غزنی در تصویر

Directions

غزنی در  تصویر غزنی در تصویر

29/08/2026

شورای اجتماعی غزنه باستان

بنیاد شهریار، در ادامهٔ رسالت اجتماعی و فرهنگی خویش در معرفی شخصیت‌های اثرگذار، آثار ماندگار، آیین‌ها، سنت‌ها، ساختارها، مجتمع‌های مهم مردمی و داشته‌های منحصربه‌فرد ولایت غزنی، این بار به معرفی و چگونگی شکل‌گیری «شورای اجتماعی غزنه باستان» می‌پردازد.

متن پیشِ رو بر اساس دو گزارش منتشرشده در «گاهنامهٔ غزنه باستان» و مصاحبه با برخی از شخصیت‌های مردمی غزنی که شاهد شکل‌گیری این شورای مردمی بوده‌اند، آماده گردیده است.

شورای اجتماعی غزنه باستان؛ روایتی از همدلی در قالب یک اندیشهٔ ماندگار

در تاریخ ملت‌ها، برخی نهادها تنها تشکیلاتی اداری یا اجتماعی نیستند؛ بلکه تجسم آرزویی مشترک، دردی جمعی و بیداری یک جامعه‌اند. «شورای اجتماعی غزنه باستان» از همین سنخ است؛ نهادی که از دل نگرانی برای سرنوشت غزنی، از دل عشق به هویت غزنوی، و از دل ایمان به نیروی اتحاد و دیگرپذیری زاده شد. این شورا پیش از آنکه مجموعه‌ای از اساسنامه‌ها، انتخابات و کمیته‌ها باشد، یک اندیشه بود؛ اندیشه‌ای که می‌خواست به مردم غزنی یادآوری کند که هیچ شهر بزرگی با پراکندگی فرزندانش به بزرگی نمی‌رسد و هیچ میراثی بدون همبستگی وارثانش دوام نمی‌آورد.

غزنی، این شهر کهن و پرشکوه، روزگاری کانون دانش، فرهنگ، ادب و تمدن بود؛ شهری که نام سنایی، بیهقی، بیرونی، عنصری و ده‌ها فرزانهٔ دیگر را در حافظهٔ تاریخ جاودانه ساخت و پرچم زبان و فرهنگ فارسی را تا دورترین افق‌ها برافراشت. اما شکوه گذشته، تنها زمانی می‌تواند راهی به آینده بگشاید که مردمان امروز آن، دست در دست هم بگذارند و احساس مسئولیت مشترک را جانشین فاصله‌ها، کینه‌ها و پراکندگی‌ها سازند.

در چنین فضای فکری و اجتماعی، نخستین جرقهٔ یک راهکار عملی برای پاسخ به این دغدغه در ذهن جوانی به نام بسم‌الله صاعد شکل گرفت؛ اندیشه‌ای که بر این باور استوار بود که غزنی برای بازسازی جایگاه اجتماعی و فرهنگی خویش، بیش از هر چیز به بستری برای همگرایی، همفکری و گردآمدن فرزندان خود در یک ساختار نظام‌مند نیاز دارد. او بی‌درنگ این اندیشه را با همفکران خویش، یعنی مولوی غلام جیلانی عرفانی، جاوید عالمی و شیرجان اسفندیاری، در میان گذاشت و آنان با تمام توان در کنار او ایستادند و این اندیشه به‌تدریج از یک دغدغهٔ ذهنی به یک هدف مشترک تبدیل شد.

سرنوشت اما با این اندیشه مهربان نبود. مولوی غلام جیلانی عرفانی و جاوید عالمی هر دو به دست افراد یا جریان‌های ناشناس به شهادت رسیدند؛ دو شخصیتی که بسیاری بر این باورند که قربانی همان عشق به غزنی، همان آرمان همگرایی و همان باور به هویت مشترک غزنوی شدند. یاد آنان در تاریخ این شورا، تنها یاد دو فرد نیست؛ یاد دو شهید اندیشه است، دو مردی که خواستند غزنی را از پراکندگی به همدلی فراخوانند و بهای آن را با جان خویش پرداختند. هرگاه از شورای اجتماعی غزنه باستان سخن گفته می‌شود، نام این دو بزرگوار نیز همچون دو چراغ خاموش‌ناشدنی در کنار آن می‌درخشد.

اهمیت و نقش این جوانان تنها در حضورشان در جلسات اولیه یا عضویت در کمیتهٔ مؤسس نبود؛ بلکه در آن بود که در کنار سایر انسان‌های دلسوز توانستند یک آرزو را به برنامه، یک احساس را به ساختار، و یک دغدغه را به نهاد اجتماعی تبدیل کنند. آنان با باور عمیق به فرهنگ مشارکت، همزیستی و مسئولیت جمعی، در کنار جمعی از بزرگان و فرهیختگان غزنی، روندی را پایه‌گذاری کردند که نتیجهٔ آن تشکیل نخستین نهاد منتخب و فراگیر مردمی در سطح شهر غزنی بود؛ نهادی که بر انتخابات، نمایندگی واقعی مردم و مشارکت همگانی استوار بود.

در دهم سرطان سال ۱۳۸۴، به فراخوان این جوانان همفکر، گروهی از دلسوزان غزنی در منزل الحاج محمد اسماعیل عزیز گرد هم آمدند. آنچه در حقیقت شکل گرفت، تنها یک جلسهٔ مشورتی نبود؛ بلکه آغاز فصل تازه‌ای از مسئولیت اجتماعی در غزنی بود. در آن نشست، شخصیت‌هایی چون استاد عبدالغفور سنگین عشرتی، داکتر محمدالله طهماس، الحاج محمد اسماعیل عزیز، پوهنیار داکتر محمد صدیق نصرت و بسم‌الله صاعد به‌عنوان کمیتهٔ کاری موقت برگزیده شدند تا راهکار تشکیل یک نهاد مردمی را طراحی کنند. این کمیته با پشتکار، مشورت با بزرگان، جوانان و افراد متعهد، تقسیم‌بندی حوزه‌ها، تدوین معیارهای انتخاب نمایندگان و نظارت بر روند انتخابات، زمینهٔ تشکیل شورای اجتماعی غزنه باستان را فراهم ساخت.

فرجام این تلاش‌ها، برگزاری انتخابات بزرگ و تاریخی ۲۴ میزان ۱۳۸۴ در مسجد سیداحمد مکه‌ای شهر غزنی بود؛ انتخاباتی که در آن، برای نخستین بار هیئت رهبری منتخب شورای اجتماعی غزنه باستان شکل گرفت. شخصیت‌هایی چون الحاج مولوی نعیم‌الله سلیم، الحاج محمد رسول حمزه، داکتر محمدالله طهماس، استاد عبدالصبور الهی، الحاج محمد اسماعیل عزیز، انجنیر فدامحمد ذاهد، الحاج محمد امین عشرتی، قومندان فضل‌الحق، حاجی بسم‌الله، حاجی محمد غوث، دگروال غلام محمد، حاجی عبدالاحمد، غلام صفدر، میراکبرخان و حاجی غلام غوث مسئولیت رهبری این نهاد را بر عهده گرفتند و سنگ بنای یک تجربهٔ نوین اجتماعی را در غزنی گذاشتند.

ارزش واقعی این شورا در آن بود که محور تصمیم‌گیری را از فرد به جمع منتقل کرد. شورا بر اصل انتخاب، نمایندگی، مشورت و مشارکت استوار بود و می‌خواست به مردم بیاموزد که آیندهٔ غزنی را نه یک فرد، نه یک گروه، بلکه ارادهٔ مشترک شهروندان آن می‌سازد. در جامعه‌ای که سال‌ها از نبود ساختارهای مردمی و تجربهٔ نهادهای فراگیر رنج برده بود، ایجاد چنین شورایی خود یک تحول فرهنگی به شمار می‌رفت. این شورا تلاش کرد میان نسل‌ها، میان بزرگان و جوانان، میان شهر و روستا، و میان غزنویان داخل و خارج از کشور پلی از اعتماد و همکاری بسازد.

اهمیت شورای اجتماعی غزنه باستان زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم این نهاد به شهر غزنی محدود نماند. با گسترش اندیشهٔ آن، شعبات کابل و هرات نیز شکل گرفت. کمتر مجلسی از غزنویان در کابل بود که در آن دربارهٔ مشکلات و چالش‌های غزنویان مقیم کابل بحث نشود و دربارهٔ ضرورت ایجاد یک نهاد که چتری برای غزنویان مقیم کابل باشد، تبادل نظر صورت نگیرد.

مهم نبود که نوعیت مجلس چیست؛ مجلس خوشی، نشست تجارتی یا مجالس غم‌شریکی؛ اما آرمان یک چیز بود: تشکیل شورا در کابل. از جمله، در نشستی که در دفتر تجارتی حاجی حضرت نورحداد، به اشتراک شهید مولوی غلام جیلانی عرفانی، الحاج حکیم‌الله غزنیوال، الحاج استاد حیات‌الله عثمانی و الحاج حضرت نورحداد برگزار شد، و متعاقباً در دفتر تجارتی حاجی غلام قادر سروری، به اشتراک شهید مولوی غلام جیلانی عرفانی، الحاج حکیم‌الله غزنیوال، الحاج میرآغا حداد، الحاج عبدالکریم، الحاج خلیل‌الله فضلی و الحاج غلام قادر سروری، این دغدغه‌ها مطرح می‌شد.

اما جنبهٔ عملی این آرمان غزنویان مقیم کابل، به تاریخ ۲۱ جوزای سال ۱۳۹۲، در منزل الحاج غلام قادر سروری، به‌صورت جدی رقم خورد و چاره‌جویی و تصمیم به اقدام عملی صورت گرفت. برای نخستین بار، کمیتهٔ کاری تأسیس شورا شکل گرفت و کار خود را آغاز کرد.

در این روند، بار دیگر مولوی غلام جیلانی عرفانی و بسم‌الله صاعد، در کنار شخصیت‌هایی چون الحاج حکیم‌الله غزنیوال به‌عنوان رئیس کمیته، دگروال محمد انور محمائی، الحاج محمد هاشم، الحاج غلام قادر سروری و الحاج خلیل‌الله فضلی، به‌عنوان اعضای کمیتهٔ کاری مؤسس گماشته شدند.

در نخستین هیئت رهبری شعبهٔ کابل نیز شخصیت‌هایی چون الحاج عبدالصمد صمیمی، الحاج حکیم‌الله غزنیوال، دگروال متقاعد میرعبدالمالک انصاری، مولوی غلام جیلانی عرفانی، الحاج عبدالباقی هیله‌من غزنوی، عبدالبصیر معرفت، الحاج حضرت نورحداد، انجنیر فریداحمد آرزوئی، استاد عبدالقدوس رسولی و بسم‌الله صاعد مسئولیت بخش‌های مختلف شورا را بر عهده گرفتند.

این تجربهٔ ماندگار باعث شد که به ابتکار شخصیت‌هایی چون الحاج عبدالمتین قلندری، الحاج محمد نعیم نیازی، الحاج نوازخان داودی، عبدالغفور خالقی، الحاج شاه محمود، الحاج همایون غوثی، سید عنایت‌الله روحانی، الحاج زلمی رشیدی، قاری عبدالغفار، وحیدالله قلندری، دگروال عیسی‌خان حمیدی، الحاج غلام رسول، الحاج اسدالله، انجنیر گل‌افغان و صوفی غلام، به تاریخ ۲۷ حوت سال ۱۳۹۲، در یک مجلس خودمانی، اقدام به تأسیس شورای اجتماعی غزنه باستان، شعبهٔ هرات، صورت گیرد؛ نهادی که امروز خوشبختانه یکی از موفق‌ترین نهادهای شهر هرات محسوب می‌شود.

این گسترش نشان می‌دهد که اندیشهٔ شورا، اندیشهٔ ایجاد یک «خانهٔ مشترک غزنویان» بود؛ خانه‌ای که هر غزنوی، در هر نقطه از افغانستان یا جهان، بتواند خود را در آن شریک بداند.

اگر امروز از شورای اجتماعی غزنه باستان سخن می‌گوییم، در حقیقت از یک درس بزرگ تاریخی سخن می‌گوییم: این‌که هیچ جامعه‌ای بدون اعتماد متقابل، دیگرپذیری و نهادهای مردمی پایدار نمی‌ماند. اتحاد مردم غزنی نه یک شعار، بلکه شرط بقای هویت غزنوی است. آنچه غزنی را در گذشته به «عروس الفلک» و مرکز علم و فرهنگ بدل ساخت، تنها قدرت سیاسی نبود؛ بلکه هم‌افزایی اندیشه‌ها، احترام به دانش، و توان گرد آمدن پیرامون ارزش‌های مشترک بود. شورای اجتماعی غزنه باستان تلاشی بود برای احیای همان روحیهٔ تاریخی.

این شورا، بیش از آنکه متعلق به یک نسل باشد، میراث همهٔ نسل‌های غزنی است. این شورا یادآور آن حقیقت است که شهرها را دیوارها و خیابان‌ها نمی‌سازند؛ شهرها را انسان‌هایی می‌سازند که حاضرند برای یکدیگر بیندیشند، با یکدیگر مشورت کنند، اختلاف را به گفت‌وگو تبدیل نمایند و آینده را به‌صورت مشترک طراحی کنند. غزنی هرگاه به شکوه گذشتهٔ خویش نزدیک شود، بی‌تردید از همان راهی خواهد رفت که بانیان این شورا نشان دادند: راه همدلی، همزیستی و مسئولیت مشترک.

و شاید بزرگ‌ترین پیام شورای اجتماعی غزنه باستان همین باشد؛ این‌که هیچ فرزند غزنی آن‌قدر بزرگ نیست که به‌تنهایی بار تاریخ این شهر را بر دوش کشد، و هیچ غزنوی آن‌قدر کوچک نیست که حضورش در سرنوشت غزنی بی‌اثر باشد. اتحاد، خانهٔ مشترک همهٔ ماست.

فرجام سخن این‌که پویایی، اثربخشی و ماندگاری هر نهاد، تنها به داشتن ساختار و اهداف روشن وابسته نیست؛ بلکه در کنار آن، به توانایی مدیریتی، تعهد، آرمان‌باوری، شایستگی و دوراندیشی گردانندگان آن نیز بستگی دارد. حتی بهترین ساختارها، اگر توسط افراد ناتوان، فاقد تعهد و بیگانه با آرمان‌های نهاد مدیریت شوند، به‌تدریج کارایی خود را از دست داده و زحمات و سرمایه‌های انسانی و اجتماعی گذشته را به هدر خواهند داد.

از این‌رو، در کنار ایجاد ساختارهای هدفمند و منسجم، باید در انتخاب گردانندگان نیز توجه جدی صورت گیرد. شایستگی مدیریتی، مسئولیت‌پذیری، آرمان‌باوری، جسارتِ تصمیم‌گیری، روحیهٔ جمعی، پاسخ‌گویی و آینده‌نگری باید معیارهای اساسی در انتخاب مسئولان باشد؛ زیرا ساختار، چارچوب حرکت نهاد است و مدیریت، نیروی محرک آن. استحکام این دو در کنار هم، زمینه‌ساز شکل‌گیری نهادی پویا، مؤثر، اعتمادآفرین و ماندگار خواهد بود.

21/07/2026

Address

Ghazni

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when غزنی در تصویر posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share