موسسه مطالعات حقوقی و سياسی افغانستان

موسسه مطالعات حقوقی و سياسی افغانستان براي نهادينه‪‎ ‬سازي تحقيقات راهبردي، از طريق انجامِ طرح ها، انتشارات فراگير، آموزش و برگزاري نشست‪‎‬هاي علمي تلاش مي كنيم

بخش از صحبت دکتر مسعود ترشت‌وال در نشست سازمان ملل متحد-ژنو با موضوع «حقیقت، آشتی و بازگشت به حاکمیت قانون» بسم‌الله‌الر...
11/05/2026

بخش از صحبت دکتر مسعود ترشت‌وال در نشست سازمان ملل متحد-ژنو با موضوع «حقیقت، آشتی و بازگشت به حاکمیت قانون»

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

کشور ما امروز با بحران اعتماد، عدالت، مشروعیت، نبود‌قانون و همزیستی‌مسالمت‌آمیز انسانی مواجه است. سرزمینی که در روایت‌های سیاسی جهان با خشونت شناخته می‌شود، در حقیقت روزگارِ وارث تمدن، خرد، مدارا و همزیستی انسانی بود. این جغرافیا همواره خاستگاه فرهنگ، دانش و گفت‌وگوهای سازنده بوده است.
صلح پایدار در افغانستان تنها با توافق‌های سیاسی و معادلات قدرت به‌دست نمی‌آید. صلح زمانی معنا پیدا می‌کند که بر حقیقت، عدالت، کرامت انسانی و مشارکت واقعی مردم استوار باشد. تجربهٔ ملت‌ها نشان داده است که صلح بدون حقیقت، فقط تعویق بحران است. هرگاه حقیقت قربانی مصلحت شود، حافظهٔ تاریخی تحریف گردد و صدای قربانیان خاموش بماند، خشونت دوباره بازتولید خواهد شد.
امروز افغانستان نیازمند معماری نوین همزیستی ملی است؛ نظمی که در آن هیچ انسانی به دلیل قوم، زبان، مذهب یا جنسیت حذف نشود و همه شهروندان خود را در آیینهٔ کرامت مشترک انسانی بازشناسند.
جامعهٔ جهانی و‌سازمان‌های بین‌المللی نیز در یک آزمون بزرگ اخلاقی قرار دارد. عدالت، اگر گزینشی باشد، اعتماد ملت‌ها را از میان می‌برد. حقوق بشر نمی‌تواند در یک جغرافیا ارزش مطلق و در جغرافیای دیگر موضوع معاملهٔ سیاسی باشد. سازمان ملل متحد و نهادهای بین‌المللی باید به فلسفهٔ اصلی خود یعنی دفاع از کرامت انسان، عدالت، صلح‌جهانی و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها بازگردند.
ما باور داریم که صلح در افغانستان باید بومی، فراگیر و مردم‌محور باشد؛ صلحی که در آن زنان، جوانان، نخبگان، قربانیان و همهٔ اقوام و اقشار جامعه حضور واقعی داشته باشند. صلح، سکوت تحمیلی نیست؛ بلکه تفاهم آگاهانه و پذیرش متقابل است.
سپاسگزارم.

بااحترام
ادمین صفحه

19/04/2026

9 likes, 1 comment. "صلح در بستر تکثر ۱"

16/04/2026
یادداشتِ از دکتر مسعود ترشت‌وال در پیوند به نظم‌ستیزی و یاغی‌گری ترامپ با عنوان« ترامپ و بازی با امنیت؛  از شعار تا بی‌ث...
13/04/2026

یادداشتِ از دکتر مسعود ترشت‌وال در پیوند به نظم‌ستیزی و یاغی‌گری ترامپ با عنوان

« ترامپ و بازی با امنیت؛ از شعار تا بی‌ثباتی»

بنام خدای عادل

جهانیان همه مستِ شکستِ یک‌دگرند
هجومِ موج درین بحر، گردِ پرخاش است
کدام شعله که آخر به خاک ره ننشست
بساطِ رنگ جهان را شکست فرّاش است

طی چندین ترم تدریس درس سیاست و حکومت در ایالات متحده امریکا، فرصت داشته‌ام که رفتار چهره‌های تاثیرگذار، سیاست‌گذاری نهادهای سیاسی و شیوه‌های اِعمال قدرت این کشور را بررسی کنم. به امریکا سفرداشته‌ام و تجربهٔ تعامل با نهادهای دانشگاهی این کشور را دارم؛ پیگیری مستمر تحولات داخلی و بین‌المللی و مشاهدهٔ مستقیم نفوذ استخباراتی ‌ورود مغرضانهٔ‌ این کشور در وطنم‌ و خروج غیرمسوولانه‌شان از کشورم، همراه با مطالعات میدانی و پژوهش‌های علمی، امکان فهم عمیق سطح تحلیل فردی و تاثیر رفتارهای نظم‌ستیزانهٔ رئیس‌جمهور فعلی امریکا را برایم فراهم کرده است. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که پیامدهای ویرانگرِ این نوع رفتارها نه تنها در داخل کشور آمریکا، بلکه در منطقه‌ و جهان نیز قابل مشاهده است.
یافته‌های تجربی و‌ میدانی نشان می‌دهد که در سیاست‌گذاری‌های امریکا به‌ویژه در وضعیت فعلی معیارهای اخلاقی اغلب نه بر اساس اصول جهان‌شمول، بلکه تابع اهداف هژمونیک و منافع سلطه و قدرت و‌ زور تعریف می‌شوند. رفتارهایی که با این اهداف هم‌سو باشند، «خوب» و به نفع بشریت معرفی می‌شوند و رفتارهایی که با آن‌ها ناسازگار باشند، حتی اگر اخلاقاً درست باشند، «بد» و تهدید تلقی می‌شوند. این الگو نشان می‌دهد که اخلاق سیاسی اغلب به ابزاری برای حفظ سلطه و مشروعیت‌بخشی به جنایت تبدیل شده است.

در گفتمان‌های بین‌المللی، اخلاق و حقوق بشر به‌عنوان معیارهای رفتاری مطرح می‌شوند، اما تحلیل تطبیقی سیاست‌های امریکا در اکثر دوره‌ها به خصوص دوره ترامپ نشان می‌دهد که این معیارها انتخابی و تابع اهداف هژمونیک و سلطه هستند. رفتارهای نظم‌ستیزانهٔ ترامپ تمامی اصول و معیارهای نظم و امنیت‌ جهانی را به هم ریخته است و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی به‌ویژه سازمان ملل متحد و ارکان تابعهٔ آن و نهادهای معتبر قضایی جهانی به حاشیه رفته است و‌ اعتبار و کارآمدی‌شان با پرسش‌های جدی رو به‌رو است.
چنین رفتارهای خصمانه و قانون‌ستیزانه اگر مهار نشود پیامدهای ویرانگر خواهد داشت. از جمله:
یک: ابزاری شدن اخلاق؛
مفاهیمی چون کرامت انسانی، نظم‌جهانی، امنیت‌ بین‌الملل، دموکراسی، حقوق بشر، زیست‌باهمی جهانی، کمک‌ به حل بحران‌های بشری و مبارزه با تروریسم و …، به ابزار مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های سلطه‌گرانه تبدیل شده‌اند. بی‌تردید رفتارهای ترامپ، خود شناسهٔ از تبلور واقعی تروریسم دولتی‌ است.
دو: انتخاب‌گرایی اخلاقی؛
رفتارهای مشابه در یک منطقه دفاع از حقوق‌‌بشر و در منطقه‌ی دیگر جنایت علیه بشر تلقی می‌شوند، زیرا معیارهای اخلاقی تابع اهدافِ سلطه، زور و قدرت هستند، نه تعهدات حقوق‌بشری و اصول زیستِ مسالمت‌آمیز جهانی.
سه: تبعیض هژمونیک در اخلاق جهانی؛
کشورهای ضعیف و جوامع کمتر توسعه‌یافته بیش از همه قربانی تضاد میان ادعای اخلاقی و واقعیت سیاست قدرت می‌شوند. تعبیرِ دقیق وجود دارد که قدرت تولید‌گر حقیقت است.
بر اساس سطح تحلیل فردی و ویژگی‌های شخصیتی تصمیم‌گیرندگان، رهبرانی که تمایلات سلطه‌طلبانه، خودمحور و غیرقابل انعطاف دارند، نه‌تنها نظم داخلی، بلکه نظم منطقه‌ای و جهانی را برهم می‌زنند. این نوع رفتارها شامل موارد زیر است:
•اولویت دادن منافع شخصی و حزبی بر منافع جمعی یا جهانی؛
•بی‌توجهی به حقوق و قوانین بین‌المللی و نهادهای حقوق‌بشری برای توجیه تصمیمات یک‌جانبه؛
•استفاده ابزاری از مفاهیم اخلاقی برای مشروعیت‌بخشی به سلطهٔ خود و منافع‌شان.
پیامدهای این رفتارها، بی‌ثباتی داخلی، منطقه‌ای و جهانی، کاهش اعتماد به نهادهای بین‌المللی و فرسایش هنجارهای اخلاقی و حقوقی جهانی است. به عبارت دیگر، فروپاشی اعتماد و نظم جهانی را به دنبال دارد و پیامدهای ناخوشایند زیر را ایجاد می‌کند.
⁃کاهش اعتماد جهانی نسبت به ادعاهای اخلاقی و تعهدات حقوق‌بشری و به چالش کشیده شدن مشروعیت مفاهیم حقوق بشر و عدالت جهانی.
⁃تضعیف اعتبار و توانایی نهادها و سازمان‌های بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق‌بشری و‌ قضایی در هدایتِ نظم جهانی.
⁃سوق یافتن جهان به مسیر بی‌نظمی و آشفتگی بین‌المللی که امنیت، صلح و کرامت انسانی را تهدید می‌کند.
تحلیل وضعیت امروزی نشان می‌دهد که رفتار امریکا، به‌ویژه تحت مدیریت قانون‌گریزانهٔ ترامپ و نزدیکانِ بی‌تجربهٔ او (معاون، وزیران دفاع و‌ خارجه) فاصلهٔ زیادی با مفاهیمی چون نظم، حقوق بشر، کرامت انسانی، حقوق و قوانین بین‌الملل، امنیت جهانی و صلح میان‌بشر دارد. ترامپ با انحراف عمدی از مسیر اصول اخلاقی و هنجارهای بین‌المللی از یک‌سو به حیثیت و اعتبار کشورش(امریکا)، آسیب جدی و غیر قابل اعاده وارد نموده است و از سوی دیگر، روند توسعهٔ حقوق و امنیت بین‌المللی را نیز به مسیر نادرست هدایت می‌کند.
در حال حاضر مسوولیت اصلی سیاست‌مدارانِ منصف، نخبه‌گانِ با‌ دیدگاه و نهادهای مسوول در امریکا این است که نه به‌خاطرِ بشر، برای اعادهٔ حیثیت از دست‌رفتهٔ کشورشان توسط ترامپ، این شخص را مهار کنند و بیش
از این برای رفتار‌های ناموجهٔ او، تاوانِ کلان نپردازند.
جهانِ امروز نیازمند آن است که تمام کشورها و نهادهای بین‌المللی در هدایتِ امریکا به سمت اصول اخلاقی و هنجارهای جهانی و‌ مهارِ به موقع چهره‌های قانون‌گریز و‌ تهدیدزا (ترامپ و ‌سه‌تن از همکارانش) اقدام کنند و در کنترل رفتارهای نظم‌ستیزانه‌یی که اختیار کرده‌اند، نقش فعال داشته باشند.
بازخوانی مفاهیم اخلاق، هنجارهای بین‌المللی و مقابله با رفتارهای نا‌موجهٔ رهبران ضروری است تا مفاهیم قدرت، عدالت، سلطه و اخلاق جهانی به درستی تعریف و تفکیک شوند و جهان از مسیر بی‌نظمی و فروپاشی هنجاری بازداشته شود. اگر جهان نسبت به سلطه‌طلبی و رفتارهای این‌چنینی چشم‌پوشی کند، اعتبار نهادهای بین‌المللی و حقوق‌بشری خدشه‌دار خواهد شد و نظم جهانی در معرض فروپاشی جدی و‌ غیر قابل‌جبران قرار می‌گیرد. همه کشورها باید فعالانه در اصلاح مسیر امریکا و به‌ویژه مقابله با تک‌تازی‌ها و قلدری‌های رئیس‌جمهور امریکا فعلی سهم داشته باشند تا صلح، امنیت و کرامت انسانی تضمین گردد.

چه دارد انفعالِ طبع ظالم جز سیه ‌رویی
عرق از سنگ اگر بی‌پرده‌ گردد قیر می‌جوشد

با حُرمت
ادمین صفحه

30/03/2026

در این برنامه، گفت‌وگویی با مسعود ترشتوال، استاد دانشگاه و عضو نشست لندن، پیرامون ابعاد و نتایج این نشست ارائه شده است. در این مصاحبه، آقای ترشتوال به بررسی ...

30/03/2026
سخنرانی دکتر مسعود ترشت‌وال رئیس موسسه مطالعات حقوقی ‌‌و سیاسی افغانستان (ALPSO) در نشستِ دیالوگ «به‌ سوی‌اتحاد و اعتماد...
28/03/2026

سخنرانی دکتر مسعود ترشت‌وال رئیس موسسه مطالعات حقوقی ‌‌و سیاسی افغانستان (ALPSO) در نشستِ دیالوگ «به‌ سوی‌اتحاد و اعتماد» در لندن، بریتانیا.

بنام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد

قرآن کریم می‌فرماید:
«ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» صدق‌الله‌العظیم.

بخوان سرودِ نو از استوای سلسله‌ها
که دل ملول شد از انجماد فاصله‌ها
مگو که دشت عقیم است و دشت‌بان خاموش
بلوغِ لاله خبر می‌دهد ز ولوله‌ها

باعث افتخار است که نشستِ دیالوگ «به سوی اتحاد و اعتماد» که با ابتکار نهاد زنان برای افغانستان و با میزبانی کشور بریتانیا تدویر یافته است، در جمع شما فرهیختگان سخن می‌گویم؛ نشستی وزینی که خود بیانگر یک حقیقت عمیق است؛ راه برون‌رفت از بحران‌های پیچیده، از مسیر گفت‌وگو و هم‌اندیشی می‌گذرد، نه از مسیر تقابل، حذف و انکار.
محتوای آیتِ که تلاوت شد خدای متعال ما را در همین مسیر فرا می‌خواند که در مواجهه با یکدیگر، بهترین شیوه را برگزینیم؛ شیوه‌ی مبتنی بر احترام، اتحاد، اعتماد، تدبیر، عقلانیت، نیک‌خواهی و گفتار و رفتار مسوولانه.
دوستان گرامی!
هدف مقدس، وسیله‌ی مقدس می‌خواهد، سعی برای پایان‌دادن به منازعه‌ی طولانی کشور، یک هدف مقدس و انجام یک تکلیف است؛ اما تحقق آن بدون توسل به ابزارهای مشروع، اخلاقی و انسانی ممکن نیست؛ این ابزار، چیزی جز گفت‌وگو، شنیدن متقابل و‌ پذیرش یکدیگر و جدال احسن نیست.
به گواهی تاریخ، با مرور رویدادهای چند دهه اخیر و تجربهٔ حضور بازیگران متعدد بین‌المللی در کشور و آزمون‌های تلخ نزاع‌های داخلی، به روشنی می‌آموزاند که برخی راه‌ها، هرگز معطوف به نتیجه برای دولت‌سازی، ملت‌سازی و تامین عدالت نبوده و هیچگاه به صلح پایدار و پایان منازعه و‌ خشونت نینجامیده است. از جمله:
⁃ جنگ و توسل به زور؛ رویکردی سخت‌افزاری که تنها چرخهٔ خشونت را بازتولید کرده است.
⁃ انحصار در دولت‌داری؛ که به جای مشارکت، به حذف انجامیده است.
⁃ تحریف‌تاریخ، حذف و انکار یکدیگر؛ که شکاف‌ها را عمیق‌تر، بی‌اعتمادی را بیش‌تر و بحران را پیچیده‌تر ساخته است.
⁃ تفوق‌طلبی و برتری‌خواهی فرهنگی؛ که وحدت ملی و همبستگی‌اجتماعی و‌ وفاداری‌ملی را آسیب جدی زده است.
⁃ امید بستن به نسخه‌های تحمیلی وارداتی/خارجی؛ که با واقعیت‌های بومی و شرایط عینی جامعه هم‌خوانی نداشته است.
همکاران گرامی!
واقعیت این است که ماهیت منازعه‌ی‌‌ افغانستان، در اساس منازعهٔ قدرت بوده و یک مسأله داخلی است.
منازعات داخلی راه‌حلِ داخلی یا همان الگوی بومی را می‌طلبد و باید این الگوی بومی از درون جامعه، از دل اندیشه‌ها، تجربه‌ها و ماحصل هم‌اندیشی و گفت‌وگوهای معنادار برخیزد.
من و‌همکاران باورمندیم که راه‌حل‌ مسایل کشور نه جنگ بل تفاهم است. بر همین مبنا، الگوی صلح بومی را گزینهٔ مطلوب برای پایان‌دادن به بی‌اعتمادی و منازعهٔ کشور می‌دانیم.
مدل صلح بومی سه سطح اساسی گفت‌و‌شنود را ضروری عنوان‌ می‌کند.
نخست، گفت‌و‌شنود میان‌شهروندی؛ برای ترمیم بافت اجتماعی و بازسازی اعتماد.
دوم، گفت‌و‌شنود میان‌هویتی؛ برای مدیریت تفاوت‌های سیاسی و فرهنگی.
و سوم گفت‌وگوی ملی در چارچوب‌های تعریف‌شدهٔ حقوقی و با مکانیسم‌های پاسخ‌گو که منتج به تدوین منشور شهروندی مدرن، قانون‌اساسی مورد قبول همه و تشکیل دولتِ همگان گردد.
انجام‌ موفقانهٔ این سه سطح از گفت و‌شنود‌، مخرج‌ مشترک‌ روشن و صریح داشته باشد.
⁃ بازگرداندن قدرت و حاکمیت به مردم؛ به‌گونهٔ که ارادهٔ شهروندان تعیین‌کننده‌ی اصلی سرنوشت سیاسی کشور باشد.
⁃ تأمین عدالت اجتماعی به معنای واقعی آن؛ عدالتی که در عمل محسوس باشد، نه در شعار.
⁃ تضمین و صیانت از حقوق و آزادی‌های بنیادین و اساسی شهروندی، به‌گونهٔ که توسط هیچ‌ آدرس حقیقی و حقوقی داخلی و خارجی و هیچ‌گاه مصادره نشود و به‌صورت جدی مورد رعایت و اهتمام قرار گیرد.
⁃ قرار دادن تعهدات حقوق‌بشری به‌عنوان معیار هر نوع رفتار و گفتار؛ نه به شکل شعاری و ابزاری، بلکه به‌صورت راهبردی، صادقانه و هدفمند و
⁃ رسیدن به توافق ملی بر سر یک مدل مطلوب، مشروع و دربرگیرندهٔ حکومت‌داری که بتواند ساختار عمودی قدرت را بشکند، توزیع عادلانهٔ قدرت را تضمین نماید و به منازعه طولانی قدرت پایان دهد.
در نهایت نخبه‌گان فکری، نخبه‌گان ابزاری، حاکمان فعلی، شهروندان کشور، و جامعه جهانی همه باید در این مسیر نقش مسئولانه ایفا کنند.
‌خواهران و برادران عزیز!
نکتهٔ حایز اهمیت دیگر اینکه به درستی مسوولیت‌مان را در قبال سلامت و‌ بقای کشور و‌ سرفرازی ملت، بدانیم‌ و توجه داشته باشیم که استقلال، تمامیت‌ارضی و وحدت‌ جغرافیایی افغانستان از منافع حیاتی و ملی ما است و هر نوع دست‌بُرد و تجاوز محکوم‌ بوده و‌ غیر قابل دفاع است.
موضوعی دیگری که قابل تآمل است؛ فقر، بیکاری، بی‌اعتمادی، تکبر، دانش‌ستیزی و ناامنی‌های پیدا و پنهان، همان بسترهایی هستند که می‌توانند به راحتی خشونت را بازتولید کنند و زمینه‌ساز استمرار منازعه گردند و مکلفیت همه‌‌ی ماست‌ تا برای رفع این چالش‌ها چاره‌اندیشی نمائیم.
در پایان پیشنهاد دارم که منافع ملی و بقای کشور از صف‌بندی‌ها و اختلافات داخلی‌ تفکیک شود و باید به آن ملتزم بود. ضرورت جدی‌ست که در نیت‌ها، رفتار و‌ گفتارمان بازنگری داشته باشیم. روی داوری فردای تاریخ حساب باز کنیم و موضعی نداشته باشیم که سلامتِ کشور به مخاطره نیفتد. در شرایطی کنونی به ادبیات و رفتارِ نیاز داریم که صلح‌آمیز، لطیف و بسیج‌گر باشد نه طردکننده و نفاق‌زا.
من این نشست و نشست‌ها و ‌اقداماتِ دیگر نخبه‌گان‌مان‌ را در هر جا ستایش می‌کنم و آن را نه فقط به‌عنوان رویداد، بلکه به‌عنوان گام‌های عملی در مسیر اتحاد، اعتماد، همگرایی و یافتنِ آیندهٔ مشترک مبتنی بر آموزش، دسترسی عمومی به تحصیلات‌عالی، برابری شهروندی و مشارکت معنادار شهروندان در روندهای سیاسی و تصمیم‌گیری‌های ملی، موثر می‌دانم.
با امید به روزی که افغانستان، از سرزمین منازعه، خشونت و‌ بی‌باوری به سرزمین تفاهم، عدالت، اتحاد، اعتماد، صلح پایدار و تامین ثبات مبدل گردد.
حضار گرامی!
صحبتم‌ را با ابیات از حضرت ابوالمعانی پایان می‌دهم.

اشاره می‌کند از پا نشستنِ ‌کهسار
که بارِ ناله‌ی دل هر کمر نمی‌تابد

طلسم‌ خویش شکستن علاج‌ کلفت ماست
که شب نمی‌گذرد تا سحر نمی‌تابد

از توجه‌تان‌ تشکر.
والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته
لندن، بریتانیا
۲۴ مارچ ۲۰۲۶
۴ حمل ۱۴۰۵

27/03/2026

صحبت دکتر مسعود ترشت‌وال از جریان حضورِ اشتراک‌کننده‌گان نشست« به‌سوی اتحاد و اعتماد» در پارلمان بریتانیا.

25/03/2026

« اهداف نشست لندن در صحبت دکتر مسعود ترشت‌وال از محل برگزاری نشست.»

تشکر از رسانهٔ آمو.

پیامِ دکتر مسعود ترشت‌وال رئیس مؤسسهٔ مطالعات حقوقی و سیاسی افغانستان( ALPSO) به مناسب عید‌سعید فطر و آغاز سال نوِ خورشی...
20/03/2026

پیامِ دکتر مسعود ترشت‌وال
رئیس مؤسسهٔ مطالعات حقوقی و سیاسی افغانستان( ALPSO) به مناسب عید‌سعید فطر و آغاز سال نوِ خورشیدی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، حَمْدًا كَثِيرًا طَيِّبًا مُبَارَكًا فِيهِ،
وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَأَصْحَابِهِ أَجْمَعِينَ.
قالَ اللهُ تبارک و تعالی:
﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّىٰ﴾ (الأعلى: ۱۴)
«بی‌گمان رستگار شد آن‌کس که نفس خویش را تزکیه کرد.»

برادران و خواهران گرامی!
فرا رسیدن عید سعید فطر را به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین و معنادارترین مناسبت‌های دینی در فرهنگ اسلامی به تمامی مسلمانان جهان به‌ویژه مردم شریف و رنج‌دیدهٔ وطنم در داخل و خارج کشور، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می‌نمایم.
عید سعید فطر، نه صرفاً پایان یک دورهٔ عبادی، بلکه آغازِ نوین برای خودسازی، بازاندیشی اخلاقی و تجدید حیات معنوی انسان است. این عید، تجلی فلسفهٔ عبادت در اسلام و نمودار پیوند عمیق میان تزکیهٔ فردی و مسئولیت اجتماعی است؛ جایی که انسان، پس از یک ماه تمرین خویشتن‌داری، تهذیب نفس و تقویت اراده، به سطحی از آگاهی اخلاقی و تعهد انسانی دست می‌یابد که او را برای ایفای نقشی مؤثرتر در جهت خیر عمومی و اصلاح اجتماعی آماده می‌سازد.
عید سعیدفطر، در جوهرهٔ خود، بازگشت به فطرت پاک انسانی و رهایی از قیود خودمحوری، تکبر، تعصب و غفلت است. این مناسبت، فرصتی برای بازسازی روابط انسانی بر بنیاد محبت، اعتماد متقابل و کرامت انسانی، و نیز بستری برای تعمیق همبستگی اجتماعی در چارچوب ارزش‌های مشترک انسانی و اسلامی فراهم می‌آورد.
تقارن این عید فرخنده با آغاز سال نوِ خورشیدی، حامل پیام‌های ژرفی از تجدید، تحول و امید است. این هم‌زمانی، نه‌تنها نشانهٔ نو شدن طبیعت، بلکه یادآور ضرورت بازنگری در ساختارهای فکری، اجتماعی و سیاسی جوامع ما نیز می‌باشد؛ تا با الهام از آموزه‌های اخلاقی و معنوی، مسیر آینده را بر مبنای عدالت، عقلانیت و همزیستی مسالمت‌آمیز ترسیم نماییم.
اینجانب در این مقطع حساس تاریخی، ضمن تأکید بر اهمیت عدالت و صلح پایدار، بر این باور هستم که تحقق ثبات‌دایمی و حل‌بنیادین منازعه در افغانستان، مستلزم رویکردی جامع، فراگیر و مبتنی بر گفت‌وگو‌شنود شهروندی، میان‌هویتی، ملی، مشارکت همگانی و پذیرش تکثر اجتماعی است. صلحِ پایدار، صلحی است که بر بنیاد عدالت، کرامت انسانی و حل ریشه‌ی منازعات از راه‌های مسالمت‌آمیز استوار باشد. از این‌رو، بارِ دیگر بر ضرورت ترویج و تقویت فرهنگ گفت‌وگوی معنادار/جدالِ اَحسن، مدارا، تساهل و هم‌پذیری به‌عنوان ارکان اساسی یک جامعهٔ سالم و پایدار تأکید دارم.
در چشم‌انداز تحولات جهانی نیز، عید فطر می‌تواند به‌مثابه الگویی هنجاری برای بازتعریف روابط انسانی در سطح بین‌المللی تلقی گردد. جهانی که با چالش‌های فزاینده‌ی چون جنگ، زورگوی، سلطه‌طلبی، نابرابری و بحران‌های انسانی مواجه است، بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازگشت به ارزش‌هایی است که این عید نمایندگی می‌کند یعنی همزیستی انسانی مسالمت‌آمیز، احترام متقابل، عدالت، مسئولیت‌پذیری، همبستگی انسانی و فهمِ جایگاهِ خویشتن به عنوان فرد و‌ یا دولتِ مسوول. بر این اساس، عید فطر را می‌توان نماد گذار از فردمحوری نظم‌ستیزانه به جمع‌گرایی مسئولانه دانست؛ گذاری که شرط لازم برای شکل‌گیری نظمِ انسانی‌تر، عادلانه‌تر و پایدارتر در سطوح ملی، منطقه‌ی و جهانی است. این عید، انسان را به بازتعریف نقش خویش در قبال جامعه و جهان فرا می‌خواند و بر پیوند ناگسستنی میان اخلاق فردی و تعهد جمعی تأکید می‌نماید.
بنده و همکارانم در موسسه مطالعات حقوقی و سیاسی افغانستان( ALPSO) و واحد مطالعاتِ صلح‌کابل، در این روز خجسته، ضمن ابراز همدردی با تمامی قربانیان خشونت، جنگ و بی‌عدالتی بر تعهد خویش در راستای ترویج صلح، تقویت همبستگی اجتماعی و حمایت از ارزش‌های انسانی و حقوق بنیادین بشر تأکید می‌نمائیم.
معتقدیم که آینده‌ای روشن، در گرو غلبهٔ خرد بر جهل، اخلاق بر خشونت، و همگرایی بر تفرقه است. از این‌رو، از تمامی نخبگان، اندیشمندان، رهبران اجتماعی، سیاست‌گران و آحاد مردم دعوت می‌نمائیم تا با الهام از پیام‌های ژرف این عید، در جهت ساختن جامعه‌ی مبتنی بر عدالت، کرامت انسانی و همزیستی مسالمت‌آمیز، تلاش مشترک و مسئولانه‌ی را دنبال نمایند.
در پایان، از درگاه خداوند متعال، قبولی طاعات و عبادات همگان، و تحقق صلح، ثبات و رفاهِ پایدار را برای وطن و‌ هموطنم و تمامی جهانیان مسئلت داریم.

با احترام
مسعود ترشت‌وال

11/02/2026

صحبت دکتر مسعود ترشت‌وال رئیس موسسه مطالعات حقوقی و سیاسی افغانستان (ALPSO) در سمینار علمی گرامی‌داشت از ۵۸۵ًمین سال‌روز تولد امیرعلی‌شیرنوایی در شهر اشفنبورگ-آلمان.

بسم‌الله‌الرحمن الرحیم‌
« وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَـٰكُمْ أُمَّةًۭ وَسَطًۭا لِّتَكُونُوا۟ شُهَدَآءَ@ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًۭا »
سورة بقره آیه۱۴۳

آغاز صحبت با بریدۀ از ابیات امیرعلی شیرنوایی:

هردم از انجمن دهر جفایی دگر است
هر یک از انجُم او داغِ بلایی دگر است
روز و شب را که کبود است و سیه‌جامه درو
شب عزایی دگر و روز عزایی دگر است
هست ماتم‌کده‌ای دهر که از هر طرفش
دود آهی دگر و ناله و وایی دگر است
نزد ارباب یقین دار فنا جایی نیست
وطن اصلی این طایفه جایی دگر است

اساتید ارجمند، پژوهشگران گرامی، فرهیختگان حاضر در این سمینار علمی، خانم‌ها و آقایان!
سلام و ارادت خدمت همه‌ی شما سروران ارجمند:
مایه‌ی افتخار و امتنان است که امروز، در محفل اندیشه و گفت‌وگوی علمی شما فرزانگان و در چارچوب این نشست معتبر، دربارهٔ یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگی، ادبی، سیاسی و فکری تاریخ سخن می‌گویم.
در آغاز، بر خود لازم می‌دانم که مراتب سپاس و قدردانی صمیمانه‌‌ی خویش را از برگزارکنندگان این سمینار بویژه از ویراستار لایق کشور استاد گلنور بهمن مسوول کمیسیون برگزاری و همکاران فرهیخته و ارجمند‌شان ابراز نمایم؛ بزرگوارانی که با اهتمام به بازشناسی و پاسداشت میراث شخصیت‌های چون امیر علی‌شیر نوایی، نه‌تنها رسالتی علمی، بلکه مسئولیتی عمیقاً فرهنگی و تمدنی را به انجام رسانده‌اند. در جهانی که شتاب فزاینده‌ای تحولات سیاسی، رسانه‌ای و فناورانه، حافظهٔ تاریخی ملت‌ها را به حاشیه می‌راند، برگزاری چنین نشست‌هایی یادآور این حقیقت بنیادین است که تمدن، فرهنگ و ادبیات اموری صرف متعلق به گذشته نیستند؛ بلکه ستون‌های هویت جمعی، منابع اخلاق عمومی، و ابزارهای اساسی برای پاسداشت از گذشته، فهم حال و ساختن آینده‌اند.
فرهیخته‌گان‌‌‌ ورجاوند!
نباید تمدن، فرهنگ، تاریخ و هویت را از یاد برد، بلکه باید به آن افتخار کرد و در معرفی او مجدانه کوشید. فراموشی فرهنگ، به‌تدریج به فراموشی اخلاق می‌انجامد و فراموشی اخلاق، بی‌تردید زمینه‌ساز و گسترش‌دهنده‌‌ای منازعه و خشونت، فرسایش اعتماد و فروپاشی همزیستی‌ مسالمت‌آمیزانسانی در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی می‌شود.
سخنرانی امروز من تحت عنوان « اخلاقِ مسئولیت و صلحِ فرهنگی در اندیشهٔ امیر علی‌شیر نوایی» ترتیب شده است. سعی خواهد شد تا‌ روشن شود که بازخوانی اندیشه‌ای این شخصیت لایق می‌تواند در فهم و نقد بحران‌های فرهنگی، اخلاقی و سیاسی جهان معاصر، الهام‌بخش و راهگشا باشد. ما امروز در جهانی زیست می‌کنیم که بیش از هر زمانِ دیگر با تقابل‌های فرهنگی، منازعات هویتی، قطبی‌شدن جوامع، قشرگرایی و افول اخلاق در رفتار سیاست‌گران و کارگزاران قدرت مواجه است. در بسیاری رفتارها، سیاست از اخلاق تُهی شده و قدرت، به‌جای آن‌که در خدمت مسئولیت عمومی، مصلحت همگان و خیرِ مشترک قرار گیرد، به ابزاری برای حذف نخبگان، انکار هویت‌ها، تحریف تاریخ، تحقیر کرامت انسانی و توجیه منافع سلطه بدل گشته است. امروز مفاهیمی چون حقوق، قانون و عدالت از سوی مدعیان بلند‌آوازه و نهادها و سازمان‌های مدعی اجراء، به صورت واضح نقض و به ابزار توجیه رفتارهای نظم‌ستیزانهٔ قلدران زمان تبدیل شده است؛ در چنین وضعیتی، پرسش از نسبت میان اخلاق، فرهنگ و قدرت دیگر صرفاً یک بحث نظری نیست؛ بلکه ضرورتی فوری و حیاتی برای درمان دردهای مزمن جهان امروز است. از این منظر، می‌توان دوران کنونی را به‌درستی عصر منازعه، بی‌اعتمادی، به حاشیه رفتن اخلاق ، حقوق و قانون و در نهایت دورانِ نظم‌ستیزی و‌استخدام‌گری نام نهاد. اینجاست که امیر علی‌شیر نوایی با ما درِ سخن می‌گشاید.
او را نباید تنها شاعر یا ادیبی برجسته تلقی کرد؛ نوایی، متفکری است که در متن قدرت زیست، اما اسیر قدرت نشد، او صاحب‌منصبی بود که از نقد اخلاقی قدرت غفلت نورزید و به‌ خوبی آگاه بود که قدرتِ عاری از اخلاق، به فساد و خشونت می‌انجامد؛ همان‌گونه که فرهنگِ فاقد مسئولیت، به ابزار توجیه سلطه فروکاسته می‌شود.
نوایی، در اندیشه و عمل خویش، الگویی از پیوند میان فرهنگ، اخلاق و مسئولیت اجتماعی ارائه می‌دهد؛ الگویی که امروز، بیش از هر زمان دیگر، به آن نیازمندیم.
پرسش محوری این سخنرانی این است که:
امیر علی‌شیر نوایی چگونه توانست میان تعهد اخلاقی فردی، مسئولیت اجتماعی نخبگان فرهنگی، و نقش زبان و ادبیات در سامان‌دهی حیات جمعی، پیوندی پایدار و معنادار برقرار سازد؟
در منظومهٔ فکری نوایی، اخلاق صرفاً مجموعه‌ای از فضایل شخصی یا توصیه‌های فردی نیست؛ بلکه بنیاد کنش اجتماعی و معیار مشروعیت قدرت و رفتار سیاست‌گران به‌شمار می‌رود. اخلاق، نزد او، امری انتزاعی یا محدود به ساحت درون نیست، بلکه نیرویی زنده و جهت‌دهنده است که باید در رفتار اجتماعی، سیاست فرهنگی و شیوهٔ اعمال قدرت تجلی یابد.
نوایی بر این باور است که اهل فرهنگ، در برابر جامعهٔ خویش مسئول‌اند؛ مسئول در قبال آگاهی‌بخشی، اصلاح اخلاق عمومی، کاهش تنش‌های اجتماعی و مقابله با ابتذال قدرت. از این منظر، می‌توان گفت نوایی به اخلاقِ مسئولیت باور دارد؛ اخلاقی که انسان را نه‌تنها در برابر وجدان خویش، بلکه در برابر جامعه، تاریخ و نسل‌های آینده پاسخ‌گو می‌داند. در چنین چارچوبی، مفهوم صلح نیز در اندیشه‌ای نوایی معنایی عمیق‌تر می‌یابد. صلح، برای او، پدیده‌ای صرفاً سیاسی، نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه فرآیندی فرهنگی و اخلاقی است؛ فرآیندی که از درون انسان آغاز می‌شود، در زبان و ادبیات شکل می‌گیرد، در روابط اجتماعی نهادینه می‌شود و سرانجام در سیاست و ساختار قدرت بازتاب می‌یابد. نوایی به ما یادآور می‌شود که بدون صلح در ساحت فرهنگ، هیچ صلح پایداری در عرصهٔ سیاست شکل نخواهد گرفت. این نکته، برای جهان امروز که شاهد جنگ‌ها، نفرت‌های سازمان‌یافته، خشونت‌های هویتی و دوگانه‌سازی‌های خطرناک «ما » و «دیگران» است، اهمیتی دوچندان دارد. نقش زبان و ادبیات در اندیشهٔ نوایی، نقشی محوری و راهبردی است. دفاع آگاهانه و هوشمندانهٔ او از زبان تُرکی جغتایی، در کنار احترام عمیق، تسلط علمی و بهره‌گیری از زبان بلند قامتِ فارسی،نشان‌دهندهٔ نگاهِ تمدنی به مسئلهٔ زبان است. نوایی زبان را نه ابزار حذف دیگری، بلکه وسیلهٔ غنای فرهنگی، گفت‌وگو و هم‌زیستی انسانی می‌داند. او با این رویکرد، الگویی از تکثر زبانیِ اخلاق‌محور ارائه می‌دهد؛ الگویی که در تضاد کامل با گفتمان‌های تفوق‌طلب، انحصارگرا و حذف‌محورِ رایج، قرار دارد. در نگاه نوایی، تنوع زبانی نه تهدید، بلکه فُرصت تمدنی است.
کارنامهٔ عملی امیر علی‌شیر نوایی نیز مؤید این منظومهٔ فکری است. حمایت گسترده از اهل علم و ادب، تأسیس و پشتیبانی از نهادهای فرهنگی، نگارش آثار متعدد در حوزه‌های اخلاق، عرفان، زبان و جامعه، و تلاش آگاهانه برای ارتقای جایگاه فرهنگ در ساختار قدرت، نشان می‌دهد که اخلاقِ مسئولیت در نزد او صرفاً یک ایدهٔ نظری نبود؛ بلکه به کنش اجتماعی، سیاست فرهنگی و نهادسازی عملی تبدیل شده بود. او نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند اندیشه و عمل است؛ پیوندی که امروز یکی از فقدان‌های جدی جهان معاصر به‌شمار می‌رود.اگر این اندیشه را به وضعیت امروز جهان پیوند بزنیم، درمی‌یابیم که بخش بزرگی از بحران‌های معاصر، ریشه در گسست میان قدرت و اخلاق دارد. سیاست‌مدارانی که مسئولیت اخلاقی را کنار نهاده‌اند، کارگزارانی که قدرت را بی‌پاسخ‌گویی اعمال می‌کنند، و نخبگانی که نسبت به نقش اجتماعی خود بی‌تفاوت شده‌اند، همگی نشانه‌های افول همان اخلاقی هستند که بزرگانِ چون نوایی بر آن تأکید می‌کرد و آن را راهنمای گفتار و رفتار خویش می‌دانستند. بازخوانی اندیشهٔ امیر علی‌شیر نوایی، در چنین شرایطی، ما را به بازاندیشی در نقش فرهنگ و ادبیات فرامی‌خواند. ادبیات، اگر با اخلاق و مسئولیت همراه شود، می‌تواند نیرویی صلح‌ساز باشد؛ می‌تواند زبان گفت‌وگو را جایگزین زبان تقابل کند، کرامت انسانی را در محراق توجه قرار دهد و زمینهٔ هم‌زیستی پایدار را فراهم آورد. اما اگر از اخلاق تهی شود، خود می‌تواند به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به خشونت، حذف و سلطه بدل گردد. اندیشهٔ او به ما می‌آموزد که صلح پایدار، بدون اخلاقِ مسئولیت و فرهنگِ آگاهانه ممکن نیست؛ و نخبگان فرهنگی و سیاسی، در قبال سرنوشت جوامع خود، مسئولیتی تاریخی و گریزناپذیر بر دوش دارند.
دوستان و حاضران ارجمند!
خود و هم‌نوعانم را مخاطب قرار می‌دهم،باید به‌درستی دریابیم که رویدادهای امروز، تاریخِ فرداست؛ همان‌گونه که تاریخِ امروز، روایتِ تصمیم‌ها، نا تصمیم‌ها، کنش‌ها و واکنش‌ها و حتی بی‌تفاوتی‌های دیروز است.تاریخ به کسی رحم نمی‌کند. بی‌تفاوتی در برابر تحریف تاریخ، انکار هویتی، فراموشی تمدن و فرهنگ، و سکوت در برابر بی‌عدالتی، پاسخ‌گویی تاریخی دارد. فراموشی ارزش‌ها و بی‌مسئولیتی در برابر ارزش‌ها، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت هزینه‌ای نداشته باشد، اما در بلندمدت از حافظهٔ جمعی پاک نمی‌شود. مواخذهٔ تاریخ ممکن است به تأخیر افتد، اما هرگز لغو نمی‌شود. تساهل، مدارا و زندگی باهمی، بنیاد تمدن و فرهنگ ماست؛ این فرهنگ به ما آموزانده است که تفوق‌طلبی، انکار و حذف دیگری، نه اخلاقی‌ست و نه قابل دفاع. بیایید زندگی را با هم، برای هم و در کنار هم انتخاب کنیم؛ زیرا اگر چنین نکنیم، حذف، دیر یا زود، در کمین همگان خواهد نشست.
پیام نوایی برای امروز ما، پیامی دعوت‌کننده و راهنماست؛ دعوت به آگاهی، به گفت‌وگو، به گفت‌و‌‌شنود معنادار، به پذیرش تکثر و به پاسداری از کرامت انسانی. او از ما نمی‌خواهد که گذشته را تکرار کنیم، بلکه می‌آموزد چگونه از میراث فرهنگی خویش برای فهم بهتر حال و ساختن آینده‌ای انسانی‌تر بهره بگیریم. در جهان و‌ شرایطی که منازعه، بی‌اعتمادی و حذف و انکار همدیگر به یک رویهٔ معمول تبدیل شده است، بازگشت به چنین اندیشه‌ای می‌تواند افق‌های تازه‌ای از هم‌زیستی، مدارا و صلح فرهنگی را پیش روی ما بگشاید.
در پایان، این نکته را برجسته می‌دانم که هر یک از ما، به اندازهٔ جایگاه و توان خویش، در برابر جامعه مسئولیم؛ مسئول در برابر نوشتار، گفتار و رفتارمان، در برابر سکوت‌ها و موضع‌گیری‌های‌مان و در برابر نقشی که در شکل‌دهی به حافظهٔ جمعی و آیندهٔ فرهنگی ایفا می‌کنیم. اگر این مسئولیت آگاهانه پذیرفته شود، فرهنگ می‌تواند به نیرویی برای پیوند بدل گردد، نه جدایی؛ و تاریخ، ما را نه به‌سبب قدرت، بلکه به‌سبب اخلاق، به نیکی به یاد خواهد سپرد.
پایان صحبت با ابیات از ابوالمعانی!
بساط صلح‌ گر از عافیت نگردد تنگ
کسی ز خانه نیاید به‌ عزم جنگ برون
تعلقات جهان حکم نیستان دارد
نشد صدا هم ازین کوچه‌های تنگ برون

با سپاس از برگزارکنندگان این نشست علمی و از توجه حضار ارجمند سپاسگزارم.
با حُرمت
اشفنبورگ-آلمان
۷ فبروری ۲۰۲۶ / ۱۸ دلو ۱۴۰۴

ادمین صفحه@ #

Address

كابل-افغانستان
Kabul

Opening Hours

Monday 08:00 - 16:00
Tuesday 08:00 - 16:00
Wednesday 08:00 - 16:00
Thursday 08:00 - 16:00
Saturday 08:00 - 16:00
Sunday 08:00 - 16:00

Telephone

+93700022555

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when موسسه مطالعات حقوقی و سياسی افغانستان posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Organization

Send a message to موسسه مطالعات حقوقی و سياسی افغانستان:

Share