09/10/2026
به تفکر ، زنستیزی و فرهنگی که جهل و محرومیت زنان را به نام سنت و دین توجیه میکند!
زنان داکتر افغانستان نه مجرماند و نه بیصلاحیت؛ آنان پس از سالها تحصیل و تلاش، برای تداوی مریضان و نجات جان انسانها آماده شدهاند. محرومکردن آنان از کار و بستن دروازههای آموزش، دفاع از فرهنگ یا دین نیست؛ بلکه ترس از دانش و حضور زن متخصص در جامعه است. با کنارگذاشتن هر داکتر زن، هزاران مریض بهویژه زنان و کودکان، از مراقبت صحی محروم میشوند.
این سیاستها نظام صحی را تضعیف و استعدادهای زنان را به حاشیه میراند. بسیاری از زنان به دلیل محدودیتهای فرهنگی نمیتوانند نزد داکتر مرد معاینه شوند؛ بنابراین مریضان قابل درمان ممکن است دیر تشخیص داده شوند، روند درمان به تأخیر بیفتد و جان انسانها به خطر افتد. محرومیت دختران از مکتب و دانشگاه نیز زنجیرهای از پیامدها ایجاد میکند: امروز دسترسی زنان به خدمات صحی کاهش مییابد و فردا افغانستان با کمبود داکتر، قابله، پرستار، آموزگار و متخصص زن روبهرو میشود. این کمبود، کیفیت آموزش و مراقبتهای صحی را پایین میآورد و فرصتهای اقتصادی زنان و خانوادهها را محدودتر میکند. هیچ جامعهای با خاموشکردن زنان پیشرفت نکرده است؛ بستن دروازهها نمیتواند ارزش علم و حق زنان را نابود کند.
افغانستان به شفاخانههای مجهز، داکتران متخصص، آموزش آزاد و آیندهای روشن نیاز دارد، نه تبعیض. راه نجات، بازگشایی فوری مراکز آموزشی و کاری، رفع محدودیتهای تبعیضآمیز و فراهمکردن مشارکت برابر زنان و مردان است. آموزش و کار زنان تنها حق فردی آنان نیست؛ سرمایهگذاری مستقیم برای سلامت خانواده، تربیت نسل آینده، افزایش درآمد خانوار و کاهش فقر است. برعکس، محرومیت از آموزش و اشتغال، وابستگی اقتصادی را بیشتر میکند، ظرفیت نیروی کار را کاهش میدهد و چرخهٔ فقر را از نسلی به نسل دیگر منتقل میسازد.
افغانستان با حذف زنان آباد نمیشود. آینده زمانی روشن خواهد بود که زن و مرد از حق آموزش، کار، آزادی و کرامت انسانی برخوردار باشند. زن افغانستان حق دارد بیاموزد، انتخاب کند و آیندهٔ خود و کشورش را بسازد. تاریخ دربارهٔ کسانی قضاوت خواهد کرد که دروازههای آموزش و کار را بستند و این ویرانی را ارزش نامیدند.