A country that could have been built through knowledge, unity, and hard work has instead been pushed even further away from progress.

Thousands of innocent people—men and women who once served and protected their communities—have been imprisoned. I do not often speak about my own experience, or the long months I spent in Taliban prisons, where I endured harsh treatment and abuse. Perhaps my only “crime” was dreaming of a better Afghanistan. Perhaps, like many other innocent people, I was imprisoned simply because I am Hazara.

Now that five years have passed since that dark day, we all know the scale of the tragedy our country has endured and the kind of regime that has ruled over millions of Afghans.

I am not writing these words out of hatred. I write them because I love my country and I care deeply about its future. I still believe that one day Afghanistan will know peace again. I believe there will come a day when education, humanity, justice, and merit matter more than weapons, prejudice, and division.

We cannot change history, but we can learn from it. We owe it to future generations to make sure they do not pay the price for the mistakes of the past.

Today is the time to stand together, learn from our history, and work toward the dreams of millions of Afghans. Together, we can help build a new chapter for our country—one where darkness is replaced by hope, where justice and equality prevail, and where every Afghan can live in peace, security, and dignity.

With respect,

Abdullah Tawakoli
President, Afghan Network for Cooperation and Empowerment in Canada (ACCEN)

تصویر از پارلمان کانادا
08/08/2026

تصویر از پارلمان کانادا

Network for Cooperation and Empowerment of Afghans inCanadaNetwork for Cooperation and Empowerment of Afghans inCanada s...
08/05/2026

Network for Cooperation and Empowerment of Afghans in
Canada

Network for Cooperation and Empowerment of Afghans in
Canada strongly condemns the escalating oppression, discrimination, and repressive policies imposed by the Taliban against the people of Afghanistan, particularly the Hazara community, Shia Muslims, and women and girls.

Over the past five years, respected elders, religious scholars, and community leaders from the Hazara community have sought to engage the Taliban through dialogue, patience, and peaceful communication in an effort to convey the concerns and grievances of their people. These efforts, however, have not only gone unanswered but have been met with continued discrimination, restrictions on religious freedoms, pressure on educational and religious institutions, and the confiscation of private lands and properties, including those backed by official deeds and legal documentation, which have been arbitrarily declared state property. In many cases, residents have been forced either to pay money or abandon their homes.

At the same time, the systematic denial of women’s and girls’ rights to education, employment, and fundamental freedoms, along with restrictions on the observance of religious ceremonies and other discriminatory practices, is incompatible with both Islamic values and the universal principles of justice, human dignity, and fundamental human rights.

Meanwhile, deepening poverty, widespread unemployment, and the worsening economic crisis are driving an increasing number of Afghan families into despair. Out of desperation, many are forced to undertake dangerous smuggling routes to neighboring countries, including Iran and Pakistan. Along these journeys, many have lost their lives in vehicle crashes, border shootings, accidents, or as a result of abuse and violence by human traffickers, leaving countless families in mourning. This humanitarian tragedy is a direct consequence of the ongoing crisis confronting the people of Afghanistan.

We call upon Afghan elders, religious scholars, academics, and young people in Canada and across the world, as well as all the people of Afghanistan, not to remain silent in the face of oppression, discrimination, and the violation of fundamental rights. By standing together in unity, solidarity, and peaceful advocacy, we can continue the pursuit of justice, equality, and a free, prosperous future for Afghanistan.

Silence is not the path to saving our people or our homeland.

Network for Cooperation and Empowerment of Afghans in
Canada
゚viralシ





بسمه تعالی بیانیه شبکه همکاری و توانمندسازی افغانستانی‌های مقیم کاناداشبکه همکاری و توانمندسازی افغانستانی‌های مقیم کانا...
08/05/2026

بسمه تعالی

بیانیه شبکه همکاری و توانمندسازی افغانستانی‌های مقیم کانادا

شبکه همکاری و توانمندسازی افغانستانی‌های مقیم کانادا، تشدید ظلم، تبعیض و سیاست‌های سرکوبگرانه طالبان علیه مردم افغانستان، به‌ویژه جامعه هزاره، پیروان مذهب تشیع، زنان و دختران را به‌شدت محکوم می‌کند.
در نزدیک به پنج سال گذشته، بزرگان، علما و شخصیت‌های جامعه هزاره تلاش کردند از راه گفت‌وگو، صبر و تعامل، صدای مردم خود را به مسئولان طالبان برسانند؛ اما نه‌تنها این صدا شنیده نشد، بلکه تبعیض، محدودیت‌های مذهبی، فشار بر مراکز آموزشی و دینی، غصب زمین‌ها و املاک مردم، حتی زمین‌هایی که دارای قباله رسمی و اسناد قانونی هستند و به‌عنوان املاک دولتی اعلام می‌شوند، و وادار ساختن مردم به پرداخت پول یا ترک خانه‌هایشان نیز ادامه یافته است.
همزمان، محروم‌کردن دختران و زنان از حق آموزش، کار و آزادی‌های اساسی، محدودیت بر برگزاری مراسم مذهبی و دیگر رفتارهای تبعیض‌آمیز، نه با ارزش‌های اسلامی سازگار است و نه با اصول عدالت، کرامت انسانی و حقوق بنیادین بشر.
از سوی دیگر، فقر، بیکاری و مشکلات شدید اقتصادی، هر روز خانواده‌های بیشتری را به سوی ناامیدی سوق می‌دهد. بسیاری از هموطنان، از سر ناچاری، راه‌های پرخطر قاچاق به کشورهای همسایه، از جمله ایران و پاکستان، را در پیش می‌گیرند. در این مسیر، شماری جان خود را در اثر واژگون شدن وسایط نقلیه، تیراندازی، حوادث مرزی یا سوءاستفاده و خشونت قاچاقبران از دست می‌دهند و خانواده‌های بی‌شماری داغدار می‌شوند. این وضعیت، نتیجه بحرانی است که مردم افغانستان هر روز با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
ما از همه بزرگان، علما، استادان، جوانان افغانستانی مقیم کانادا، سایر کشورهای جهان و تمامی مردم افغانستان می‌خواهیم که در برابر ظلم، تبعیض و نقض حقوق اساسی مردم سکوت نکنند و با حفظ وحدت، همبستگی و دادخواهی مسالمت‌آمیز، برای عدالت، برابری و آینده‌ای آزاد و آباد برای افغانستان تلاش کنند.

سکوت، راه نجات مردم و سرزمین ما نیست.

شبکه همکاری و توانمندسازی افغانستانی‌های مقیم کانادا (ACCEN

゚viralvideo








BBC Dari
Embassy of the Islamic Republic of Afghanistan - Ottawa
CTV News

07/26/2026

゚ ゚viralvideo

07/26/2026

🇨🇦

07/17/2026

گزارش‌های نگران‌کننده‌ای از ولسوالی یفتل پایین ولایت بدخشان منتشر شده است که از بازداشت شماری از افراد پس از درگیری‌های اخیر حکایت دارد. اگر گزارش‌های مربوط به بازداشت و مجازات اطفال کم‌سن‌وسال صحت داشته باشد، چنین اقدامی نقض آشکار حقوق کودکان و اقدامی بسیار نگران‌کننده است. انتظار می‌رود نهادهای مستقل حقوق بشری این گزارش‌ها را بررسی کرده و در صورت تأیید، عاملان آن پاسخگو شوند.

Address

102 Starwood Road, Nepean
Ottawa, ON
K2G1Z7

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Network for Cooperation and Empowerment of Afghans in Canada posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Featured

Share