مقاومت اندیشیده

Directions Website

مقاومت اندیشیده «اندیشه می‌کوشد مبدل به کردار گردد. کلمه می‌خواهد جسم شود.»

20/08/2026

ملا مت-قی، وزیر خارجه ط--البان، دیروز به مناسبت ۲۸ اسد، سالروز استقلال افغانستان از بریتانیا، در همایشی در وزارت دفاع این گروه سخنرانی کرد. سخنان او، اما، زمانی که به مخالفان ط--البان، مقاومت مسلحانه در بدخشان و گروه‌های ضدط--البانی رسید، پرده از ذهنیتی برداشت که ط--البان همواره تلاش کرده‌اند آن را پنهان نگه دارند.

مت-قی با اشاره به دور نخست مقا-ومت علیه ط--البان ادعا کرد که «ما مخالفان را تا کولاب فرار دادیم.»

این ادعا درباره واقعیت‌های تاریخی مقاومت در برابر ط--البان نیازمند بحث است؛ پنجشیر، بخش‌هایی از بدخشان، تخار و بغلان در دور نخست مقا-ومت هرگز به‌طور کامل به تصرف ط--البان درنیامدند و احمدشاه مسعود، رهبر مقاومت، نیز هرگز افغانستان را ترک نکرد. اما فراتر از صحت تاریخی این ادعا، آنچه اهمیت بیشتری دارد، کاربرد واژه «کولاب» و معنایی است که در پس این تعبیر نهفته است.

🌐 لینک مطلب👈👈(https://revayataf.com/?p=76506)
✍ نویسنده: حکیم حکمت
▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
تلگرام روایت👈👈 https://t.me/revayataf

25/07/2026

دیروز «روایت» گزارشی منتشر کرد مبنی بر این‌که یکی از نهادهای وابسته به جمعیت اصلاح، از حلیم تنویر، چهره‌ای جنجالی در افغانستان، برای سخنرانی در نشستی دعوت کرده و شماری از اعضای ارشد این نهاد نیز در کنار او حضور داشته‌اند.
انتشار این گزارش واکنش‌های متفاوتی را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت. برخی کاربران، جمعیت اصلاح را به دلیل دعوت از حلیم تنویر مورد انتقاد قرار دادند و شماری دیگر در دفاع از این نهاد نوشتند که دعوت از یک فرد، الزاماً به معنای هم‌سویی با دیدگاه‌ها و مواضع او نیست.
این استدلال، در اصل، درست است. صرف دعوت از یک فرد را نمی‌توان به معنای پذیرش همه افکار و مواضع او دانست. اما آنچه در این میان نادیده گرفته می‌شود، مسئله‌ای مهم‌تر است: تریبون دادن به چهره‌های نفرت‌پراکن و افراطی، خود یک خطای بزرگ است؛ حتی اگر برگزارکننده مدعی باشد با دیدگاه‌های آنان موافق نیست.
نهادهای مسئولیت‌پذیر در جوامع دموکراتیک معمولاً چنین ریسکی را نمی‌پذیرند؛ زیرا می‌دانند که هر تریبون، به معنای اعطای اعتبار، مشروعیت و فرصت تأثیرگذاری به سخنران نیز هست.
حلیم تنویر از چهره‌های جنجالی افغانستان است که منتقدانش او را به دامن زدن به شکاف‌های قومی و ترویج نفرت متهم می‌کنند. از شناخته‌شده‌ترین دیدگاه‌های او، اصرار بر جدایی زبان‌های فارسی و دری است؛ نظری که بارها از سوی متخصصان زبان و ادبیات رد شده و از سوی بسیاری، اقدامی فارسی‌ستیزانه تلقی شده است.
او همچنین در گذشته اظهاراتی مطرح کرده بود که بر اساس آن، اگر در قدرت باشد، دختران یک قوم را به اجبار به ازدواج پسران قوم دیگر درمی‌آورد؛ سخنانی که با واکنش‌های گسترده و انتقادهای فراوان روبه‌رو شد.
در همه کشورهای جهان، افرادی با گرایش‌های افراطی، نژادپرستانه یا نفرت‌پراکن وجود دارند؛ اما در بسیاری از این کشورها یک قاعده نانوشته نیز شکل گرفته است: نباید آنان را به صدر مجالس آورد و برای ترویج دیدگاه‌هایشان تریبون فراهم کرد. زیرا تجربه نشان داده است که عادی‌سازی و مشروعیت‌بخشی به گفتمان نفرت، می‌تواند جامعه را به سمت خشونت و شکاف‌های خطرناک سوق دهد؛ تجربه‌هایی که نمونه‌های تلخ آن را در تاریخ، از جمله در رواندا، دیده‌ایم.
جمعیت اصلاح خود را یک سازمان دینی، فرهنگی و ارزش‌محور معرفی می‌کند؛ نهادی که مدعی است در میان همه اقوام افغانستان پایگاه دارد و از رویکردی فراگیر برخوردار است. از چنین سازمانی انتظار می‌رود در انتخاب سخنرانان، حساسیت بیشتری نسبت به پیامدهای اجتماعی و فرهنگی این تصمیم‌ها داشته باشد. دعوت از چهره‌ای که مواضعش تا این اندازه محل مناقشه است، با این ادعاها سازگار به نظر نمی‌رسد.
به همین دلیل، انتقاد اصلی متوجه «اصل تریبون دادن» است، نه صرفاً برگزاری یک نشست. به نظر می‌رسد برخی از مدافعان جمعیت اصلاح یا به این تفاوت توجه نکرده‌اند یا در دفاع از این اقدام، مسئله اصلی را نادیده گرفته‌اند.
البته باید به نکته دیگری نیز اشاره کرد. برخی مواضع و اقدامات شماری از مسئولان جمعیت اصلاح در سال‌های گذشته، این تردید را تقویت کرده است که شاید فاصله فکری آنان با حلیم تنویر آن‌قدرها هم زیاد نباشد. از جمله می‌توان به تلاش برای تفکیک فارسی و دری از سوی مصباح‌الله عبدالباقی، مخالفت با برگزاری نوروز و نیز مواضع جانبدارانه در مناقشات هویتی پیرامون مسئله «افغانیت» اشاره کرد.
مجموعه این سوابق باعث شده است که دعوت از حلیم تنویر، برای بسیاری از ناظران صرفاً یک دعوت عادی تلقی نشود، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از نوعی همگرایی فکری یا دست‌کم مدارا با گفتمان‌های تفرقه‌افکن مورد پرسش قرار گیرد.

✍ نویسنده: عبدالشهید ثاقب
▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
تلگرام روایت👈👈 https://t.me/revayataf

17/07/2026

ضیاءالدین آریانژاد، وکیل پیشین سمنگان در پارلمان، در اظهاراتی که منتشر کرده، خود را از ولایت سمنگان، ولسوالی دره‌صوف پایان، قریهٔ تاجیک‌دهی و از قوم تاجیک معرفی کرده است.

آقای آریانژاد گفته است که قریهٔ تاجیک‌دهی از مناطق کهن و ریشه‌دار این حوزه به شمار می‌رود و هویت تاریخی آن برای باشندگان منطقه روشن و شناخته‌شده است.

او مدعی شده است که در مدت اخیر، گروهی بدون ارائهٔ سند و با تکرار ادعاهای بی‌اساس، تلاش می‌کنند هویت بسیاری از تاجیکان را زیر سؤال ببرند. به باور او، این اقدام نه یک بحث علمی و تاریخی، بلکه تلاشی برای تحریف واقعیت‌ها و آسیب زدن به هویت تاجیک‌ها و پارسی‌زبانان است.

آریانژاد با اشاره به شماری از شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی، از جمله عبداللطیف پدرام، مسعود اندرابی، نوررحمن اخلاقی، شهید ثاقب و نبی ساقی، گفته است که این افراد هویت تاجیکی خود را بیان کرده‌اند، اما برخی افراد با طرح ادعاهای بدون سند، در پی تغییر یا تحریف هویت آنان هستند.

او همچنین مدعی شده است که دامنهٔ این ادعاها حتی به امامعلی رحمان، رئیس‌جمهور تاجیکستان، نیز رسیده و گفته است که اگر دربارهٔ شخصیت‌های زنده چنین برخوردی صورت گیرد، شخصیت‌های تاریخی مانند مولانا جلال‌الدین بلخی، ابن‌سینا، رودکی، فردوسی، زرتشت، کوروش بزرگ، شهاب‌الدین غوری و غیاث‌الدین غوری نیز در معرض تحریف قرار خواهند گرفت.

آریانژاد در ادامه گفته است که هدف برخی افراد از طرح ادعاهای هویتی، ایجاد ابهام دربارهٔ هویت تاریخی تاجیکان است. او در همین چارچوب مدعی شده است که «هزاره سنی» وجود خارجی ندارد و این موضوع را بخشی از تلاش‌ها برای تغییر برداشت‌های تاریخی و هویتی دانسته است.

وی در بخش دیگری از سخنانش خطاب به هزاره‌ها گفته است که آنان را هم‌وطن، همدرد و هم‌سرنوشت می‌داند و از رهبران و بزرگان این قوم خواسته است مانع ایجاد بی‌اعتمادی میان تاجیک‌ها و هزاره‌ها شوند.

آریانژاد در پایان تأکید کرده است که تاجیک‌ها اجازه نخواهند داد هیچ فرد یا گروهی با تهمت، تحریف یا ادعاهای بی‌اساس، هویت شخصیت‌های علمی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی این سرزمین را تغییر دهد یا مصادره کند.

▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
تلگرام روایت👈👈 https://t.me/revayataf

31/05/2026

حُبّ وطن یا پیوند عاطفی به زادگاه و آب‌وهوا و کوه و دشت و حتی چوب و سنگ آن، ظاهراً یکی از ویژگی‌های مشترک انسان‌هاست. شاید نتوان انسانی را خالی از این خصوصیت یافت. حُبّ وطن به قول سعدی حدیثی است درست؛ چنان‌که هم در ادبیات شفاهی عامیانه و هم در سخن بزرگان بشری مسلم است.

می‌خواهم بگویم من از پنجشیر هستم و گرچه در جهان‌بینی دینی خویش دل در گرو دو خطّه و خاک مقدس مکه و مدینه دارم، اما گذشته از آن، پنجشیر را چون ارض مقدس دوست دارم. به این درّه، به نام و نشان آن، به چوب و سنگ و کوه و کمر و آب‌وهوا و دریا و درخت و هر آنچه بدان تعلق دارد و در آن – از گیاه تازه تا علف هرز – روئیده، عشقی عمیق دارم. گویی مهر آن در دلم چون نقش بر سنگ حک گشته و با جانم نسبتی دارد. در باب عشق بی‌کران به این «دیار اساطیری عشق و جنگ / مزار بزرگان ناموس و ننگ» یک سینه سخن می‌توانم گفت و بسی بیشتر.

🌐 لینک مطلب👈👈(https://revayataf.com/?p=74371)
✍ نویسنده: مصطفی مجاهد
▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
کانال تلگرام روایت👈👈 https://t.me/revayataf

18/03/2026

سخن معروفی از امیلیانو زاپاتا، مبارز آزادی‌خواه مکزیکی، وجود دارد که ارنست همینگوی نیز آن را از زبان یکی از شخصیت‌های رمانش چنین نقل می‌کند: «پیروزی یعنی چه؟ مردن در حالی که انسان بر سر پا ایستاده، بهتر از زنده‌ماندن و روی دو زانو خزیدن است. در راه آزادی مردن، بهتر از زنده‌ماندن و به‌گونه‌ای برده‌وار در برابر دشمن به زانو درآمدن است.» مبارزان آزادی‌خواه به «چگونه مردن» اهمیت می‌دهند، زیرا مرگ باعزت می‌تواند نقش مهمی در گسترش دعوت و مکتب آنان داشته باشد.

🌐لینک مطلب 👈👈(https://revayataf.com/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C/)
نویسنده:عبدالشهید‌ ثاقب
▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
تلگرام روایت👈👈 https://t.me/revayataf

15/03/2026

عبدالشهید ثاقب، نویسنده و روزنامه‌نگار افغانستانی، در یادداشتی تازه از چشم‌دیدهای خود در ایران نوشت و گفت: «در ایران امروز شاهد دو گونه مقاو-مت همزمان هستیم: مقاو-مت مدنی مردم در خیابان و مقاومت میدانی نیروهای مسلح.»

او افزود: «نیروهای مسلح علیه متجاوزین می‌جنگند و مردم شب و روز در خیابان‌ها شعار ایستادگی و پایداری سر می‌دهند. مقاومت مدنی مردم به اندازه مقاو-مت میدانی نیروهای مسلح مؤثر است.»

ثاقب یادآور شد: «در دوره‌ی جمهوریت پیشنهادی داده بودم تا در کنار نیروهای مسلح، بازوی مردمی و خیابانی نیز ایجاد شود، اما گوش شنوایی نبود.»

وی همچنین تأکید کرد: «اتفاقات و تجربه‌های جنگ ایران را باید به حافظه بسپاریم تا فردا بتوانیم از آن‌ها بهره ببریم.»

▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت
تلگرام روایت👈👈 https://t.me/revayataf

سروده‌ی عالی
15/03/2026

سروده‌ی عالی

و کفر از بین خواهد رفت و ایمان زنده خواهد ماند
قوی دارید دل مردم که ایران زنده خواهد ماند

مصاف حق و باطل هست و حق پیروز خواهد شد
مگر شب پیش یک خورشید تابان زنده خواهد ماند؟

تل‌آ-و-یو از میان نقشه اینک محو خواهد شد
ولی تا صور اسرافیل تهران زنده خواهد ماند
‌
نه بیدی‌ هست تا با هر نسیمی سر بجنباند
که این سرو بلند از خشم طوفان زنده خواهد ماند

چو دارد ریشه این جغرافیا تا سینهٔ تاریخ
همیشه در میان باد و باران زنده خواهد ماند

اثر باقی نخواهد ماند از حیفا ولی مشهد
به زیر سایهٔ شاه خراسان زنده خواهد ماند

و صه-یون چون کتاب خویش منسوخ است، اما تا...
قیامت رهروان راه قرآن زنده خواهد ماند

مهران پوپل

▪️ پایگاه خبری_تحلیلی روایت

سخت در راه آزادی قد-س تلاش کرد و شجاعانه ایستاد.امروز به همه‌ی ما لازم است که به مناسبت روز جهانی قد-س یادی از این رهبر ...
13/03/2026

سخت در راه آزادی قد-س تلاش کرد و شجاعانه ایستاد.

امروز به همه‌ی ما لازم است که به مناسبت روز جهانی قد-س یادی از این رهبر بزرگ مسلمانان جهان بکنیم و کارنامه‌اش را گرامی بداریم.

12/02/2026

حتماً داستان مردی به نام بنیامین ویلکومیرسکی را شنیده‌اید. نام اصلی او برونو دوسکر (Bruno Dössekker)، متولد ۱۹۴۱ در سوئیس بود. او در سال ۱۹۹۵ کتابی با عنوان «Fragments» (پاره‌ها) منتشر کرد و ادعا نمود که این اثر، خاطرات کودکی‌اش به‌عنوان یک بازمانده‌ی یهو/دی هولو/کاست در اردوگاه‌های مرگ نا/زی‌هاست. کتاب ابتدا با استقبال گسترده روبه‌رو شد و جوایزی نیز دریافت کرد.

اما در سال ۱۹۹۸، تحقیقات روزنامه‌نگاران و پژوهشگران نشان داد که او نه یهودی بوده و نه در اردوگاه‌های نا/زی حضور داشته است، بلکه در سوئیس بزرگ شده و روایتش ساختگی بوده است. پس از افشای این موضوع، کتاب به‌عنوان یک جعل ادبی (literary hoax) شناخته شد و اعتبار آن سلب گردید.

این ماجرا به یکی از جنجالی‌ترین رسوایی‌های ادبی دهه ۱۹۹۰ تبدیل شد و بحث‌های گسترده‌ای را برانگیخت. سرگذشت این مرد را از آن‌رو یادآوری کردم که بگویم در دنیای کنونی، بسیاری تمایل دارند مانند ویلکومیرسکی خود را در جایگاه قربانی تعریف کنند.

🌐لینک مطلب👈👈(https://revayataf.com/%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1-2/)
✍نویسنده: عبدالشهید ثاقب
▪️پایگاه خبری_تحلیلی روایت
تلگرام روایت👈👈 https://t.me/revayataf

08/01/2026

بسیاری از ما این تجربه را داشته‌ایم که در شبکه‌های اجتماعی، از سوی کسانی مورد دشنام و ناسزا قرار گرفته‌ایم که خود را آدم‌هایی شریف، اصول‌گرا و مدعی فضیلت می‌دانند.

برای من شخصاً این تجربه بارها تکرار شده است؛ چه از سوی کسانی که با من ادعای دوستی و رفاقت داشته‌اند و چه از جانب افرادی که به‌ظاهر پای‌بند اخلاق، اصول و ارزش‌ها بوده‌اند.

این تجربه یک پرسش جدی را پیش می‌کشد:
آیا شرافت و فضیلت با فحاشی و دشنام‌گویی قابل جمع است؟

بدیهی است که هر فحاشی الزاماً ریشه‌ی ایدئولوژیک ندارد. گاه خشم لحظه‌ای، رنج شخصی یا واکنش دفاعی می‌تواند انسان را به ناسزاگویی بکشاند.
اما آنچه در این‌جا موضوع بحث است، فحاشی‌ای است که خود را اخلاقی، رسالتمند و حتی فضیلت‌مند می‌پندارد؛ فحاشی‌ای که از موضع «حق مطلق» سخن می‌گوید.

🌐لینک مطلب👈👈 (https://revayataf.com/%D9%81%D8%AD%D8%B4/)
نویسنده: عبدالشهید ثاقب
▪️پایگاه خبری_تحلیلی روایت
تلگرام روایت👈👈 https://t.me/revayataf

Address

Kabul

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when مقاومت اندیشیده posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share