پاسداران شمال NGM

پاسداران شمال NGM آگاهی _ اراده _ تغییر

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره پانزدهم)۱۴ سنبله: تولد وحید بکتاش وحید بکتاش شاعر سپیدسرا، نویسنده و فعال فرهنگی برجس...
09/05/2026

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره پانزدهم)

۱۴ سنبله: تولد وحید بکتاش
وحید بکتاش شاعر سپیدسرا، نویسنده و فعال فرهنگی برجسته افغانستان در ۱۴ سنبله ۱۳۶۴ خورشیدی در شهر تالقان مرکز ولایت تخار زاده شد. او آموزش‌های ابتدایی خود را در ولایت تخار گذراند و سپس در رشته حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه کابل فارغ‌التحصیل شد.
بکتاش در دوران دانشجویی نیز در عرصه فرهنگ و رسانه فعال بود. او هفته‌نامه مستقل «پگاه» را بنیان‌گذاری کرد و بعدها برای انسجام و گسترش فعالیت‌های ادبی، «نهاد ادبی جزیره» را پایه‌گذاری نمود. این فعالیت‌ها بخشی از تلاش‌های او برای ایجاد فضای مستقل فرهنگی و ادبی در افغانستان به شمار می‌رود.

سیر شاعری، سبک و آثار
منتقدان ادبی کارنامه شعری وحید بکتاش را به دو مرحله اساسی تقسیم کرده‌اند. در دوره نخست او سرایش را با شعرهای کوتاه و قالب‌های گزین‌گویانه آغاز کرد. تفاوت کارهای او با جملات قصار معمولی در این بود که در آن‌ها از تخیل نیز بهره می‌گرفت. در این دوره به‌ویژه در مجموعه‌هایی مانند «چپ‌کوچه، بن‌بست حقیقت» و «پرنده بی‌مورد»، او بیشتر با مفاهیم زبانی درگیر بود و به نوعی ساختارهای سنتی زبان را به چالش می‌کشید.
سال ۱۳۹۰ خورشیدی نقطه عطفی در کارنامه ادبی او بود. با انتشار مجموعه «به سپیدی این شعرها شک کنید»، بکتاش از ساختارهای محدود زبانی گذشته عبور کرد و بیش از پیش به تخیل تصویرسازی و تجربه‌های تازه زبانی روی آورد. از این دوره به بعد شعر سپید و منثور جایگاه برجسته‌ای در کار او پیدا کرد.
از آثار منتشرشده او می‌توان به «چپ‌کوچه، بن‌بست حقیقت»، «دو پانزده یک سی»، «پرنده بی‌مورد»، «به سپیدی این شعرها شک کنید»، «آلپرازولام»، «ما برای زن‌ها به دنیا می‌آییم» و «عقب‌نشینی به باغ‌های انار» اشاره کرد.
درونمایه شعرهای بکتاش گسترده است و عشق خشم اجتماعی، جنگ، جهل، ستم، آزادی، زن، غربت و وطن را دربرمی‌گیرد. او در شماری از شعرهای خود به وضعیت زنان و رنج‌های آنان در جامعه سنتی توجه ویژه نشان داده است. موضوع مهاجرت و غربت نیز در شعرهای متأخر او، با تصویرهایی از کابل، باغ‌های انار و سرزمین مادری، بازتاب یافته است.

جایگاه فرهنگی و زندگی پس از تحولات ۱۴۰۰
وحید بکتاش در کنار فعالیت‌های ادبی، در عرصه فرهنگی و اجتماعی افغانستان نیز حضور داشته و عضو انجمن قلم افغانستان بوده است. شعر او را می‌توان نمونه‌ای از تلاش برای پیوند دادن تجربه شخصی و عاطفی با مسائل اجتماعی و تاریخی افغانستان دانست شعری که در آن زبان، تخیل و تصویرسازی در خدمت بیان تجربه‌های انسانی و اجتماعی قرار می‌گیرند.
پس از تحولات سیاسی سال ۱۴۰۰ خورشیدی بکتاش افغانستان را ترک کرد و به آلمان پناهنده شد. تجربه مهاجرت، دوری از وطن و زیست در غربت، به یکی از زمینه‌های مهم تجربه شعری او تبدیل شده است.
در مجموع وحید بکتاش از چهره‌های شعر معاصر افغانستان است که مسیر شعری خود را از شعر کوتاه و گزین‌گویانه به شعر سپید و منثور رسانده و در این مسیربا تجربه‌های زبانی، تخیل، تصویرسازی و پرداختن به مسائل اجتماعی و انسانی، جایگاه مشخصی در ادبیات معاصر افغانستان پیدا کرده است

یک نمونه از شعر
تورا به نامِ زن می‌شناسم
به نامِ همان‌که پیراهنش را از آفتاب می‌بافد
و گیسوانش را در بادهای تندِ کابل رها می‌کند.
تویی که در هندسه‌ی تاریکِ این خانه‌ها،
چراغی روشن از عشق در دست داری؛
هرچند دست‌هایت را طوفان‌های جهل گزیده باشند،
هرچند در کوچه‌های این شهرِ زخمی،
سهمِ تو تنها سکوت و صبوری باشد.
جهان اگر تن به تاریکی داده است،
از آن روست که صدای تو را نشنیده‌اند.
من اما در هر واژه‌ام،
آزادی را با نامِ تو هجی می‌کنم.
ما برای زن‌ها به دنیا می‌آییم؛
برای آن‌که در چشمانِ شما،
آخرین بقایای صلح را تماشا کنیم،
و به یاد آوریم که زندگی،
هنوز هم نامِ کوچکی از شماست...»

🔴 جنبش پاسداران شمال

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره چهاردهم)عزیزالله ارال:  نویسنده، پژوهشگر و روزنامه‌نگار اوزبیک‌تبار افغانستانعزیزالله...
08/28/2026

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره چهاردهم)

عزیزالله ارال: نویسنده، پژوهشگر و روزنامه‌نگار اوزبیک‌تبار افغانستان
عزیزالله ارال، نویسنده برجسته اوزبیکی، پژوهشگر زبان و ادبیات و از روزنامه‌نگاران پیش‌کسوت افغانستان است. او در ۶ سنبله ۱۳۳۷ هجری خورشیدی در شهرستان اندخوی ولایت فاریاب به دنیا آمد. دوران آموزش ابتدایی را در مکتب قاضی بابا مرادخان و دوره لیسه را در لیسه ابومسلم خراسانی به پایان رساند. سپس تحصیلات عالی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه کابل ادامه داد و از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.

ارال پس از فراغت از دانشگاه، فعالیت‌های علمی خود را با تمرکز بر زبان و ادبیات ادامه داد. او در سال ۱۳۶۵ هجری خورشیدی مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته زبان اوزبیکی از دانشگاه دولتی تاشکند در ازبکستان به دست آورد. پس از آن به عنوان استاد در دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل به تدریس پرداخت. او همچنین زبان روسی را در دانشگاه دولتی آذربایجان فراگرفت و در سال ۲۰۲۴ میلادی دکترای خود را در حوزه ادبیات و نوا‌یی‌شناسی افغانستان از همان دانشگاه دریافت کرد.

فعالیت‌های علمی، رسانه‌ای و فرهنگی
فعالیت‌های عزیزالله ارال تنها به تدریس و پژوهش محدود نبوده بلکه او بخش مهمی از زندگی خود را در عرصه روزنامه‌نگاری و رسانه نیز سپری کرده است. از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۵ هجری خورشیدی به عنوان محقق و نویسنده ارشد در یک شرکت مشاوره‌ای آسیای مرکزی در امریکا فعالیت کرد و هم‌زمان در رسانه‌های بین‌المللی نیز به عنوان خبرنگار و سردبیر کار نمود. او از جمله با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی در آلمان و جمهوری چک همکاری داشته است.

پس از بازگشت و ادامه فعالیت در أفغانستان، ارال در عرصه مدیریت رسانه نیز مسئولیت‌های مهمی بر عهده گرفت. از سال ۱۳۸۶ تا ۱۴۰۰ هجری خورشیدی در کابل به عنوان رئیس رادیو تلویزیون آیینه، رئیس شبکه جهانی رادیو و تلویزیون آریانا و رئیس عمومی اتحادیه رادیو تلویزیون‌های افغانستان فعالیت کرد. همچنین به عنوان مشاور وزیر معارف در امور نصاب آموزشی، مدیرعامل بنیاد اجتماعی راه ابریشم، رئیس شبکه رادیو تلویزیون بانو و بنیان‌گذار «مرکز فرهنگی کتاب» ایفای وظیفه نمود. او در این مسئولیت‌ها در توسعه ظرفیت‌های فنی، مدیریتی و محتوایی رسانه‌های افغانستان نقش قابل توجهی داشته است.

آثار، پژوهش‌ها و جایگاه علمی
نویسندگی و پژوهش در حوزه زبان و ادبیات اوزبیکی، بخش مهم دیگری از کارنامه عزیزالله ارال را تشکیل می‌دهد. او آثار متعددی در زمینه آموزش زبان اوزبیکی، ادبیات، فرهنگ، تاریخ و معرفی شخصیت‌های ادبی و علمی نوشته و تدوین کرده است. از آثار برجسته او می‌توان به «الفبای زبان اوزبیکی» برای کودکان، «شوزلشگیچ/انگلیسی-فارسی-اوزبیکی»، «ساغینچ» درباره نویسندگان مهاجر ترکستان زمین، «محاوره فارسی-اوزبیکی-پشتو-ترکی-انگلیسی»، «نگین غزنه» درباره زندگی ابوریحان بیرونی، «پاچاخان» درباره خان عبدالغفارخان، «اعلامیه جهانی حقوق بشر» به زبان‌های اوزبیکی و فارسی، «نوا‌یی‌شناسی در افغانستان»، «پیر و کتیبه‌های نوا‌یی» و «زندگی و آثار علی‌شیر نوا‌یی» اشاره کرد. او همچنین آثاری در زمینه خط، املا، آموزش زبان و ادبیات کلاسیک اوزبیکی تألیف و تدوین کرده است.

ارال افزون بر تألیف کتاب بیش از صد مقاله علمی ادبی و فرهنگی در نشریات ملی و بین‌المللی منتشر کرده و در طول فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود جوایز و تقدیرنامه‌های متعددی دریافت کرده است. او عضو افتخاری آکادمی علوم افغانستان و عضو اتحادیه نویسندگان جمهوری ازبکستان است.

عزیزالله ارال از سال ۱۴۰۱ هجری خورشیدی به این‌سو در دانشگاه دولتی زبان و ادبیات اوزبیکی تاشکند به تدریس مشغول است و در شهر تاشکند، پایتخت ازبکستان، به فعالیت‌های علمی و آموزشی خود ادامه می‌دهد. زندگی او نمونه‌ای از پیوند میان آموزش، پژوهش، روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های فرهنگی است؛ شخصیتی که بخش بزرگی از عمر خود را وقف زبان و ادبیات اوزبیکی و معرفی میراث ادبی و فرهنگی افغانستان کرده است.

🔴 جنبش پاسداران شمال

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره سیزدهم)۵ سنبله سالروز تولد مینا نصر شاعر و فعال رسانه ایمینا نصر شاعر، نویسنده و فعال...
08/27/2026

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره سیزدهم)

۵ سنبله سالروز تولد مینا نصر شاعر و فعال رسانه ای
مینا نصر شاعر، نویسنده و فعال رسانه‌ای افغانستان در ۵ سنبله ۱۳۶۰ خورشیدی در محیط مهاجرت در ایران به دنیا آمد. او اصالتاً فرزند ولایت زیبای دایکندی است. نصر دوران کودکی مکتب و بخش مهمی از زندگی خود را در ایران سپری کرد. تجربه زندگی در مهاجرت و دوری از وطن بعدها تأثیر قابل توجهی بر نگاه ادبی و اجتماعی او گذاشت و موضوعاتی مانند غربت، وطن، سرگردانی و هویت را به بخشی از جهان فکری او تبدیل کرد.

مینا نصر تحصیلات عالی خود را در رشته‌های شرعیات فقه و حقوق زن و تاریخ دنبال کرد. او در کنار تحصیلات دانشگاهی دوره‌هایی را در زمینه خبرنگاری و ادبیات فرانسوی نیز گذراند. علاقه به مطالعه، نوشتن و فعالیت‌های فرهنگی سبب شد که به‌تدریج وارد عرصه ادبیات و رسانه شود و فعالیت خود را در زمینه شعر، نویسندگی و روزنامه‌نگاری گسترش دهد.

پس از سال‌ها زندگی در مهاجرت، نصر همراه با همسر و پنج فرزندش به افغانستان بازگشت و حدود سه سال در کابل زندگی کرد. بازگشت به وطن برای او تجربه‌ای متفاوت بود. زیرا بیشتر عمر خود را در ایران سپری کرده بود. او در کابل علاوه بر مسئولیت‌های خانوادگی فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای خود را نیز ادامه داد. با این حال تحولات سیاسی افغانستان بار دیگر مسیر زندگی او را تغییر داد و او همراه خانواده به تهران بازگشت. این جابه‌جایی‌های مکرر تجربه مهاجرت را به یکی از عناصر مهم زندگی و ادبیات او تبدیل کرد.

فعالیت‌های ادبی، شعر زنانه و فعالیت‌های رسانه‌ای
مینا نصر از شاعرانی است که به دلیل توجه ویژه به شعر زنانه و شعر سپید در ادبیات معاصر افغانستان شناخته می‌شود. در شعرهای او موضوعاتی مانند تنهایی، مهاجرت، عشق، خانواده، مادری، همسرداری، سرگردانی و مشکلات پنهان زنان جایگاه ویژه‌ای دارند. او تلاش کرده است صدای زنانی باشد که در لایه‌های مختلف جامعه کمتر دیده یا شنیده می‌شوند. از این منظر، شعر او در کنار بیان احساسات فردی، بازتابی از بخشی از تجربه زنان افغانستان نیز به شمار می‌رود.

از آثار چاپ‌شده او می‌توان به مجموعه شعری «اتفاق گلدان‌ها» اشاره کرد که نخستین کتاب اوست و بیشتر حال‌وهوای شعر هجرت و غربت را دارد. مجموعه دوم او با عنوان «که زنی در سایه‌ام» نگاه زنانه و تجربه‌های شخصی یک زن را برجسته‌تر می‌کند و در آن موضوعاتی مانند مادری، همسرداری، تنهایی و جست‌وجوی هویت بازتاب یافته است.

مینا نصر در کنار فعالیت‌های ادبی در عرصه رسانه نیز حضور داشته است. او در کابل به عنوان سردبیر نشریه ادبی و زنانه «نیم‌رخ» فعالیت می‌کرد و از طریق این نشریه به موضوعات فرهنگی، اجتماعی و حقوقی زنان می‌پرداخت. فعالیت رسانه‌ای او نشان‌دهنده تلاشش برای ایجاد فضایی جهت بیان دیدگاه‌ها و مشکلات زنان افغانستان بود.

زندگی خانوادگی، مادری و شعر «که زنی در سایه‌ام»
بخش مهمی از زندگی مینا نصر به نقش او به عنوان مادر و همسر مربوط می‌شود. او مادر پنج فرزند، شامل دو پسر و سه دختر است. زندگی با پنج فرزند در کنار فعالیت‌های ادبی، نویسندگی و روزنامه‌نگاری، بخش مهمی از تجربه شخصی او را تشکیل داده است. تجربه مادری و زندگی خانوادگی در نگاه او به زن و در شکل‌گیری برخی از آثارش تأثیر داشته است.

مجموعه «که زنی در سایه‌ام» ارتباط نزدیکی با روحیات و تجربه‌های شخصی شاعر دارد. نصر درباره یکی از شعرهای این مجموعه گفته است که آن را درباره خودش و در برهه‌ای از زندگی‌اش سروده و این شعر به شکل مستقیم و غیرمستقیم با زندگی او ارتباط دارد. در این شعر، شاعر تصویری از زنی را ارائه می‌کند که میان خاطرات، رویاها، بی‌قراری، زیبایی و جست‌وجوی هویت خویش قرار گرفته است:
که زنی در سایه‌ام
رازهایم را بی‌خیال شو
روزهایم را بپرس
که زنی در سایه‌ام
با بادها بی‌قرارم
پاهایم گریزان‌تر از آنند
عابری شوند
خیابانی پر از ویترین‌ها و مغازه‌ها
نیون‌های رنگه و تابلوها
برایم کم‌رنگی می‌کنند
ستاره‌های دور را

منتظرم دستی خط چشمم را پاک کند،
زیبایی‌ام را به دوردست‌ها ببرد
من داستانی‌ام که فصلی از آن ناخوانده مانده هنوز
زنی در سایه
با حباب‌های نازک در سر
با جیب‌هایی که
در آن رویاهایم پنهان است

کسی نمی‌داند باد
گل‌های چادرم را
در کدام شاخه
یا بر سر کدام دختری نشانده؟
بهترین خاطره‌ام
شبی است که
دست‌هایم را
در گودالی از باران شستم.

🔴 جنبش پاسداران شمال

گاه‌‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره دوازدهم)۳۰ اسد: درگذشت استاد عبدالاحمد خاکساراستاد عبدالاحمد خاکسار یکی از چهره‌های ...
08/21/2026

گاه‌‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره دوازدهم)

۳۰ اسد: درگذشت استاد عبدالاحمد خاکسار
استاد عبدالاحمد خاکسار یکی از چهره‌های ماندگار هنر تمثیل، تئاتر و کمدی در افغانستان بود. هنرمندی که بیش از چهار دهه از زندگی خود را وقف هنر، آموزش و شاد کردن مردم کرد. او در سال ۱۳۳۴ خورشیدی در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمد. درباره زادگاه دقیق او روایت‌های متفاوتی وجود دارد برخی منابع شاه‌شهید کابل و برخی دیگر ولسوالی خان‌آباد ولایت کندز را محل تولد او دانسته‌اند. خاکسار دوران ابتدایی مکتب را در مکتب استاد بیتاب کابل آغاز کرد و سپس دوره لیسه را در لیسه شیرخان ولایت کندز به پایان رساند. علاقه او به ادبیات و هنر از همان دوران نوجوانی شکل گرفت و به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین بخش‌های زندگی‌اش تبدیل شد. او تحصیلات عالی خود را در رشته ادبیات زبان فارسی ادامه داد و در کنار آن، تحصیلات خود را در مؤسسه عالی تربیه معلم کندز نیز تکمیل کرد.

فعالیت‌های هنری او از دوران مکتب و برنامه‌های فرهنگی معارف در کندز آغاز شد. استعداد او در اجرای نمایش و علاقه‌مندی‌اش به تئاتر سبب شد تا با تشویق حفیظ‌الله نظری به‌صورت جدی وارد عرصه هنرهای نمایشی شود. در سال ۱۳۵۲ خورشیدی فعالیت رسمی و حرفه‌ای خود را در اداره «تئاتر ناشر» در ولایت کندز آغاز کرد.

این آغاز نقطه عطفی در زندگی هنری او بود. خاکسار در شرایطی وارد عرصه هنر شد که امکانات هنری در افغانستان بسیار محدود بود و فعالیت‌های تئاتری و تلویزیونی با دشواری‌های فراوان روبه‌رو بود. با این حال استعداد، پشتکار و علاقه فراوان او باعث شد که به‌تدریج جایگاه ویژه‌ای در میان هنرمندان کشور پیدا کند.

در سال ۱۳۵۹ خورشیدی به کابل آمد و فعالیت خود را در تلویزیون ملی افغانستان آغاز کرد. نخستین اجرای تلویزیونی رسمی او در سال ۱۳۶۱ خورشیدی در نمایشنامه «بلی و نخیر»، پخش شد. این حضور تلویزیونی زمینه‌ای برای شناخته‌شدن بیشتر او در میان مردم فراهم کرد و آغازگر دوره‌ای طولانی از فعالیت‌های هنری او در تلویزیون، تئاتر و سینما شد.

میراث هنری و شهرت با شخصیت «میرک»
عبدالاحمد خاکسار در طول بیش از چهار دهه فعالیت هنری در بیش از ۵۰ نمایشنامه تلویزیونی و شماری از فیلم‌های سینمایی و نمایش‌های تئاتری ایفای نقش کرد. بخش مهمی از آثار او دارای محتوای طنز، اجتماعی و انتقادی بود. او از طنز به‌عنوان وسیله‌ای برای بیان مشکلات اجتماعی و نزدیک شدن به مردم استفاده می‌کرد و توانایی خاصی در تبدیل موضوعات جدی به اجراهای ساده، شیرین و قابل فهم داشت.

یکی از ماندگارترین شخصیت‌هایی که نام استاد خاکسار را در میان مردم افغانستان جاودانه کرد. شخصیت «میرک» بود. او پس از سال ۲۰۰۱ میلادی در نقش میرک در یک مجموعه تلویزیونی ظاهر شد. این شخصیت با الهام از داستان‌ها و فرهنگ عامیانه افغانستان شکل گرفته بود و با زبان ساده رفتار طنزآمیز و شیوه خاص اجرای خاکسار به سرعت در میان مردم محبوب شد.

اگرچه مجموعه «میرک» به دلیل مشکلات مالی و کمبود بودجه به‌صورت کامل تولید نشد اما شخصیت میرک چنان با بازی استاد خاکسار پیوند خورد که بسیاری از مردم او را با همین نام و شخصیت به یاد می‌آورند. این نقش نشان داد که طنز می‌تواند در سخت ترین دوره‌های اجتماعی و سیاسی نیز برای مردم امید شادی و لحظه‌ای آرامش ایجاد کند.

خاکسار علاوه بر «میرک» در آثار متعدد دیگری نیز حضور داشت و در سریال معروف «د کوندی زوی» (پسر بیوه) نیز همکاری کرد. سبک بازی او بیشتر بر طنز طبیعی حرکات ساده بیان صمیمی و ارتباط مستقیم با مخاطب استوار بود. او برای خنداندن مردم به پیچیدگی نیاز نداشت بلکه از زندگی روزمره، مشکلات اجتماعی و رفتارهای معمول مردم الهام می‌گرفت.
اهمیت کار استاد خاکسار تنها در تعداد آثاری که در آن‌ها ایفای نقش کرد خلاصه نمی‌شود. او متعلق به نسلی از هنرمندان افغانستان بود که در دوره‌های بسیار دشوار چراغ هنر را روشن نگه داشتند. جنگ، ناامنی، مشکلات اقتصادی و مهاجرت، فعالیت هنرمندان را با موانع جدی روبه‌رو کرده بود. اما خاکسار همچنان به کار خود ادامه داد و تلاش کرد هنر و لبخند را از زندگی مردم دور نکند.

او در حقیقت هنرمندی مردمی بود. محبوبیتش نه تنها از تلویزیون، بلکه از ارتباط نزدیک با مردم و شناخت خوبش از فرهنگ و زندگی روزمره جامعه افغانستان سرچشمه می‌گرفت.

استاد در سنگر معارف و میراث ماندگار او
یکی از بخش‌های مهم و کمتر جداشده از کارنامه استاد عبدالاحمد خاکسار فعالیت طولانی او در عرصه آموزش و پرورش بود. او هنر را تنها وسیله امرار معاش نمی‌دانست، بلکه در کنار فعالیت‌های هنری بیش از ۴۲ سال به‌عنوان معلم در مکاتب افغانستان خدمت کرد.

او در مکاتب مختلف، از جمله مکتب عبدالهادی داوی در کابل، به تدریس مضامین تاریخ و جغرافیه پرداخت و نسل‌های زیادی از دانش‌آموزان را آموزش داد.

سر انجام استاد عبدالاحمد خاکسار پس از ۶۷ سال زنده گی و بیش از چهار دهه خدمت در عرصه هنر و معارف در ۳۰ اسد ۱۴۰۲ خورشیدی (۲۱ اگست ۲۰۲۳ میلادی ) در شفاخانه ای در شهر کابل در پی یک بیماری طولانی مدت چشم از جهان فروبست با در گذشت وی جامعه هنری افغانستان یکی از چهره های مانده گار خود را از دست داد. اما نام و آثار و لبخند های که برای مردم آفریده همچنان در حافظه مردم افغانستان زنده خواهد ماند.

🔴جنبش پاسداران شمال

اعلامیه جنبش پاسداران شمال در سوگ شهادت فرمانده حسیب پنجشیری، از فرماندهان مقاومت ملی افغانستان.🔴جنبش پاسداران شمال
08/20/2026

اعلامیه جنبش پاسداران شمال در سوگ شهادت فرمانده حسیب پنجشیری، از فرماندهان مقاومت ملی افغانستان.

🔴جنبش پاسداران شمال

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره یازدهم)۲۸ اسد؛ روز استقلال افغانستان۲۸ اسد ۱۲۹۸ خورشیدی برابر با ۱۹ آگست ۱۹۱۹ میلادی....
08/20/2026

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره یازدهم)

۲۸ اسد؛ روز استقلال افغانستان

۲۸ اسد ۱۲۹۸ خورشیدی برابر با ۱۹ آگست ۱۹۱۹ میلادی. یکی از مهم‌ترین روزهای تاریخ افغانستان است. در آن زمان شاه امان‌الله خان بر افغانستان حکومت می‌کرد. پیش از آن افغانستان در امور خارجی خود زیر نفوذ شدید بریتانیا قرار داشت و امان‌الله خان پس از رسیدن به قدرت خواهان استقلال کامل افغانستان در سیاست خارجی شد. همین موضوع یکی از عوامل اصلی آغاز جنگ سوم افغان و انگلیس بود. این جنگ در ۳ می ۱۹۱۹ آغاز شد و درگیری‌های اصلی تا ۳ جون ۱۹۱۹، یعنی حدود یک ماه ادامه یافت. نیروهای افغان در آغاز جنگ در برخی جبهه‌ها موفقیت‌هایی به دست آوردند اما در ادامه جنگ با مقاومت نیروهای بریتانیایی و بمباران کابل و جلال‌آباد روبه‌رو شدند. در نهایت مذاکرات سیاسی ادامه پیدا کرد و معاهدهٔ راولپندی در ۸ آگست ۱۹۱۹ حق افغانستان برای ادارهٔ مستقل سیاست خارجی خود را به رسمیت شناخت. به همین دلیل ۲۸ اسد به عنوان روز استقلال افغانستان گرامی داشته می‌شود. دراین جنگ به هر دو طرف تلفات زیادی وارد شد اما آمار دقیقی در دست نیست. فقط منابع بریتانیایی حدود ۲۵۰ کشته و ۶۵۰ زخمی را برای نیروهای بریتانیایی ـ هندی ثبت کرده اند.

پیامدهای استقلال، دستاوردهای بزرگ و چالش‌ها
استقلال زمینه را برای اصلاحات گسترده در داخل افغانستان فراهم کرد. شاه امان‌الله خان تلاش کرد کشور را به سوی یک دولت مدرن سوق دهد. از مهم‌ترین اقدامات مثبت او می‌توان به ایجاد نخستین قانون اساسی، اصلاح نظام اداری و مالی، گسترش مکاتب، آموزش دختران و پسران، فرستادن دانشجویان به خارج، توسعهٔ راه‌ها و ساختمان‌های عمومی، لغو برده‌داری و منع کار اجباری اشاره کرد. همچنین روابط افغانستان با کشورهای مختلف گسترش یافت و کشور توانست سیاست خارجی مستقل‌تری داشته باشد.
اما در کنار این دستاوردها مشکلاتی نیز به وجود آمد. بخشی از اصلاحات اجتماعی و فرهنگی با سرعت زیاد اجرا شد و با مخالفت برخی روحانیون، رهبران قبایلی و گروه‌های محافظه‌کار روبه‌رو گردید. اصلاحات مربوط به آموزش، لباس، جایگاه زنان و کاهش برخی امتیازات سنتی، نارضایتی‌هایی ایجاد کرد. در سال‌های بعد شورش‌های قبایلی افزایش یافت و سرانجام بحران سیاسی سال ۱۹۲۹ باعث شد امان‌الله خان از قدرت کنار برود. بنابراین، استقلال هم فرصت بزرگی برای پیشرفت ایجاد کرد و هم دوره‌ای از کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی را به دنبال داشت.

میراث ۲۸ اسد برای افغانستان
۲۸ اسد تنها یادآور یک جنگ نیست بلکه نماد استقلال سیاسی، حاکمیت ملی و تلاش افغانستان برای تعیین سرنوشت خود است. پس از استقلال افغانستان برای نخستین‌بار توانست روابط خارجی خود را به شکل مستقل‌تری تنظیم کند و در داخل کشور نیز زمینهٔ اصلاحات سیاسی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی فراهم شد.
با وجود چالش ها و مخالفت های که برخی اصلاحات را به دنبال داشت دورهٔ امان‌الله خان پایه های مهمی برای نوسازی افغانستان گذاشت از این رو ۲۸ اسد در تاریخ افغانستان نماد ایستاده گی در برابر سلطه خارجی و تلاش برای ساختن کشور مستقل و آباد است. یاد این روز به ما می آموزد که استقلال تنها به معنای آزادی از سلطه بیگانه نیست بلکه حفظ استقلال و پیشرفت کشور نیز نیازمند اتحاد، آگاهی، قانون مداری و مسولیت پذیری است.

🔴جنبش پاسداران شمال

08/17/2026
۲۴ اسد؛ سقوط جمهوری و نقش رهبران سیاسی۲۴ اسد ۱۴۰۰ برابر با ۱۵ آگست ۲۰۲۱ روزی بود که حکومت جمهوری افغانستان در برابر پیشر...
08/15/2026

۲۴ اسد؛ سقوط جمهوری و نقش رهبران سیاسی

۲۴ اسد ۱۴۰۰ برابر با ۱۵ آگست ۲۰۲۱ روزی بود که حکومت جمهوری افغانستان در برابر پیشروی طالبان فروپاشید، و کابل بدون یک نبرد بزرگ به دست طالبان افتاد. اما سقوط جمهوری را نمی‌توان تنها به همان روز محدود کرد. این فروپاشی نتیجه روندی بود که ماه‌ها و حتی سال‌ها در عرصه‌های سیاسی، امنیتی و حکومتی شکل گرفته بود.

یکی از مهم‌ترین عوامل، توافق امریکا و طالبان در دوحه در فبروری ۲۰۲۰ بود. این توافق زمینه خروج نیروهای امریکایی را فراهم کرد، در حالی که حکومت جمهوری افغانستان طرف اصلی این توافق نبود. با آغاز خروج نیروهای خارجی وابستگی نیروهای امنیتی افغانستان به حمایت امریکا بیشتر آشکار شد. نیروی هوایی، عملیات ویژه، استخبارات، انتقالات و پشتیبانی لوژستیکی تا حد زیادی به حمایت خارجی وابسته بودند. کاهش این حمایت توان عملیاتی و روحیه نیروهای امنیتی را تضعیف کرد.
اما خروج امریکا به‌تنهایی نمی‌توانست فروپاشی سریع جمهوری را توضیح دهد. مشکلات داخلی جمهوری نیز بسیار عمیق بود.

رهبران سیاسی افغانستان در سال‌های پایانی نتوانستند در برابر تهدید طالبان یک موضع مشترک ایجاد کنند. اختلاف میان ارگ و چهره‌های سیاسی، رقابت میان رهبران، منازعات انتخاباتی و بی‌اعتمادی میان جریان‌های سیاسی، حکومت را از درون ضعیف کرد.

در روزهای پایانی زمانی که ولایت‌ها یکی پس از دیگری سقوط می‌کردند. تلاش‌ها برای ایجاد یک جبهه سیاسی و نظامی مشترک با اختلاف و تأخیر همراه بود. نظامی که در چنین شرایطی به تصمیم‌گیری سریع فرماندهی منسجم و اعتماد متقابل نیاز داشت نتوانست این انسجام را حفظ کند.

از سوی دیگر، سقوط زنجیره‌ای ولایت‌ها باعث شد روحیه نیروهای امنیتی و اعتماد مردم به بقای حکومت کاهش پیدا کند. در نهایت فروپاشی روانی نظام از فروپاشی نظامی آن جلو زد.

در ۱۵ آگست، طالبان وارد کابل شدند و اشرف غنی کشور را ترک کرد. ساختار جمهوری در مدت کوتاهی فروپاشید. نظامی که نزدیک به بیست سال با حمایت مالی، نظامی و سیاسی جامعه جهانی ساخته و تقویت شده بود.
مسئولیت این فروپاشی را نمی‌توان تنها متوجه یک فرد دانست. امریکا در روند مذاکرات و خروج نیروهایش تصمیم‌های تعیین‌کننده‌ای گرفت؛ طالبان از فرصت سیاسی و نظامی استفاده کردند. و رهبران جمهوری نیز نتوانستند در لحظه حساس یک نظام سیاسی و امنیتی متحد و پایدار ایجاد کنند.

۲-افغانستان پیش از طالبان.جمهوری و تغییرات اجتماعی
پیش از بازگشت طالبان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰ افغانستان نزدیک به دو دهه تحت نظام جمهوری قرار داشت. در این دوره، با وجود مشکلاتی مانند فساد، ناامنی، اختلافات سیاسی و ضعف حکومت‌داری، تغییرات مهمی در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و آموزشی به وجود آمده بود.

میلیون‌ها کودک به مکتب می‌رفتند و دختران نیز فرصت آموزش در مکاتب و دانشگاه‌ها را داشتند. زنان در ادارات دولتی، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، نهادهای مدنی و بخش‌های مختلف جامعه حضور داشتند. رسانه‌های متعددی فعالیت می‌کردند و فضای نسبتاً گسترده‌ای برای آزادی بیان و فعالیت‌های مدنی وجود داشت.

نیروهای امنیتی افغانستان نیز برای تأمین امنیت کشور ایجاد و تقویت شده بودند، هرچند بخش مهمی از توانایی‌های آنان به حمایت مالی، نظامی و استخباراتی جامعه جهانی وابسته بود.

بنابراین، افغانستان پیش از طالبان با وجود چالش‌های جدی دارای یک ساختار جمهوری، نهادهای دولتی، نظام آموزشی و فضای اجتماعی متفاوتی بود که پس از ۲۴ اسد به‌طور اساسی و ظاهرا پلان شده تغییر کرد.

۳. طالبان؛ فرمان‌ها، محدودیت‌ها و تغییر زندگی مردم
سقوط جمهوری پایان داستان نبود؛ بلکه آغاز دوره‌ای جدید در زندگی مردم افغانستان بود.

طالبان دو روز پس از تصرف کابل در ۱۷ آگست از عفو عمومی برای مقام‌های حکومت پیشین و نیروهای امنیتی سخن گفتند. این اعلامیه در آن زمان برای هزاران کارمند دولت، نیروی امنیتی و فعال سیاسی که نگران آینده خود بودند اهمیت زیادی داشت.

اما در سال‌های بعد، میان وعده عفو و واقعیت زندگی شماری از افراد وابسته به حکومت پیشین فاصله ایجاد شد. مواردی از قتل‌های فراقضایی، بازداشت خودسرانه، شکنجه، بدرفتاری و ناپدیدشدن اجباری گزارش و مستند شده است.

در کنار این مسئله، محدودیت‌ها بر زنان و دختران نیز به‌تدریج افزایش یافت.
در ماه‌های نخست محدودیت‌هایی بر کار زنان حضور آنان در رسانه‌ها و رفت‌وآمدشان ایجاد شد. در دسمبر ۲۰۲۱، سفر زنان در مسافت‌های طولانی به همراه محرم مشروط شد.

در مارچ ۲۰۲۲، دختران بالاتر از صنف ششم از ادامه آموزش متوسطه محروم شدند. در دسمبر ۲۰۲۲ تحصیل زنان در دانشگاه‌ها تعلیق شد. در همان ماه، کار زنان در سازمان‌های غیردولتی ممنوع شد و در اپریل ۲۰۲۳ این محدودیت به کار زنان در نهادهای سازمان ملل نیز گسترش یافت.

محدودیت‌ها به آموزش و کار محدود نماند و حضور زنان در پارک‌ها، ورزشگاه‌ها، حمام‌های عمومی و دیگر فضاهای اجتماعی نیز محدود شد.
رسانه‌ها نیز از این تغییرات در امان نماندند. فشار بر خبرنگاران محدودیت در محتوای رسانه‌ای بازداشت برخی خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای و افزایش سانسور از سوی دولت و حتا خود سانسوری از اثر فشار های زیاد فضای آزادی بیان را محدودتر کرد.

در نتیجه، ۲۴ اسد فقط روز ورود طالبان به کابل نیست؛ بلکه روز سقوط یک نظام سیاسی و آغاز دوره‌ای کاملاً متفاوت وعقب زدن آزادی در تاریخ معاصر افغانستان است.

🔴جنبش پاسداران شمال

#سقوط #افغانستان

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره دهم)تولد استاد نعمت الله پژواک   تولد، خانواده و تحصیلات داکتر نعمت‌الله پژواک، فرزند...
08/12/2026

گاه‌شمار جنبش پاسداران شمال (شماره دهم)

تولد استاد نعمت الله پژواک
تولد، خانواده و تحصیلات داکتر نعمت‌الله پژواک، فرزند مرحوم قاضی حفیظ‌الله، در ۲۱ اسد ۱۳۰۷ خورشیدی برابر با ۱۲ اگست ۱۹۲۸ میلادی در شهر کابل متولد شد. او در خانواده‌ای اهل علم، فرهنگ و دانش پرورش یافت و دوران کودکی، جوانی و بخش مهمی از زندگی خود را در کابل سپری کرد. محیط علمی و فرهنگی خانواده و جامعه آن زمان، زمینه رشد فکری و علمی او را فراهم ساخت. پژواک تحصیلات متوسطه خود را در لیسه حبیبیه کابل به پایان رساند و سپس تحصیلات عالی خود را در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل ادامه داد و از آنجا سند لیسانس به دست آورد. علاقه او به تعلیم و تربیه و فعالیت‌های علمی باعث شد برای ادامه تحصیلات به ایالات متحده آمریکا سفر کند. وی در دانشگاه کولمبیا در رشته تعلیم و تربیه تحصیل کرد و در مقاطع ماستری و دکتورا به تحصیلات عالی خود ادامه داد.

فعالیت‌های علمی، فرهنگی و آموزشی
پس از پایان تحصیلات، داکتر پژواک وارد عرصه آموزش و معارف افغانستان شد و در بخش‌های مختلف وزارت معارف مسئولیت‌های مهمی را بر عهده گرفت. او به عنوان رئیس تدریسات ثانوی و رئیس تألیف و ترجمه وزارت معارف ایفای وظیفه کرد. فعالیت در این بخش‌ها نشان می‌دهد که تعلیم و تربیه و توسعه نظام آموزشی از محورهای مهم زندگی حرفه‌ای او بوده است. تجربه علمی و تحصیلات تخصصی او در رشته تعلیم و تربیه، زمینه فعالیت گسترده‌تر در بخش معارف را فراهم کرد. پژواک در کنار فعالیت‌های آموزشی، در عرصه فرهنگی و دیپلماتیک نیز حضور داشت و به عنوان مستشار فرهنگی سفارت افغانستان در مسکو ایفای وظیفه کرد. این دوره از زندگی او با فعالیت‌های فرهنگی و روابط میان افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی ارتباط داشت.

فعالیت‌های سیاسی و مسئولیت‌های دولتی
کارنامه داکتر نعمت‌الله پژواک تنها به فعالیت‌های علمی و آموزشی محدود نماند و او در مراحل مختلف زندگی خود وارد عرصه مدیریت و سیاست شد. وی در مسئولیت‌های مهم دولتی از جمله والی بامیان، والی کابل، وزیر داخله، وزیر معارف، وزیر مشاور و معاون صدراعظم افغانستان خدمت کرد. بررسی مسیر کاری او نشان می‌دهد که پژواک در دوره‌های متفاوت سیاسی افغانستان همچنان در ساختار دولت حضور داشت. همین حضور در حکومت‌های مختلف، یکی از بخش‌های قابل توجه کارنامه سیاسی او به شمار می‌رود و باعث شده است که زندگی سیاسی وی از نظر میزان استقلال فکری و نوع رابطه‌اش با نظام‌های حاکم، نیازمند بررسی تاریخی دقیق باشد. در دوره جمهوری محمد داود خان نیز او در ساختار دولتی حضور داشت. در سال‌های بعد، هم‌زمان با تحولات سیاسی افغانستان و روی کار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق، حضور او در ساختار دولت ادامه یافت. این مسئله در بررسی تاریخی زندگی او اهمیت دارد؛ زیرا همکاری شخصیت‌های غیرحزبی و تکنوکرات با حکومت‌های گوناگون، یکی از ویژگی‌های سیاسی آن دوره افغانستان بود.

مواضع سیاسی و فعالیت‌های دیپلماتیک
یکی از رویدادهای مهم در کارنامه سیاسی داکتر پژواک، حضور او در دومین کنفرانس سران کشورهای اسلامی در لاهور در سال ۱۳۵۳ خورشیدی بود. او در این نشست به نمایندگی از افغانستان درباره سیاست پاکستان در قبال مسئله پشتونستان موضع‌گیری کرد. بررسی این رویداد نشان می‌دهد که سخنان پژواک در کنفرانس لاهور با لحن صریح و تندی همراه بود و موضوع روابط افغانستان و پاکستان را با حساسیت بیشتری در فضای کنفرانس مطرح کرد. این موضع‌گیری در ادامه سیاست رسمی افغانستان در قبال مسئله پشتونستان قرار داشت، اما از نظر دیپلماتیک، به افزایش تنش میان افغانستان و پاکستان کمک کرد و فضای روابط دو کشور را پیچیده‌تر ساخت. از سوی دیگر، بررسی فعالیت‌های سیاسی پژواک نشان می‌دهد که او در هیچ‌یک از جریان‌های اصلی سیاسی چپ و راست به عنوان یک عضو شناخته‌شده حزبی قرار نداشت. با این حال، حضور او در حکومت‌های مختلف باعث شد رابطه سیاسی و فکری او با نظام‌های حاکم مورد بحث قرار گیرد. برخی از فعالیت‌های او را می‌توان از زاویه همکاری با ساختار دولت بررسی کرد و برخی دیگر را در چارچوب تلاش یک شخصیت متخصص برای ادامه فعالیت در دستگاه دولتی دانست.

فعالیت‌های صلح، سال‌های پایانی و درگذشت در جریان تحولات سیاسی افغانستان
داکتر پژواک در موضوع مصالحه ملی و تلاش برای پایان جنگ نیز نقش داشت. در لویه جرگه مصالحه ملی سال ۱۳۶۵ خورشیدی، او در بحث‌های مربوط به آینده سیاسی و صلح افغانستان حضور داشت و طرح‌ها و پیشنهادهایی را مطرح کرد. بررسی این مرحله از زندگی او نشان می‌دهد که فعالیت‌های سیاسی پژواک تنها به حضور در ساختار حکومت محدود نبود و مسئله صلح و آینده سیاسی افغانستان نیز در فعالیت‌های او جایگاه داشت. در اواخر عمر، داکتر نعمت‌الله پژواک به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و سال‌های پایانی زندگی خود را در آن کشور سپری نمود.
او پس از یک عمر فعالیت در عرصه‌های علمی، فرهنگی، آموزشی، دیپلماتیک و سیاسی، در سال ۱۳۸۸ خورشیدی در ایالات متحده آمریکا درگذشت. در جمع‌بندی می‌توان گفت که زندگی داکتر نعمت‌الله پژواک بخش مهمی از تاریخ معاصر افغانستان را دربر می‌گیرد. او از یک خانواده اهل علم برخاست، در افغانستان و آمریکا تحصیل کرد، در نظام معارف کشور مسئولیت‌های مهم داشت، در عرصه دیپلماسی فعالیت کرد و سپس به مقام‌های بلند دولتی مانند والی، وزیر و معاون صدراعظم رسید. حضور او در حکومت‌های مختلف، موضع‌گیری در مسئله پشتونستان، فعالیت‌های مربوط به مصالحه ملی و مهاجرت در سال‌های پایانی زندگی، از مهم‌ترین بخش‌های کارنامه او هستند. بررسی همه این مراحل، تصویری جامع‌تر از شخصیت و نقش داکتر نعمت‌الله پژواک در تاریخ معاصر افغانستان ارائه می‌کند.

🔴 جنبش پاسداران شمال

Address

Toronto, ON

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when پاسداران شمال NGM posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share