19/09/2026
وقتی سالها تحصیل، پشت یک تصمیم اداری متوقف میشود…
روز چهارشنبه، ۲۵ سنبلهٔ ۱۴۰۵، صبحم را با خبری تکاندهنده آغاز کردم؛ خبری که فقط یک خبر نبود، بلکه گویی بخشی از سالهای زندگی چندین انسان را یکباره از پیش چشمانم عبور داد.
مکانی که برای بعضیها شش سال، برای بعضی هفت سال، برای برخی هشت سال و برای عدهای یازده سال، خانهٔ دوم و امید فردایشان بود؛ جایی که سالها در آن درس خواندند، آموختند، آرزو ساختند و برای آینده زحمت کشیدند.
سخن از شاگردان نابینای لیسهٔ تعلیمات خاص ولایت غزنی است؛ شاگردانی که شاید چشمهایشان دنیا را نمیدید، اما دلهایشان هزاران رؤیا برای دیدن آینده داشت.
آن روز، زمانی که شاگردان طبق معمول به مکتب رفتند، نمیدانستند که خبری در انتظارشان است که میتواند مسیر زندگی و سالها زحمت آنان را دگرگون کند.
لغو صنفها و توقف ادامهٔ تحصیل
بر اساس گفتههای شاگردان، روز چهارشنبه، ۲۵ سنبله، صنفهای مربوط به شاگردان نابینا از سوی ادارهٔ لیسهٔ تعلیمات خاص لغو گردید و به آنان گفته شد که پس از آن دیگر به مکتب مراجعه نکنند.
به گفتهٔ شاگردان، این تصمیم باعث شده است شماری از آنان که سالها در این لیسه مشغول تحصیل بودهاند، اکنون با بلاتکلیفی جدی دربارهٔ آیندهٔ آموزشی خود مواجه شوند.
همچنین، بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی شاگردان، در پی این تصمیم، حدود شش تن از استادان این لیسه نیز از وظایفشان برکنار شدهاند.
اما پرسش بزرگ اینجاست:
اگر تشکیل صنف با تعداد کم شاگردان از نظر مقررات قابل قبول نبوده است، چرا این صنفها از ابتدا تشکیل شدند و سالها ادامه یافتند؟
چرا این موضوع در همان سالهای نخست مدیریت و تنظیم نشد؟
چرا اکنون، پس از شش، هفت، هشت و حتی یازده سال تحصیل، شاگردان نابینا باید پیامد یک مشکل یا تصمیم اداری را متحمل شوند؟
شش سال، هفت سال، هشت سال و یازده سال فقط چند عدد روی کاغذ نیست.
پشت هر سال، هزاران صبح زود، صدها روز خستگی، امید، تلاش، شکست، دوباره برخاستن و رؤیای ساختن آیندهای بهتر قرار دارد.
و دردناکتر این است که شاگردانی که با وجود نابینایی برای ساختن آیندهشان سالها تلاش کردهاند، اکنون نمیدانند فردای تحصیلیشان چه خواهد شد.
زمان چیزی نیست که بتوان آن را خرید و دوباره به دست آورد.
اگر سالهای تحصیل این شاگردان متوقف شود، چه کسی پاسخگوی سالهایی خواهد بود که دیگر بازنمیگردند؟
پرسش از مسئولان
این لیسه مربوط به آمریت تعلیمات تخنیکی و مسلکی ولایت غزنی است و در چوکات ادارهٔ تعلیمات تخنیکی و مسلکی افغانستان فعالیت میکند.
زمانی که برای پیگیری موضوع به ادارهٔ لیسه مراجعه کردیم، به ما گفته شد که این تصمیم از سوی ادارهٔ تعلیمات تخنیکی و مسلکی گرفته شده و موضوع خارج از صلاحیت ادارهٔ لیسه است.
پس از آن به آمریت تعلیمات تخنیکی و مسلکی ولایت غزنی مراجعه کردیم؛ اما به گفتهٔ ما، مولوی عبدالرحمن طیب، آمر آمریت تعلیمات تخنیکی و مسلکی غزنی، پاسخ روشن و مشخصی دربارهٔ سرنوشت شاگردان ارائه نکرده است.
همچنان تاکنون پاسخ روشنی از مسئول زون ادارهٔ تعلیمات تخنیکی و مسلکی در غزنی نیز دریافت نکردهایم.
خواستهٔ ما چیست؟
ما خواهان امتیاز ویژه نیستیم.
ما تنها میخواهیم:
🔹 معیار و مقررات رسمی تشکیل صنفها برای شاگردان و مردم روشن شود.
🔹 مسئولان توضیح دهند که چرا صنفهای کمجمعیت از ابتدا تشکیل و سالها ادامه داده شده است.
🔹 دلیل لغو فعلی صنفهای شاگردان نابینا بهصورت واضح اعلام شود.
🔹 برای ادامهٔ تحصیل شاگردان نابینا یک راهحل فوری و عملی ارائه شود.
🔹 تا زمان پیدا شدن راهحل، از محرومشدن شاگردان نابینا از ادامهٔ آموزش جلوگیری شود.
🔹 ادارهٔ لیسه، آمریت تعلیمات تخنیکی و مسلکی ولایت غزنی و ادارهٔ مرکزی تعلیمات تخنیکی و مسلکی افغانستان در برابر آیندهٔ تحصیلی این شاگردان پاسخگو باشند.
ما سالها درس خواندهایم.
ما سالها برای آیندهمان تلاش کردهایم.
نباید به دلیل مشکلی که در اختیار ما نبوده است، آیندهٔ تحصیلی ما متوقف شود.
شاگرد نابینا شاید با چشمهایش جهان را نبیند، اما حق دارد با دانش، امید و آموزش، آیندهٔ خود را بسازد.
این صدای چند شاگرد نیست؛ صدای سالهایی است که دیگر برنمیگردند.
#غزنی