نهاد علمی، فرهنگی و اجتماعی قابلبای

نهاد علمی، فرهنگی و اجتماعی قابلبای یک نهاد غیر سیاسی، غیر انتفاعی و خدمتگار مردم

اطلاعیه ثبت نام امتحان کانکور برای طب نظامی وزارت دفاعقوماندانی صحی ستر درستیز در نظر دارد برای پوهنحی طب اکادمی علوم صح...
14/06/2026

اطلاعیه ثبت نام امتحان کانکور برای طب نظامی وزارت دفاع

قوماندانی صحی ستر درستیز در نظر دارد برای پوهنحی طب اکادمی علوم صحی محصلین جدید جذب نماید.

فارغان صنوف دوازدهم که واجد شرایط ذیل باشند میتوانند از تاریخ اول ماه جوزا سال ۱۴۰۵ در مرکز و ولایات از طریق کمیساریهای قوماندانی جلب و جذب ثبت نام خویش را تکمیل نمایند.

شرایط عمومی ثبت نام:
✅️سن داوطلب باید بین ۱۸ تا ۲۲ سال باشد.
✅️اوسط نمرات سه ساله صنف دهم یازدهم و دوازدهم نباید کمتر از ۸۵ فیصد باشد.
✅️داوطلب باید تذکره الکترونیکی اصلی داشته از صحت کامل برخوردار بوده مجرد باشد و عاری از اعتیاد به مواد مخدر باشد.
✅️شخص متعهد و با انضباط نسبت به قوانین و لوایح طب نظامی وزارت دفاع و امارت اسلامی افغانستان باشد.
✅️ آمادگی خدمت دوامدار در بخشهای صحی اردوی اسلامی را داشته باشد.
✅️متهم به خیانت عمومی جرایم سیاسی و جنایی نباشد.
ثبت نام تنها با تذکره الکترونیکی اصلی صورت میگیرد..
برای محصلین ماهوار جیب خرجی و لیلیه ۲۴ ساعته به طور رایگان داده می‌شود.

این اطلاعیه در ۲۴ ساعت گذشته توسط صحفه رسمی اداره ملی امتحانات به نشر رسیده است یعنی هنوز برای ثبت نام وقت دارید.

دغه هلک د کابل ګمرک ته مخامخ پنچرميني کوي او څلورو طالب جنګياليو تېره ورځ ځکه ډبولی، چې د هغوی د رينجر پنچرميني يې نيولې...
12/06/2026

دغه هلک د کابل ګمرک ته مخامخ پنچرميني کوي او څلورو طالب جنګياليو تېره ورځ ځکه ډبولی، چې د هغوی د رينجر پنچرميني يې نيولې او د پيسو غوښتنه يې ترې کړې وه.

يو عيني شاهد زاويه نيوز ته وويل، ځايي خلکو د ګمرک له ساتونکو څخه د مرستې او د رينجر لرونکو وسله والو د مخنيوي لپاره د مرستې غوښتنه وکړه، خو هغوی ورته ويلي، دا په موږ پورې اړه نلري.

نوموړی زياتوي، راټولو شويو خلکو پر لاره د طالبانو تېرېدونکی يو بل رينجر ودراوه او د مرستې غوښتنه يې وکړه، خو هغوی هم ورته ويلي، دا زموږ کاري ساحه نده او زموږ نه مربوط کېږي: «د کابل ګمرک مخامخ پر سړک پریمانه کامرې شته دي، دغه صحنه پکې ثبت شوې ده. هلک څلورو ايم فور لرونکو طالب جنګياليو ځکه تر مرګ وواهه، چې هغه ترې د خپلې پنچرميني پيسې وغوښتې. رينجر والا ورته ويل، چې اوس نشته او بيا به يې درته راوړو. د هلک ځواب همدا و، چې زه تاسو څه پېژنم... وسله وال غوسه شول. پلار يې چيغې وهلې چې زوی يې راته مړ کړ، خو هيچا يې همکاري ونکړه. د دغه ځای خلک ټول د دې پیښې شاهدان دي. دا مسووليت به په همدې ډول ترسره کېږي. د دې لنډغرۍ مخنيوی به څوک کوي؟»

به مناسبت روزجهانی زبان پشتو..سیر تاریخی زبان پشتوزبان پشتو یکی از کهن‌ترین زبانهای زندهٔ حوزهٔ خراسان و جنوب آسیاست، که...
31/05/2026

به مناسبت روزجهانی زبان پشتو..

سیر تاریخی زبان پشتو

زبان پشتو یکی از کهن‌ترین زبانهای زندهٔ حوزهٔ خراسان و جنوب آسیاست، که ریشه‌های آن به شاخهٔ شرقی زبان‌های ایرانی (از خانوادهٔ هندواروپایی) می‌رسد.
این زبان در بستر تاریخ، اول در در میان کوهستان‌ها و دره‌های سرزمین افغانستان، وادی های بزرگ پشاور، مردان، سوات، و قله های هندوکش شرقی، دیر، باجور، کنرها، و سائر مناطق جنوبی غربی، جنوب، شرق افغانستان و بخش‌هایی از پاکستان امروزی رشد یافته و هویت زبانی و فرهنگی یک ملت را شکل داده است.

از نگاه زبان‌شناسان، پشتو در کنار زبان‌های اوستایی و پهلوی، پیوندهای تاریخی با زبان پارسی دارد؛ اما مسیر تحول آن به‌گونه‌ای مستقل و در محیط جغرافیایی خاص خود ادامه یافته است.
این زبان، برخلاف بسیاری از زبان‌های منطقه، دیرتر وارد مرحلهٔ کتابت و تدوین شد؛ اما در عوض، در سنت شفاهی و حماسی بسیار نیرومند باقی ماند.

نخست: سیر تاریخی زبان و نخستین آثار

نخستین نشانه‌های مکتوب زبان پشتو به قرون میانه اسلامی بازمی‌گردد، اما شکل‌گیری جدی ادبیات آن از قرن دهم تا شانزدهم میلادی آغاز شد. در این دوره، زبان پشتو بیشتر در قالب شعر و روایت‌های شفاهی جریان داشت.

از نخستین چهره‌های مهم می‌توان به شاعران و عارفانی اشاره کرد که زبان پشتو را از سطح گفتار محلی به سطح ادبی ارتقا دادند. از جمله:

* امیر کروړ (نسبتا افسانه ای)
* بایزید روښان
* آخوند درویزه
* و دیگران بودند..

بایزید روښان نه تنها در زبان پشتو آثار نوشت، بلکه مکتب فکری و ادبی ایجاد کرد که بعدها در تحول نثر و شعر پشتو نقش مهمی داشت.

در همین دوره، نخستین تلاش‌ها برای ایجاد نظام نوشتاری و قواعد زبانی نیز آغاز شد، هرچند پشتو تا مدت‌ها فاقد دستور زبان منسجم و واحد بود.

در ادامه فهرست دقیق و منظم آثار مهم و منسوب به هر یک از شخصیت‌هایی که یاد کردی، به صورت دسته‌بندی‌شده تقدیم می‌گردد:

۱. آثار مشهور، بایزید روشان

بایزید روشان از چهره‌های مهم فکری و دینی قرن شانزدهم میلادی است. آثار او بیشتر رنگ عرفانی، دینی و اصلاحی دارد.

مهم‌ترین آثار او:

* خیرالبیان (معروف‌ترین اثر، نخستین متن منثور پشتو در تاریخ)
* مقالات و رسائل عرفانی (در موضوع توحید، شریعت و طریقت)
* مکتوبات و نامه‌ها به پیروان و مخالفان
* اشعار منسوب عرفانی (در برخی نسخه‌ها و روایت‌ها)

۲. آثار آخوند درویزه

آخوند درویزه از علمای مشهور و منتقد بایزید روشان بود. آثار او بیشتر جنبهٔ کلامی و فقهی دارد و در رد افکار بایزید روشان نگاشته شده استد

مهم‌ترین آثار آخوند درویزه:

* مخزن الاسلام (در رد اندیشه‌های روشانیان)
* تذکرة الاولیاء (روایت‌ها و نقدهای دینی)
* رسائل و مناظرات دینی
* اشعار و نوشته‌های پراکنده در موضوعات اخلاقی و مذهبی

۳. رحمان بابا

از جمله متن های ادبی بلند و جامع که در زبان پشتو هست، اشعار و دیوان رحمان بابا است. رحمان بابا از بزرگ‌ترین شاعران عرفانی زبان پشتو است که شعر او سرشار از محبت، تواضع و عشق الهی است.

مهم‌ترین اثر او:

*دیوان رحمان بابا (مجموعه کامل اشعار عرفانی و اخلاقی)
در این دیوان، موضوعات اصلی عبارت‌اند؛ از عشق الهی، زهد و اخلاق، نقد دنیاپرستی، انسان دوستی و صلح

-۴. خوشحال خان ختک

خوشحال خان ختک از بزرگ‌ترین چهره‌های ادبی و سیاسی پشتو است که آثارش ترکیبی از حماسه، فلسفه، سیاست و اخلاق و نقد فرهنگ و عادات خود پشتون ها است.

مهم‌ترین آثار او:

* دستارنامه (در باب اخلاق، جوانمردی و سیاست)
* بازنامه (در موضوع شکار و حکمت‌های زندگی)
* کلیات خوشحال خان ختک (مجموعه کامل اشعار)
* صحت‌الابدان (در طب و حکمت عملی)
* فرخ‌نامه (اشعار و نصایح اخلاقی) به فارسی
* عیار دانش (ترجمه و بازآفرینی آثار حکمی مانند انوار سهیلی)

۵. آثار پوهاند صدیق الله رشتین

صدیق الله رشتین از بزرگ‌ترین محققان معاصر زبان و ادبیات پشتو در قرن بیستم در افغانستان است. امروزه اگر چیزی در زبان پشتو به شکل سیستماتیک وجود دارد، مرهون قلم و تلاش فوق العادۀ مرحوم صدیق الله رشتین است.
او بیشتر از از 85 اثر علمی و ادبی تحریر کرده است، که لله الحمد به اثر تلاش و سعی دوستداران زبان پشتو امروزه دارد همه آثار او در پشاور به چاپ می رسد.
پوهاند صدیق الله رشتی چند اثر به زبان فارسی هم دارد، از جمله (سفرنامه بدخشان و دیگر سفرنامه های اوشان)

مهم‌ترین آثار او:

* شاعران افغان (دو جلدی)
* تاریخ ادبیات پشتو
* زندگی نو
* قصه‌های افغانی
* سفر هند
* نخستین دستور زبان پشتو
* سروده‌های زندگی
* اکثر کتب درسی مکاتب ابتدائیه، ثانویه و لیسه به زبان پشتو و قواعد و دستورات آن

این پنج شخصیت، هر یک ستون‌های مهم تاریخ زبان و ادب پشتو را تشکیل می‌دهند:

* بایزید روشان: آغازگر نثر عرفانی و فکری
* آخوند درویزه: منتقد و متکلم دینی
* رحمان بابا: شاعر عشق و عرفان
* خوشحال خان ختک: شاعر حماسه و سیاست
* صدیق الله رشتین: پژوهشگر و معمار ادبیات معاصر

ویژگیهای ادبی زبان پشتو

اگر این سلسله ادبی پشتو را یک خط تاریخی بدانیم، از «عرفان و مناظره» آغاز می‌شود، به «حماسه و هویت» می‌رسد، و در نهایت در «پژوهش و دانشگاه» به بلوغ علمی خود می‌رسد.

شعر، ستون فقرات ادبیات پشتو است. در واقع، بخش اعظم میراث ادبی این زبان در قالب شعر حماسی، عرفانی و عاشقانه شکل گرفته است.

از بزرگ‌ترین شاعران کلاسیک پشتو می‌توان به این چهره‌ها اشاره کرد:

* خوشحال خان ختک
* رحمان بابا

خوشحال خان ختک، شعر را ابزار هویت قومی و مقاومت سیاسی ساخت، در حالی‌که رحمان بابا شعر را به سوی عرفان، اخلاق و تصفیهٔ روح انسانی سوق داد. این دو جریان، دو ستون اصلی ادبیات کلاسیک پشتو را شکل می‌دهند: یکی حماسی و دیگری عرفانی.

در کنار آنان، شاعران متعدد دیگری نیز در دوره‌های مختلف، زبان پشتو را غنا بخشیده‌اند و آن را از سطح محلی به سطح ادبیات منطقه‌ای ارتقا داده‌اند.

شاعران برجسته پشتو در قرن بیستم و بیست و یکم

نسل آغازین معاصر (اوایل تا میانهٔ قرن بیستم)
حمزه بابا
گل پاچا الفت
اجمل خټک
رحمت شاه سایل
غنی خان

نسل دوم (نیمهٔ دوم قرن بیستم)
قلندر مومند
صادق فطرت ناشناس
عارف ختک
عبدالروف بینوا

شاعران معاصر (اواخر قرن بیستم تا قرن بیست و یکم)
داکتر سلیم راز
پرویز ملال
عبدالغنی خان
عارف ختک
لیاقت تابان
ملنگ جان
و...

ادبیات فولکلور پشتو

ادبیات شفاهی یا فولکلور پشتو، بخش زنده و پویای فرهنگ این زبان است. این ادبیات شامل:

* دوبیتی‌ها و لندی‌ها (شعرهای کوتاه عاشقانه و اجتماعی)
* قصه‌های شفاهی و افسانه‌های قومی
* ضرب‌المثل‌ها و حکمت‌های مردمی
* داستان‌های حماسی قبیله‌ای

ویژگی مهم فولکلور پشتو، سادگی در ظاهر و عمق معنایی در باطن است. بسیاری از این روایت‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و هنوز هم در میان مردم زنده است.

لندی‌ها، به‌ویژه، یکی از زیباترین قالب‌های شعری فولکلور پشتو به شمار می‌روند که در دو مصراع کوتاه، احساسات عمیق انسانی را بیان می‌کنند.

جهش ادبی پشتو در زمان ما

در دورهٔ معاصر، بخصوص بعد از کودتای هفت ثور 1357 و دوران جهاد و مقاومت ملی بر ضد اشغال و تجاوز بیگانگان، زبان پشتو وارد مرحلهٔ جدیدی از تحول شده است. این جهش ادبی اول از برکت جهاد، بعد هم از برکت آمیزش و پیوستن دوبارۀ مردمان دو طرف خط دیورند (افغانستان و صوبه سرحد پاکستان) در چند محور قابل مشاهده است:

1. گسترش چاپ و نشر
با ایجاد مطبوعات، مجلات و کتابخانه‌ها، زبان پشتو وارد عرصهٔ رسمی و علمی شد.

2. تأسیس نهادهای آموزشی
دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی در افغانستان و منطقه، به تدریس و تحقیق زبان پشتو پرداختند.

3. ترجمه آثار علمی از فارسی و عربی و حتی آثار جهانی
بسیاری از آثار ادبی، فلسفی و سیاسی جهان به پشتو ترجمه شد و دایرهٔ واژگانی این زبان گسترش یافت.

4. ادبیات نو در رسانه‌ها
شعر نو، داستان کوتاه و رمان در زبان پشتو رشد قابل توجهی یافت و نویسندگان معاصر سبک‌های جدید را تجربه کردند.

در این دوره، زبان پشتو نه تنها در عرصهٔ فرهنگی، بلکه در رسانه‌ها، سیاست و هویت ملی نیز جایگاه مهمی یافت و به یکی از ارکان هویتی «ملت مجاهد افغانستان» تبدیل شد.

خلاصه:
زبان پشتو، از یک زبان شفاهی کوهستانی تا یک زبان ادبی و رسانه‌ای معاصر، مسیر طولانی و پرتحول را پیموده است.
این زبان، هم حامل حافظهٔ تاریخی یک ملت است و هم آینهٔ روح فرهنگی و معنوی آن.
باوجود تأخر در کتابت، زبان پشتو دارای قواعدادبی کامل، پیچیده و بسیار ظریف است که بعد از زبان عربی تنها آن را می توان در زبان روسی سراغ گرفت، و این زبان باوجود گویندگان تقریبا صدمیلیونی شکل طبیعی و فطری از ظرافت و تکامل ادبی برخوردار است.

شعرهای حماسی خوشحال خان ختک تا عرفان رحمان بابا، شاعران قرن بیستم و شاعران معاصر، و از لندی‌های فولکلور تا ادبیات معاصر، پشتو همچنان زنده، پویا و در حال گسترش است.

والسلام

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا زنان در حالت طواف چهره‌های خود را باز می‌کنند؟در حالی که در سایر مکان‌ها بر حجاب و پوش...
16/05/2026

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا زنان در حالت طواف چهره‌های خود را باز می‌کنند؟

در حالی که در سایر مکان‌ها بر حجاب و پوشاندن صورت تأکید زیادی می‌شود، اما در اینجا — در این ازدحام و شلوغی بزرگ — زن مکلف است که صورت خود را باز نگه دارد. حتی اگر زنی به‌صورت عمدی در حالت احرام صورت خود را بپوشاند، فقیهان می‌گویند که «دم» بر او واجب می‌شود و قربانی بر او لازم می‌گردد!

بیایید در مورد این فلسفه الهی کمی عمیق‌تر فکر کنیم:

۱. امتحان قلب‌ها:
در اینجا الله تعالی می‌خواهد ثابت کند که در فضای واقعی ایمان، نگاه‌ها باید پاک باشد. زمانی که انسان در برابر عظمت الله تعالی قرار می‌گیرد، در آنجا فکر شهوت و جنسیت از بین می‌رود. این نشانه آن است که چشم مؤمن باید به جای زیبایی صورت، زیبایی قلب و عظمت خالق را ببیند.

۲. بازگشت به اصل خود:
در میدان حج، همه انسان‌ها دقیقاً مانند روز قیامت گرد هم می‌آیند. در آنجا نه کسی به صورت دیگری نگاه می‌کند و نه به زینت کسی. در آنجا فقط «نفسی نفسی» است. باز گذاشتن صورت به این معناست که: «یا الله! من به حضور تو با حالت واقعی خود آمده‌ام، بدون هیچ پرده و حجاب مصنوعی.»

۳. مساوات انسانی:
در اینجا مرد و زن با هم طواف می‌کنند، با هم در میدان عرفات می‌ایستند و با هم از الله تعالی طلب بخشش می‌کنند. این ثابت می‌کند که در عبادت، روح‌ها ارزش دارند نه بدن‌ها.

۴. حدیث شریف:
رسول الله ﷺ می‌فرماید:
«لَا تَنْتَقِبُ الْمُرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ وَلَا تَلْبَسُ الْقُفَّازَيْنِ»
(ترجمه: زن مُحرم نباید نقاب بپوشد و نباید دستکش به دست کند.)
منبع: صحیح بخاری، حدیث ۱۸۳۸

اگر در این ازدحام، صورت یک زن باز باشد و تو به جای نگاه بد، فقط او را به چشم یک خواهر مؤمن ببینی، بدان که حج تو قبول شده و کعبه دل تو آباد است. الله تعالی به ما می‌آموزد که اصل حجاب در چشم‌ها و دل‌هاست.

پس هر زمان در طواف کعبه به چهره یک خواهر یا مادر نگاه کردی، فوراً بگو: «سبحان الله!» که این ذات چگونه قلب‌ها را با محبت خود چنان پر کرده که زیبایی چهره‌ها در برابرش هیچ است.

علم را نشر دهید؛ زیرا هر دانشی که به دیگری برسد، برای آموزگار و شنونده هر دو اجر دنیا و آخرت دارد. نیکی را پخش کنید تا خیر نصیب‌تان شود.

کاپی

#حج
• #کعبه
• #طواف

• #اسلام
• #احرام

در جاپان تنبلی را سرزنش نمی کنند بلکه یک بیماری در نظر می‌گیرند که با هفت روش درمان می شود.١. قانون یک دقیقه ٢. دليل برا...
29/04/2026

در جاپان تنبلی را سرزنش نمی کنند بلکه یک بیماری در نظر می‌گیرند که با هفت روش درمان می شود.
١. قانون یک دقیقه
٢. دليل برای بيدار شدن
٣. وقتی هشتاد در صد سیر شدی بسه
٤. نظم بده به دنیایت
٥. ناقص ولی تمامش کن
٦. بیست و پنج ٢٥ دقیقه کار و ٥ دقیقه تمرکز یا استراحت
٧. قبل از کامل شدن دست بکار شو

(کاپی)

دعوتگر شیخ نعمت‌الله، در یکی از مساجد برلین دو ساعت با مسلمانان صحبت کرد و سپس پرسید: «دیگر مسلمانان کجا هستند تا به آن‌...
17/02/2026

دعوتگر شیخ نعمت‌الله، در یکی از مساجد برلین دو ساعت با مسلمانان صحبت کرد و سپس پرسید: «دیگر مسلمانان کجا هستند تا به آن‌ها بروم؟»
به او پاسخ دادند: «در میخانه‌ها هستند.»
شیخ گفت: «من به آن‌ها می‌روم، برایم راهنما بفرستید.»

شیخ وسط جمع ایستاد و به آن‌ها سلام کرد: «السلام علیکم ای مجاهدان …»

همه با تعجب به یکدیگر نگاه کردند: «مجاهدان کجا هستند؟»

شیخ ادامه داد: «شما مجاهدید، به سه دلیل:»

1️⃣ حرکت و رفت‌وآمدتان در آلمان با نام‌های اسلامی‌تان: احمد، خلیل، ابراهیم … این‌ها مردم را به یاد اسلام می‌اندازد.
2️⃣ آمده‌اید برای کسب روزی حلال برای پدران و فرزندانتان؛ این نیز جهاد است.
3️⃣ نیاکان شما از سلف صالح بودند؛ شما نوادگان مجاهدان هستید.

سپس شیخ افزود: «من از مدینه منوره آمده‌ام و برایتان بشارت آورده‌ام: هر کس بگوید “لا اله الا الله محمد رسول الله” وارد بهشت می‌شود و خداوند به واسطه شما به من پاداش می‌دهد.»

همه با هم گفتند: «لا اله الا الله محمد رسول الله»

شیخ گفت: «سال‌هاست مردم را در مساجد نصیحت می‌کنم. باید به دیدار شما می‌آمدم و دعوت انبیاء را به شما می‌رساندم.»

همه شروع به گریه کردند و گفتند: «صحبت کن شیخ، بنشین.»

شیخ نعمت‌الله پاسخ داد: «نشستن یعنی مشارکت در حرام. به هر حال، شما اکنون از اهل بهشت هستید و من به دیگران خواهم رفت.»

او ادامه داد: «تا چه وقت صحبت کنم؟ شما اکنون از اهل جنت آخرت هستید و من شما را به جنت دنیا (مسجد) دعوت می‌کنم.»

سؤال کردند: «شیخ، چگونه به مسجد برویم؟ برخی از ما جنب هستیم.»

شیخ پاسخ داد:
• جنب‌ها در مکان غسل مسجد غسل می‌کنند، بله آب سرد است، اما همان‌طور که گفتم، شما مجاهدید و غسل با آب سرد در زمستان جهاد است.
• مست‌ها؟
• کسی که سنگین مست است، دو نفر سبک‌وزن او را می‌برند.

کم‌کم هر کس دیگری را تشویق کرد تا به مسجد بروند. آن‌ها گفتند: «برادران، بیایید به مسجد برویم، مگر ما مسلمان نیستیم؟»

شیخ چهل نفر را به مسجد هدایت کرد، برخی وارد مسجد شدند و برخی بیرون منتظر ماندند. شیخ آیه‌ای را می‌خواند و ترجمه می‌کرد:

﴿بگو ای بندگان من که بر خود ستم کرده‌اید، از رحمت خدا ناامید نشوید، همانا خداوند همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بخشنده و مهربان است﴾ [زمر: ۵۳]

سال‌ها گذشت. پس از سه سال، شیخ نعمت‌الله در مسجد پیامبر ﷺ نشسته بود که مردی ترک با عمامه و ریش به او سلام کرد:
• «شیخ نعمت‌الله، مرا می‌شناسی؟»

شیخ پاسخ داد: «چگونه نشناسم؟ من بیشتر شهرها و روستاهای اروپا را دیدم، شاید شما یکی از ائمه یا مفتیان آن شهرها باشید.»

مرد گفت: «تو هرگز مرا نخواهی شناخت، من آخرین مست برلین هستم. وقتی از میخانه خارج شدم، دو نفر مرا به سمت مسجد بردند، تو دلسوزی کردی، سرم را نوازش کردی و گفتی: “تو نزد خدا عزیز هستی و در خانه او پذیرفته می‌شوی.”»

مرد ادامه داد: «من مست بودم، اما به سخنان تو توجه کردم، بیرون مسجد منتظر ماندم تا هشیار شوم، غسل کردم، نماز خواندم و توبه کردم. از آن زمان به عبادت و نماز مداومت دارم، همسرم حجابی شد و به عمره رفتیم و خداوند ما را به دیدار تو موفق کرد.»

از نکات جالب: وقتی شیخ به بازیکنان میزه‌های قمار سخن می‌گفت، می‌گفت: «در شما صفات انبیاء و صحابه و اولیاست، زیرا بیدار هستید تا ساعت‌های دیرهنگام شب.»
در این هنگام، همه اوراق قمار را رها می‌کردند و بسیاری با شیخ به مسجد می‌آمدند، گریه‌کنان و پشیمان.

خداوند می‌فرماید:
«به راه پروردگارت دعوت کن با حکمت و پند نیکو و با بهترین روش با آنان مجادله کن، همانا پروردگارت بهتر می‌داند چه کسی از راهش گمراه شده و چه کسی هدایت یافته است.»

پس از اتمام مطالعه، بر پیامبر گرامی ﷺ درود بفرستید ❤

کاپی از صفحه مطالعه گران

👤 روزی در سایه‌ی دیواری، مردی با غرور ایستاده بود. ریش سفیدی از او پرسید: «ای بزرگوار! اگر ده سال دیگر، بانوی خانه‌ات رن...
13/02/2026

👤 روزی در سایه‌ی دیواری، مردی با غرور ایستاده بود. ریش سفیدی از او پرسید: «ای بزرگوار! اگر ده سال دیگر، بانوی خانه‌ات رنجور شود و دردی به جانش افتد، او را نزد کدام طبیب می‌بری؟ آن که مرد است یا آن که زن؟»
🗣️ مرد بی‌درنگ پاسخ داد: «غیرت ما کجا رفته؟ معلوم است! او را نزد داکتر زن می‌برم تا محرم باشد و حیا حفظ شود.»
🤔 رهگذر لبخندی تلخ زد و پرسید: «عجب! پس لابد خبر داری که در شهرِ مجاور، کارخانه‌ای ساخته‌اند که از سنگ و کلوخ، داکتر زن می‌سازد؟»
💢 مرد برآشفت: «این چه حرف مضحکی است؟ داکتر باید درس بخواند، مکتب برود و سال‌ها در دانشگاه دود چراغ بخورد تا طبیب شود.»
🚪 رهگذر سرش را نزدیک‌تر برد و آرام گفت: «پس چطور است که امروز دربِ مکتب را بر دخترکان بسته‌ای و قلم را در دستشان شکسته‌ای؟ مگر می‌شود امروز بذر را در زمین بسوزانی و ده سال بعد، توقع خوشه‌ی گندم داشته باشی؟»
🩺 مرد سکوت کرد. رهگذر ادامه داد: «برادر! داکترِ زن، از آسمان نمی‌بارد و از زمین نمی‌روید. داکترِ زنی که تو ده سال بعد به او نیاز داری، همان دختری‌ست که امروز با گریه پشت دروازه‌ی بسته‌ی صنف هفتم ایستاده است. تو امروز "معالج" آینده‌ات را به جرم "دختر بودن" خانه‌نشین می‌کنی و فردا دربه‌در دنبال همان علاج می‌گردی. حیا زیباست، اما برای داشتن طبیبِ محرم، باید اجازه دهی "دانش" هم محرمِ دخترانت شود.
⏳ نکته‌ی پایانی: زمان، آموزگار سخت‌گیری است. نمی‌توان چشمه را در بالا‌دست خشکاند و در پایین‌دست، انتظار تماشای رود داشت. محروم کردن دختران از آموزش، نه تنها ستم به آن‌ها، بلکه خودزنیِ آگاهانه‌ی جامعه‌ای است که ده سال بعد، در لحظات اضطرار، به دنبال معجزه‌ای می‌گردد که خودش آن را در نطفه خفه کرده است.
اگر این محتوا را دوست داشتید، صفحه‌مان را دنبال کنید و آن را با دوستان خود هم به اشتراک بگذارید!

#آموزش #افغانستان #دختران

______________________________________________

🌾 یوه ورځ د یو دېوال تر سیوري لاندې، یو سړی په ډېر غرور سره ولاړ و. یو سپین‌ږیري لاروي له هغه وپوښتل: «ای لویه ذاته! که لس کاله وروسته ستا مېرمن ناروغه شي او سخت درد ورته پېښ شي، ته به یې کوم طبیب ته یوسې؟ هغه ته چې نارینه دی که هغې ته چې ښځینه ده؟»
🗣️ سړي سمدستي او په مېړانه ځواب ورکړ: «زموږ غیرت چېرته تللی؟ معلومه خبره ده! زه به خپله مېرمن ښځینه ډاکترې ته وړم ترڅو هم یې حیا وساتل شي او هم محرمه وي.»

🤔 سپین‌ږیري لاروي په مانا لرونکې او ترخې موسکا سره وویل: «عجبه! نو ښايي خبر یې چې په ګاونډي ښار کې یوه داسې فابریکه جوړه شوې چې له تېږو او خټو څخه ښځینه ډاکترانې جوړوي؟»
💢 سړی په غوسه شو او ویې ویل: «دا څه ملنډې وهې؟ ډاکتر باید درس ووایي، مکتب ته لاړ شي او کلونه کلونه په پوهنتون کې خوارۍ وګالي ترڅو په طب پوه شي او طبیب شي.»

🚪 سپین‌ږیري خپل سر ورنږدې کړ او په ارامه غږ یې وویل: «نو بیا څنګه ده چې نن دې د مکتب دروازې پر نجونو تړلي او قلم دې د هغوی په ګوتو کې ورمات کړی؟ ایا دا ممکنه ده چې نن تخم په اور کې وسوځوې او لس کاله وروسته د غنمو د حاصل په تمه واوسې؟»

🩺 سړی غلی شو. سپین‌ږیري خپلو خبرو ته دوام ورکړ: «وروره! ښځینه ډاکتره له اسمانه نه راوریږي او نه له ځمکې راشنه کیږي. هغه ښځینه ډاکتره چې ته ورته لس کاله وروسته اړتیا لرې، همدا ماشومه نجلۍ ده چې نن د اووم ټولګي د تړل شوې دروازې تر شا په ژړا ولاړه ده. ته نن د خپلې راتلونکې "علاج" د نجلۍ توب په جرم په کور کې بندوې او سبا په در په دره پسې ګرځې. حیا ښکلې ده، خو د محرمې ډاکترې د لرلو لپاره باید اجازه ورکړې چې "پوهه" هم ستا د لورګانو محرمه شي.»

⏳ وروستۍ خبره: وخت یو سختګیر ښوونکی دی. نشي کېدای چې د چینې سر وچ کړې او لاندې د سیند ننداره وکړې. له زده کړو څخه د نجونو بې برخې کول یوازې په هغوی ظلم نه دی، بلکې د هغې ټولنې په شعوري توګه ځان وژنه ده چې لس کاله وروسته د سختۍ په وخت کې د هغې معجزې په لټه کې وي چې نن یې پخپله په نطفه کې خفه کړې ده.
که دا محتوا مو خوښه شوه، زموږ پاڼه تعقیب کړئ او له خپلو ملګرو سره یې هم شریک کړئ!

#پوهنه #افغانستان
#نجونې

گرفته شده از صفحه: بلهیکا

Address

Kabul

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when نهاد علمی، فرهنگی و اجتماعی قابلبای posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Organization

Send a message to نهاد علمی، فرهنگی و اجتماعی قابلبای:

Shortcuts

Share