KSG KSG Kabul safe group charity foundation

06/07/2026

در سال بیست‌وسوم هجری، چند روز پیش از شهادتش،
عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه با مردم حج کرد.
در تمام مدت حج، فکر و دغدغهٔ بزرگش یافتن مردی از میان تابعین بود؛
مردی از رعیت خودش که سخت می‌خواست او را ببیند.

عمر رضی‌الله‌عنه بر کوه ابو قبیس بالا رفت،
به جمع حاجیان نگاه کرد
و با صدای بلند فریاد زد:

ای حاجیان یمنی! آیا در میان شما اویسی از قبیلهٔ مراد هست؟
پیرمردی بلندریش از قبیلهٔ قرن برخاست و گفت:
ای امیرالمؤمنین! بسیار از اویس می‌پرسی،
در میان ما کسی به این نام نیست،
مگر برادرزاده‌ای دارم به نام اویس،
و من عموی او هستم.

اما او در میان ما شخصی بی‌ارزش به حساب می‌آید،
نام و نشانی ندارد،
مالش اندک است
و حالش آن‌قدر ناچیز است
که شایسته نیست نامش به گوش تو برسد.

عمر رضی‌الله‌عنه خاموش شد،
چنان‌که گویی به او کاری ندارد،
سپس پرسید:
ای پیرمرد! این برادرزاده‌ات اکنون کجاست؟
آیا با ما در حرم است؟
گفت:
بله، در حرم است،
اما اکنون در درختستان عرفه،
شترهای ما را می‌چراند.

پس عمر بن خطاب و علی بن ابی‌طالب رضی‌الله‌عنهما
بر دو الاغ سوار شدند
و از مکه بیرون رفتند
و شتابان به سوی عرفه رفتند.

در میان درختان می‌گشتند و او را می‌جستند
تا این‌که مردی را دیدند
با دو جامهٔ پشمین سفید،
پاهایش را کنار هم گذاشته،
رو به درخت ایستاده و نماز می‌خواند،
چشمانش به جای سجده دوخته شده بود
و دست‌هایش بر سینه‌اش قرار داشت،
و شتران گرداگردش می‌چریدند.

عمر به علی رضی‌الله‌عنه گفت:
ای ابوالحسن!
اگر در دنیا اویس قرنی باشد،
همین است؛
این همان نشانه‌هایی است که برای ما گفته شده بود.

از مرکب‌هایشان پایین شدند
و به سوی او رفتند.

اویس وقتی صدای آنان را شنید،
نمازش را کوتاه کرد
و سلام داد.

عمر پرسید:
تو کیستی؟
گفت:
شترچران هستم و مزدبگیر مردم.

عمر گفت:
از شترچرانی‌ات نمی‌پرسم،
نامت چیست؟
گفت:
من بندهٔ خدا هستم،
فرزند کنیز خدا.

گفتند:
همه بندگان خدایند،
تو را قسم می‌دهیم نامی را بگویی که مادرت بر تو نهاده.

گفت:
من اویس بن عبدالله هستم.
عمر فریاد زد:
الله اکبر!
لباس را از شانهٔ چپت کنار بزن.

علی رضی‌الله‌عنه گفت:
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم تو را برای ما وصف کرده
و فرموده بود
در شانهٔ چپت لکه‌ای سفید به اندازهٔ درهم یا دینار هست.
اویس شانه‌اش را آشکار کرد
و آن نشانه را دیدند.

آن‌گاه عمر و علی رضی‌الله‌عنهما
برای بوسیدن او از هم پیشی گرفتند
و گفتند:

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم به تو سلام رسانده
و ما را دستور داده که از تو بخواهیم برای ما استغفار کنی.
فرمودند:
تو سرور تابعین هستی
و در قیامت به اندازهٔ قبیله‌های ربیعه و مضر شفاعت می‌کنی.

اویس سخت گریست و گفت:
شاید آن شخص من نباشم…
علی گفت:
نه، ما یقین داریم که تو همان هستی.
اویس گفت:
من برای همهٔ مؤمنان و مؤمنات
در شب و روز دعا می‌کنم،
اما شما کی هستید؟
گفتند:
این امیرالمؤمنین عمر بن خطاب است
و من علی بن ابی‌طالب هستم.
اویس شاد شد،
آنان را در آغوش گرفت
و گفت:
خدا شما را از طرف این امت پاداش نیک دهد.

عمر گفت:
منتظر بمان تا از مکه برایت مال و لباس بیاورم.
اویس گفت:
ای امیرالمؤمنین!
نه من تو را بعد از امروز می‌شناسم
و نه تو مرا.
با مال و لباس چه کنم؟
این جامهٔ پشمین مرا بس است.
دنیا فریبنده و گذراست.
آن‌که دل به آن ببندد،
از آخرت باز می‌ماند. «فقها و حقوق دانان معاصر»

سپس شترانش را راند و رفت
و عمر و علی رضی‌الله‌عنهما
او را نگاه می‌کردند تا از دیدشان پنهان شد.

و عمر می‌گفت:
کاش مادرم مرا نمی‌زایید…
کاش می‌دانستم چه کسی بار این دنیا را برمی‌دارد.

و این سخن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم ثابت است که فرمود:

«اگر توانستی از اویس بخواهی برایت استغفار کند، چنین کن.»
(روایت شده در صحیح مسلم)

♦️پیام داستان

اگر مردم در دنیا با تو رقابت کردند،
دنیا را برای‌شان رها کن.
و اگر در آخرت رقابت کردند،
تو از آنان پیشی بگیر.

زیرا خدا دنیا را به دوست و دشمن می‌دهد،
اما آخرت را تنها به کسی می‌دهد که دوستش دارد.

چه بسیار کسانی که در زمین مشهورند
اما در آسمان ناشناخته؛
و چه بسیار کسانی که در زمین ناشناخته‌اند
ولی در آسمان شناخته‌شده.

28/06/2026

بی‌بی‌سی در یک گزارش پژوهشی تازه، با استناد به گفت‌وگو با ۱۲ مهاجر افغانستان، از پیامدهای اخراج اجباری مهاجران از مرز ترکیه به ایران پرده برداشته است. این افراد از بدرفتاری، رها شدن در سرمای شدید و آسیب‌های جبران‌ناپذیر ناشی از سرما سخن گفته‌اند.

بر پایه‌ی این پژوهش، ۱۲ مهاجر افغانستان در رده‌ی سنی ۱۳ تا ۲۵ سال گفته‌اند که در ماه جدی سال گذشته همراه با ۵۰ مهاجر دیگر در ولایت وان ترکیه بازداشت شدند. آنان ادعا کرده‌اند که نیروهای مرزی ترکیه چند روز آنان را در شرایط سخت نگهداری کرده، با میله‌های آهنی مورد ضرب‌وشتم قرار داده و پس از گرفتن بوت، جوراب و وسایل شخصی‌شان، در حالی که دمای هوا به منفی ۱۵ درجه سانتی‌گراد رسیده بود، به‌ صورت گروهی به سمت مرز ایران بازگرداندند.

در این گزارش آمده است که ۱۱ نفر، از جمله یک نوجوان ۱۳ ساله، بر اثر سرمازدگی شدید بخشی از اندام‌های خود را از دست داده‌اند. هم‌چنین پنج نفر از مصاحبه‌شوندگان گفته‌اند که در جریان این رویداد، دست‌کم ۲۰ مهاجر را دیده‌اند که بر اثر یخ‌زدگی جان باخته‌اند.

ترکیه و ایران از مسیرهای اصلی عبور مهاجران افغانستان به سوی اروپا هستند، اما در این مسیر مرگبار، هر سال صدها مهاجر افغانستانی جان می‌بازند یا ناپدید می‌شوند. ترکیه که میزبان شمار زیادی از مهاجران افغانستان و سوری است، هر سال به نام مدیریت مهاجران از نهادهای بین‌المللی میلیون‌ها دالر کمک دریافت می‌کند.
#اوج‌نیوز

Address

Kabul

Opening Hours

Monday 09:00 - 17:00
Tuesday 09:00 - 17:00
Wednesday 09:00 - 17:00
Thursday 09:00 - 17:00
Saturday 09:00 - 17:00
Sunday 09:00 - 17:00

Telephone

0781495052

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when KSG posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Organization

Send a message to KSG:

Shortcuts

Share